شهادت حضرت رقیه

 

Mobin_s2004@yahoo.com


 



 

 


Mobin_s2004@yahoo.com

چرا؟
عکس
ويژه نامه ديگري بمناسبت دهه فجر
عکسهاي مراسم تولد افشين امپراتور
پلیس عربستان فروش اجناس قرمز را ممنوع کرد
از بیم خرید در روز ولنتاین
حضور اقشار مختلف مردم در راهپيمايي بيست دو بهمن!!
عکس «بهمن قبادی» و «شارون استون» در ايران
بیایانهای شگفت انگیز
سايت ويژه حضرت رقيه سلام الله عليها

صفحات ويژه حضرت رقيه سلام الله عليها (آويني)

صفحات ويژه حضرت رقيه سلام الله عليها (جستجوي شيعي)

متن کامل کتاب: ستاره درخشان شام حضرت رقيه (س)»

آلبوم تصاوير حرم مطهر حضرت رقيه سلام الله عليها

فايلهاي صوتي عزاداري حضرت رقيه سلام الله عليها (تبيان)

فايلهاي صوتي عزاداري حضرت رقيه سلام الله عليها (آويني)


 

 

Mobin_s2004@yahoo.com

280 كانديداي رد صلاحيت شده مجلس تائيد شدند


280 كانديداي رد صلاحيت شده انتخابات مجلس هشتم از سوي شوراي نگهبان تائيد شدند.
به رغم اينكه مهلت 20 روزه شوراي نگهبان براي بررسي شكايت نامزدهاي رد صلاحيت شده مجلس هنوز باقي مانده است اين شورا ليست 280 نفره از كانديداهايي كه صلاحيت‌شان از سوي هيئت‌هاي اجرايي و نظارت تائيد و احراز نشده بود مورد تائيد قرار داد.
عباسعلي كدخدايي سخنگوي شوراي نگهبان در گفتگوي اختصاصي با خبرنگار خبرگزاري فارس با اعلام اين خبر گفت: همانگونه كه در مصاحبه‌ اخير با رسانه‌ها اعلام كرده بودم شوراي نگهبان قبل از موعد مقرر قانوني در بررسي شكايت نامزدها و اعلام آن تا (3 اسفندماه)، صلاحيت‌ 280 نفر از كساني كه از سوي هيئت‌هاي اجرايي و نظارت مورد تائيد قرار نگرفته و يا صلاحيت‌شان احراز نشده بود مورد تائيد قرار داد.
سخنگوي هيئت مركزي نظارت بر انتخابات مجلس همچنين وعده داد كه تا سوم اسفند ماه ليست ديگري از تائيد صلاحيت شدگان كانديداهاي انتخابات از سوي شوراي نگهبان مشخص شود.
بنا به گفته كدخدايي، اين ليست‌ها عمدتاً شامل كانديداهايي خواهد بود كه صلاحيت‌شان مورد تائيد شوراي نگهبان واقع مي‌شود.
سخنگوي شوراي نگهبان يادآور شد كه اسامي اين تعداد تائيد صلاحيت شدگان به وزارت كشور ارسال شده است.

اسامي 273 نامزد تائيد صلاحيت شده انتخابات
 

تحرکات جدید شیطان پرستان در تهران

«تنها شیطان خدای ماست و غیر او حامی ما نیست»، از جمله شعارهایی است که در برخی از دیوارهای این منطقه به چشم می خورد.
به گزارش خبرنگار «جهان»، طی سال‌های اخیر گروه شیطان پرستان با راه اندازی سایت های اینترنتی و وبلاگ های متعدد درصدد ترویج اندیشه های خود برآمده است.
از چندي پيش بر روی دیوارهای نقاط مختلف یکی از مناطق جنوبی تهران شعارهایی در ترویج شیطان پرستی نوشته می‌شود و به نظر مي‌رسد تمركز بيشتري بر اين مناطق شده است.
اين گزارش حاكي است بيشتر فعاليت اين گونه گروه‌ها در محله‌هاي بسيار مرفه نشين و يا فقير نشين صورت مي‌گيرد.
در ديوار نويسي‌ها و تبليغات آنان و در کنار این شعارها اشکالی با ادغام ستاره، دایره و مثلث نیز ترسيم شده است.
این گروه با نفوذ در برخی از محافل مورد توجه جوانان از جمله موسیقی درصدد اغفال آنان است.
پیش از این گروهی از مروجان شیطان پرستی در شهرستان کرج دستگير شدند.

 



 

Mobin_s2004@yahoo.com

بخش اول

مطالب ارسالی نویسندگان ثابت «روزانه»
 
 
 

حديث روزانه
arash_new2001@yahoo.com

حضرت امام حسين (عليه السلام) فرمودند:

مَنْ نَفَّسَ كُرْبَةَ مُؤْمِن، فَرَّجَ اللهُ عَنْهُ كَرْبَ الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ.

هركس گره اى از مشكلات مؤمنى باز كند و مشكلش را برطرف نمايد، خداوند متعال مشكلات دنيا و آخرت او را اصلاح مى نمايد.  

مستدرك الوسائل: ج 12، ص 416، ح 13، بحارالأنوار: ج 75، ص 121، ح 4.

 

 

آل ياسين
hra62302@yahoo.com

قرآن کریم و نشانه های ظهور

از جمله بشارتهایی که در قرآن مجید در ضمن آیاتی داده شده مسألۀ قیام جهانی حضرت بقیۀ ا...ارواحنا فداه وسیطرۀ عدل وداد در عالم بعد از پر شدن آن از ظلم و جور است.

نشانه های پیدایش این حکومت
سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی أنفسهم حتی یتبین لهم أنه الحق اولم یکف بربک أنه علی کل شیء شهید.(1)
بزودی آیات و نشانه هایی از قدرت خود را در صحنۀ گیتی و در وجودشان بدانها نشان خواهیم داد، تا بر آنها آشکار شود که او حق است. ممکن است نشانه های آفاقی همان صیحۀ آسمانی باشد و منظور از آیات انفسی همان رعب و ترس باشد که در دلها جای می گیرد.
ولنبلونکم بشیء مِن الخوف و الجوع و نقص مِن الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین(2)
و هر آینه شما را به و سیلۀ ترس و گرسنگی و نقص در مالها و جانها و میوه ها می آزماییم، و صبر کنندگان را بشارت ده. محمد بن مسلم از امام صادق(ع) روایت می کند که پیش از قیام مهدی ما(ع) مردم به انواع بلاها مبتلا می شوند و موفقیت با صابران است.
به طور خلاصه علائم و نشانه های قبل از ظهور در این روایات عبارت است از:
1- وحشت و اضطرابی که در حال حاضر در میان مردم بعضی از کشورهای اسلامی دیده می شود.
2- گرسنگی و قحطی که در بعضی کشورهای جهان مشهود است و به طور متوسط روزانه چند هزار تن از گرسنگی می میرند
3- فساد در تجارت و بازرگانی و کمبود درآمد بعضی اقشار جامعه که به ویژه در ایران ما مشهود است
4- تلفات جانی مانند تلفات در جنگ ایران و عراق و نقصان زراعت و میوه جات ناشی از آفات و کمی برکت آنها.
إن ا... قادر علی أن ینزل آیة(3) ؛
به درستی که خداوند قادر است که نشانه ای فرو فرستد.
ابی الجارود می گوید: امام باقر(ع) در تفسیر این آیه فرمودند: زود است که در آخرالزمان آیات و نشانه هایی ا قدرت خداوند می بینی:.
1- دابة الارض[ که منظور تشریف فرمایی حضرت امیرالمؤمنین(ع) در رجعت و یا حضرت بقیةا...(عج) است.] 2- دجال 3- نزول حضرت عیسی بن مریم از آسمان. 4- طلوع خورشید از مغرب(4)
قل هوالقادر علی أن یبعث علیکم عذابا مِن فوقکم أو مِن تحت أرجلکم أو یلبسکم شیعا و یذیق بعضکم بأس بعض.(5)
بگو او تواناست که بر شما عذابی از بالای سر و زیر پاهای شما برانگیزد یا اینکه شما را گروههای غیر متحد قرار دهد و آسیب برخی را به برخی دیگر بچشاند.
از ابی جعفر(امام باقر)(ع) در فرمودۀ خداوند متعال:«قل هوالقادر علی...» منقول است که فرمودند: آن دجال و صیحه است(عذاب آسمانی و از بالا) و مراد از «أو مِن تحت أرجلکم» عبارت است از خسف و فرو رفتگی زمین و مراد از «أو یلبسکم شیعا» اختلاف در دین و طعن به یکدیگر زدن است و منظور از «یذیق بعضکم بأس بعض» کشتن بعضتان است بعضی دیگر را، و تمام این حوادث در میان اهل قبله و مسلمانان به وقوع می پیوندد.(6)

قل أرأیتم إن أتاکم عذابه بیاتا أو نهارا ماذا یستعجل منه المجرمون(7)
بگو آیا دیدید که اگر عذاب الهی شب هنگام و یا روز بر شما برسد[چه راه گریزی دارید؟] چرا گناهکاران[به جای توبه] عذاب را به تعجیل می طلبند؟ از امام باقر(ع) نقل شده که فرمودند: مراد از عذاب در این آیه بلاهایی است که در آخرالزمان بر مردم نازل می شود(البته بر مردم مسلمان)

و لو تری إذ فزعوا فلا فوت و أخذوا مِن مکان قریب.(8)
و اگر تو سختی حال مجرمان را مشاهده کنی هنگامی که ترسان و هراسان هستند پس هیچ فرار و گذشتی نیست و از مکان نزدیکی دستگیر شوند. از حضرت باقر(ع) نقل کردند که در تفسیر آیۀ شریفه که در مقدمۀ قیام جهانی حضرت مهدی(عج) صیحه ای از آسمان بلند می شود که همۀ مردم در هر حالی که هستند این صدا را می شنوند و در زمین بیداء لشکریان سفیانی به زمین فرو خواهند رفت که جمعیت آنها طبق روایات حدود سیصد هزار نفر است.
سأل سائل بعذاب واقع (9) ؛ سائلی از عذابی که وقوع آن حتمی است سؤال نمود.
از حضرت باقر(ع) در رابطه با این آیۀ مبارکه سؤال کردند که منظور از این عذاب چیست؟ فرمودند: عذاب در اینجا آتشی است که از طرف مغرب شعله ور می شود و پادشاهی آن را رهبری می کند و تمام خانه های بنی امیه و همۀ غاصبان حقوق اهل بیت را آتش می زند و مخصوصا از بنی امیه آثاری باقی نخواهد گذاشت و اوست مهدی آل محمد(ص)(10) علامه مجلسی می فرماید: این جریان یا از علائم ظهور است و یا در وقت ظهور واقع می شود.

پی نوشت:
1- سورۀ فصلت، آیۀ53 /// 2- سورۀ بقره، آیۀ 156 /// 3- سورۀ انعام، آیۀ37 /// 4- بحارالانوار، ج52،ص181 /// 5- سورۀ انعام، آیۀ 65 /// 6- بحارالانوار، ج52، ص182 /// 7- سورۀ یونس، آیۀ51 /// 8- سورۀ سباء، آیۀ 50 /// 9- سورۀ معراج، آیۀ 1 /// 10- بحارالانوار، ج52، ص188

 

 

ترجمه اخبار ترکيه
uzakyol@gmail.com

عکس: درازترین بینی دنیا با 14 سانتی متر طول


مرد 80 ساله ترکیه ای با 14 سانتی متر بینی، صاحب درازترین بینی دنیاست! این مرد اهل استان اردو در ترکیه محمت گل نام دارد و همسایگان او را با نام دده پینوکیو خطاب می کنند!! دده پینوکیو شکایت خاصی از بینی درازش ندارد و اقوامش هم می گویند به این مرد بینی دراز عادت کرده اند.
وی که تا کنون در مسابقات درازی بینی شرکت نکرده است گفته است: "افرادی که در این مسابقات برنده شده اند بینی شان بین 8 تا 9 سانتی متر طول دارد. اگر من شرکت می کردم قطعا برنده این مسابقات می شدم چرا که تاکنون درازتر از بینی خودم ندیده ام!"
سال گذشته شخص دیگری با نام محمت اوزیورک با بینی ای به درازی 8.8 سانتی متر اسم خود را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرده بود.

 

 

پرسش از اسلام
zahra4066@yahoo.com

سوال:

با عرض سلام و خسته نباشيد ؛
سؤال من اين است كه آيا
در كداميك از مقاتل امام حسين(ع)، نام رقيه(س) و ماجراي «شهادت ايشان در شام بر اثر مشاهدة سر پدر» آمده است؟
 البته منظور من از مقاتل، نه آن كتابهايي است كه با عنوان «مقاتل» مورد تحريف و دستكاري عده اي از ناشران و مترجمان قرار گرفته است بلكه منظورم آن نسخه هايي است كه براي اولين بار در تاريخ نگارش كتب نگاشته شده اند ؟ زيرا اخيراً متوجه شده ام كه متأسفانه برخي محققين نادان و مقدّس مآب به تصور اينكه اگر كلمه اي با عنوان «رقيه» در متون روائي ما وجود نداشته باشد دين و مذهب ما در معرض خطر قرار مي گيرد دست به تحريف نسخه هاي ارزشمند تاريخي زده اند. اقدام به ظاهر كوچكي كه اگر عده اي فرصت طلب از آن اطلاع يابند چه ضربه ها كه به پيكر حقانيت مذهبمان خواهند زد !
يك نمونه : در «اللّهوف» ، سيد بن طاووس ، به تحقيق شيخ فارس تبريزيان، قم: انتشارات اسوه، صفحه 140 ، لهوفى كه اخيراً توسط عباس عزيزى ترجمه شده نام «رقيه» آمده است؛ درحاليكه در نسخه هاي چاپ سنگي آن به هيچ وجه نامي از «رقيه» به ميان نيامده است !
لطفاً در پي توجيه مطلب مذكور نباشيد و فقط مستدلّ و منطقي پاسخ عنايت فرماييد؛ چون همانطور كه عرض كردم و خود نيز واقف هستيد وجود و عدم وجود چنين حقيقتي هيچ مشكلي براي دين و مذهبمان در پي ندارد، بلكه تحريف و دروغ پردازي است كه در آينده، اذهان روشن و بيدار خودي و بيگانه را به سمت تشكيك و عوارض ناشي از آن سوق مي دهد.
با تشكر


 

پاسخ:

در كتاب «كامل بهائي» نوشته حسن بن علي بن محمد بن علي بن حسن طبري، معروف به عماد الدين طبري، جزء دوم، فصل سوم، باب 25، چاپ شيخ عبدالكريم تبريزي، يك مجلدي، ص 179 چنين آمده است: در كتاب «حاويه» آمده است كه زنان خاندان نبوت در حالت اسيري، حال مرداني را كه در كربلا شهيد شده بودند، بر پسران و دختران آنان پوشيده نگه مي داشتند و به هر كودكي وعده مي دادند كه پدرت به سفر رفته و باز مي گردد. اين وضع ادامه داشت تا اين كه اسيران را در جوار خانه يزيد جا دادند. در ميان كودكان دختركي بود چهار ساله.
اين دختر شبي از خواب بيدار شد و گفت: پدرم حسين كجاست؟ همين الان او را در خواب ديدم و بسيار پريشان بود. زنان و كودكان همه به گريه افتادند و ناله آنان بلند شد. يزيد در آن حال خوابيده بود. از صداي ناله آنان از خواب بيدار شد و گفت چه شده است؟ گزارشگران يزيد خبر آوردند كه دختر بچه چهار ساله اي پدرش را مي خواهد. يزيد دستور داد سر پدرش را براي او بياورند. آن ملعون ها سر امام حسين(ع) را آوردند و در برابر چشمان او نهادند. آن دختر بچه گفت: اين چيست؟ معلون ها گفتند: سر پدر توست.
دختر بچه از مشاهده آن وضع ترسيد و فرياد كشيد. پس از آن به بيماري افتاد و پس از چند روز جان به جان آفرين تسليم كرد (پايان كلام عماد الدين طبري).
شيخ عباس قمي عماد الدين طبري را جزو علماي بزرگ و مورد اعتماد شيعه معرفي مي كند و همين داستان را در منتهي الامال در حالات امام حسين(ع)، مقصد چهارم، فصل هشتم، ص 807، چاپ هجرت، چاپ اول، 1374 آورده و در پايان داستان مي گويد: برخي اين خبر را به صورت گسترده نقل كرده اند و مضمون آن را يكي از بزرگان به نظم كشيده و من در اين مقام به همان اشعار اكتفا مي كنم:
يكي نو غنچه اي از باغ زهرا
بجست از خواب نوشين بلبل آسا
به افغان از مژه خوناب مي ريخت
نه خونابه كه خون ناب مي ريخت
بگفت اي عمه بابايم كجا رفت
بد ايندم در برم ديگر چرا رفت
مرا بگرفته بود ايندم در آغوش
همي ماليد دستم بر سر و گوش
بناگه گشت غايب از بر من
ببين سوز دل و چشم تر من
براي رعايت اختصار همه اشعار را نياورديم مي توانيد به خود منتهي الامال مراجعه كنيد. نام اين دختر بچه چهار ساله رقيه است.
براي بررسي بيشتر ومحققانه مطالعه منابع زير مفيد خواهد بود :
1. سليمان بن ابراهيم قُندوزى حنفى در كتاب خود به نام «ينابيع الموده» در جلد دوم، بابى دارد در شهادت حضرت امام حسين(ع). در اين باب، از «مقتل ابى مخنف» مطالبى را درباره امام حسين(ع) آورده است.در صفحه 416 جلد دوم چاپ هفتم، سال 1371 هجرى شمسى، از انتشارات «الشّريف الرّضى» قم، چنين مى‏گويد: «و من كلام له عند وداعه مع اهله: اللهم انك شاهد على هؤلاء القوم الملاعين انّهم عمدوا ان لا يبقون من ذرية رسولك... ثم نادى: يا امّ كلثوم! و يا سكينة! و يا رقيّه! و يا زينب! يا اهل بيتى عليكنّ منّى السّلام...»
در جلد يازدم «احقاق الحق»، ملحقات، در ص 633، متن «ينابيع الموده» را آورده است و گفته است كه در «ينابيع الموده»، ص 346 چنين آمده است: «... يا ام كلثوم! و يا سُكَينة! و يا رقيه و يا عاتكة و يا زينب...»
كتاب احقاق الحق، نوشته قاضى نور الله حسينى مرعشى شوشترى است. حضرت آية‏الله نجفى مرعشى، بر اين كتاب تعليقات و ملحقاتى دارد. اين تعليقات و ملحقات بسيار مهم است. كتابخانه آية‏الله نجفى مرعشى اين كتاب را به چاپ رسانده است. در مسائل اختلافى بين شيعه و سنى، داور خوبى است. اين كتاب به زبان عربى است.
2. در «كشف الغمه» جلد دوم، چاپ اول، تبريز، 1381 هجرى قمرى، ص 38 مى‏گويد: قال كمال الدين: كان له من الاولاد ذكورا و اناثا عشرة، ستة ذكور و اربع اناث.
كمال الدين مى‏گويد: امام حسين ده فرزند داشت. شش پسر و چهار دختر. كمال‏الدين از دخترها زينب، فاطمه و سكينه را نام برد و چهارمى را نام نمى‏برد، (بحارالانوار، ج 45، ص 331 نيز همين حرف را از كمال‏الدين بنى طلحه نقل كرده است).
3. نويسنده كتاب «ناسخ التواريخ»، سيد الشهداء در ص 238، چاپ سوم جلد چهارم آورده است: محمد بن طلحه شافعى در «مطالب السؤل» مى‏گويد: امام حسين(ع) چهار دختر داشت: فاطمه، سكينه، زينب و چهارمى را نام نبرده است.
4. در كتاب «منتخب التواريخ»، ص 388 چاپ اول آمده است: يكى از قبورى كه در شام واقع است، قبر حضرت رقيه بنت الحسين(ع) است. پس از آن داستان جالبى را نقل مى‏كند. مى‏گويد: شيخ محمدعلى شامى به من گفت: پدر بزرگ مادرى من سيد ابراهيم دمشقى سه دختر داشت. دختر بزرگ، شبى در خواب حضرت رقيه را مى‏بيند. حضرت رقيه با او مى‏گويد: به پدرت بگو كه به والى شام خبر بدهد كه در قبر من آب افتاده، بيايد و تعمير كند. دختر خواب را به پدر مى‏گويد ولى پدر مى‏ترسد و خبر نمى‏كند.
شب دوم دختر وسط و شب سوم دختر سوم همين خواب را مى‏بينند و شب چهارم خود سيد ابراهيم آن حضرت را در خواب مى‏بيند و با عتاب به او مى‏گويد: چرا به والى خبر نمى‏دهى؟! سيد نزد والى شام رفت و ماجرا را گفت. والى دستور داد علماى شيعه و سنى آمدند. والى گفت: قفل حرم به دست هر كس باز شود او متصدّى نبش قبر است. قفل به دست سيد ابراهيم باز شد. سيد قبر را نبش كرد و آن بچه را بيرون آورد و در بغل نگهداشت و قبر را تعمير كرد. سيد پس از پايان كار از خداخواست خدايا پسرى برايم عطا كن. دعاى او قبول شد و سيد مصطفى به دنيا آمد. والى شام ماجرا را به سلطان عبدالحميد عثمانى نوشت. سلطان عبدالحميد سيد ابراهيم را متولى قبور شريفه كرد. و همين الآن توليت قبور شريفه به دست سيد عباس است كه پسر سيد مصطفى است. اين ماجرا گويا در سال 1280 قمرى روى داده است. كتاب «تراجم اعلام النساء» ج دوم، ص 103، چاپ اول، بيروت دارد: رقيه بنت الحسين(ع). پس از آن همين داستان را از «منتخب التواريخ» آورده است.
لغتنامه دهخدا در حرف راء دارد: رقية بنت الحسين: نام دخترى از امام حسين(ع) (يادداشت مؤلف).

بنابراين، جايى براى تشكيك در اين مورد نيست.

 

 

فردوسي طوسي
baran432002@yahoo.no

اساطیر ایرانی بنا بر شاهنامه چه روایتی دارند؟

در شاهنامه اما بار دانایی بر دوش یک تن نیست.
بذر دانایی را آدمیان بر زمین می افشانند.
شاه و خدا و آدمی در هم آمیخته و درهم و با هم اند.
دنیای اساطیر ایرانی در هاله ای از اخلاق نهان شده است.
والاترین اندیشه ها و فلسفه در نگرش به هستی و انسان در آن موج می زند.
آدمیزادگان شاهنامه بسیار با اخلاق تر از خدازادگان اساطیر یونانند.
خدایان و خدازادگان یونانی بسیار بیشتر زمینی و انسانی هستند.
آدمیان و آدمی زادگان ایرانی بسیار آسمانی و خدایی هستند.
شاهنامه می کوشد تا بین این دو اندیشه ، ترازی بر پا کند.
شاهنامه پلی است بین انسان و آسمان.
فردوسی بر این باور است که این انسان است که باید بر آسمان بر شود.

با این در آمد بیایید تا داستان چهار تن را در شاهنامه پی بگیریم:
کیومرث. هوشنگ. تهمورث. جمشید
دوران فرمانروایی آنان در شاهنامه دویست سال است.

ادامه دارد ...

 

 

مصحف
hamed.1360@yahoo.com

هر روز چند آيه قرآن بخوانيم

« براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و براي مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روي آيه کليک کنيد »

سوره: سورة مريم آيات: 98 محل نزول: مکه
 
 
وَنَادَيْنَاهُ مِن جَانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ وَقَرَّبْنَاهُ نَجِيًّا 52 وَوَهَبْنَا لَهُ مِن رَّحْمَتِنَا أَخَاهُ هَارُونَ نَبِيًّا 53 وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولًا نَّبِيًّا 54 وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ وَكَانَ عِندَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا 55 وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَّبِيًّا 56 وَرَفَعْنَاهُ مَكَانًا عَلِيًّا 57 أُوْلَئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ مِن ذُرِّيَّةِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِن ذُرِّيَّةِ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ وَمِمَّنْ هَدَيْنَا وَاجْتَبَيْنَا إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُ الرَّحْمَن خَرُّوا سُجَّدًا وَبُكِيًّا 58 فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا 59 إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ شَيْئًا 60 جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدَ الرَّحْمَنُ عِبَادَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّهُ كَانَ وَعْدُهُ مَأْتِيًّا 61 لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا إِلَّا سَلَامًا وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيًّا 62 تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَن كَانَ تَقِيًّا 63 وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ لَهُ مَا بَيْنَ أَيْدِينَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذَلِكَ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا 64

 

ترجمه فارسي مکارم

ما او را از طرف راست (كوه) طور فراخوانديم; و نجواكنان او را (به خود) نزديك ساختيم; «52» و ما از رحمت خود، برادرش هارون را -كه پيامبر بود- به او بخشيديم «53» و در اين كتاب (آسمانى) از اسماعيل (نيز) ياد كن، كه او در وعده‏هايش صادق، و رسول و پيامبرى (بزرگ) بود! «54» او همواره خانواده‏اش را به نماز و زكات فرمان مى‏داد; و همواره مورد رضايت پروردگارش بود «55» و در اين كتاب، از ادريس (نيز) ياد كن، او بسيار راستگو و پيامبر (بزرگى) بود «56» و ما او را به مقام والايى رسانديم «57» آنها پيامبرانى بودند كه خداوند مشمول نعمتشان قرار داده بود، از فرزندان آدم، و از كسانى كه با نوح بر كشتى سوار كرديم، و از دودمان ابراهيم و يعقوب، و از كسانى كه هدايت كرديم و برگزيديم آنها كسانى بودند كه وقتى آيات خداوند رحمان بر آنان خوانده مى‏شد به خاك مى‏افتادند، در حالى كه سجده مى‏كردند و گريان بودند «58» اما پس از آنان، فرزندان ناشايسته‏اى روى كار آمدند كه نماز را تباه كردند، و از شهوات پيروى نمودند; و بزودى (مجازات) گمراهى خود را خواهند ديد! «59» مگر آنان كه توبه كنند، و ايمان بياورند، و كار شايسته انجام دهند; چنين كسانى داخل بهشت مى‏شوند، و كمترين ستمى به آنان نخواهد شد «60» وارد باغهايى جاودانى مى‏شوند كه خداوند رحمان بندگانش را به آن وعده داده است; هر چند آن را نديده‏اند; مسلما وعده خدا تحقق يافتنى است! «61» در آن جا هرگز گفتار لغو و بيهوده‏اى نمى‏شنوند; و جز سلام در آن جا سخنى نيست; و هر صبح و شام، روزى آنان در بهشت مقرر است «62» اين همان بهشتى است كه به بندگان پرهيزگار خود، به ارث مى‏دهيم «63» (پس از تاخير وحى، جبرئيل به پيامبر عرض كرد:) ما جز بفرمان پروردگار تو، نازل نمى‏شويم; آنچه پيش روى ما، و پشت سر ما، و آنچه ميان اين دو مى‏باشد، همه از آن اوست; و پروردگارت هرگز فراموشكار نبوده (و نيست)! «64»

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید


توضيح:
هر روز مي خواهيم يک صفحه از قرآن را با هم بخوانيم (به همراه معني آن) هر روز چند دقيقه وقت مي ذاريم، بعد از يه مدت مي بينيم کل قرآن را ختم کرده ايم، به همين راحتي.
فرمايش امام صادق (عليه السلام) هم که يادمون هست: «قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.»
بيائيم فعلا حداقل با يک صفحه در روز شروع کنيم!
ياعلي مدد ... التماس دعا

 

 

بخش دوم

ديگر مطالب ارسالی

اعضا محترم گروه مي توانند مطالبشان را به آدرس
 Mobin_s2004@yahoo.com
بفرستند تا با نام خودشان در اين ستون نوشته شود.

 

niceboy_1380@yahoo.com

مثنوي حضرت رقيه(س)

با سلام
فرارسيدن 5 صفر، سالروز شهادت دختر گرامي امام حسين(ع)، حضرت رقيه خاتون (سلام الله عليها) را تسليت عرض مي کنم.
به همين مناسبت فايل صوتي با عنوان
«مثنوي حضرت رقيه» با صداي يونس حبيبي (ميثم) را تقديم شما دلسوختگان و محبان خاندان عصمت و طهارت مي کنم. حجم فايل حود 6 مگابايت مي باشد (با فرمت mp3) که توصيه مي کنم حتما دانلود کنيد که بسيار شنيدني است.

براي دريافت فايل اينجا کليک کنيد

التماس دعا

 

 

salarilaleh@yahoo.com

یه روز یه مسافر خسته با اسب و سگش از مسیر دشتی بدون آب و علف می گذشت. از آغاز سفر خیلی گذشته بود و مسافر و حیووناش بسیار گرسنه و تشنه بودن. در چشم انداز دشت، یه باغ محصور و سرسبز که درش نهر روون و درختای پرمیوه پیدا بود، به چشم می خورد. مسافر که به در باغ رسید، دید یه نگهبان بر سر در باغ ایستاده و یه تابلو بالای در نصب شده و روش نوشته: "بهشت"
مسافر پرسید: اینجا کجاست و نگهبان پاسخ داد: اینجا بهشته. مسافر ازش خواست که برای نوشیدن آب و یه استراحت کوتاه اونو راه بده. نگهبان گفت: برو داخل.
وقتی مسافر خواست با حیووناش داخل بشه نگهبان مانع شد و گفت ورود حیوانات به داخل بهشت ممنوعه. مسافر گفت: اونا تمام چیزای منن، تمام راهو با من بودن، اونا یه بخشی از زندگی منن. و نگهبان مانع شد. مسافر همچنان خسته و تشنه به راهش ادامه داد.
فرسخی جلوتر مسافر با صحنه مشابهی مواجه شد. باغی و نگهبانی و تابلوی بالای دری که روش نوشته بود بهشت. از نگهبان خواست برای رفع عطش و خستگی با حیووناش وارد بهشت شن و نگهبان اجازه داد.
بعد نیمروزی که مسافر برای ادامه راه از باغ خارج می شد، به نگهبان گفت: پایین تپه باغی هست که اونجا هم بهشته، اگر اون بهشت جعلیه چرا جلوشو نمیگیرید؟ نگهبان پاسخ داد: اونجا جهنمه و اتفاقا کار ما روهم راحت می کنه. هر کسی حاضر باشه از چیزایی که دوست داره، از چیزایی که براش مهمن و براش آرمانن، بگذره وارد اونجا میشه و مشتریای ما کمتر میشن.
اما اگرکسی حاضر نباشه از مهمترین چیزای زندگیش بگذره، به اینجا میاد

 

 

falah_ghasem@yahoo.ca

دکتر ناهید نمان که در بیمارستان تورنتو بخش سرطان پستان کار می کند.
اگر خانمی را می شناسید او را هم در دانستن این اطلاعات سهیم کنید.
همچنین با ایمیل زدن به تمامی اسامی موجود در لیستم آقایان را نیز من سهیم نمودم چون لازم است که به خانمها در مورد مراقبت از خودشان توصیه کنند.
اخیراً قیمت رژ لب هایی با مارک Red Earth و Sold at ESPR IT از 67 دلار به 9.90 دلار تقلیل یافته است.
آنها حاوی سرب هستند.
سرب یک ماده شیمیایی است که باعث بروز سرطان می شود. رژلبهایی که حاوی سرب هستند به شرح زیر می باشند:

CHRISTIAN DIOR
LANCOME
CLINIQUE
Y.S.L
ESTEE LAUDER
SHISEIDO
RED EARTH (LIP GLOSS)
CHANEL
MARKET AMERICA-MOTNES LIPSTECK

بالاترین میزان سرب مساوی است با بالاترین شانس ابتلا به سرطان.
بعد از آزمایشات صورت گرفته مشخص شد که رژلب Y.S.L حاوی بالاترین میزان سرب می باشد.
مراقب باشید که هر چقدر سرب بیشتری داشته باشند ماندگاری طولانی تری نیز دارند.
اگر رژ لب شما مدت طولانی روی لبتان می ماند بخاطر مقدار بالای سرب آن می باشد.
این ها آزمایشهایی است که می توانید برای خودتان انجام دهید:
1- مقداری از رژلبتان را روی دستتان بمالید
2- با یک انگشتر طلا روی آنرا خراش دهید.
3- اگر رنگ آن به مشکی تغییر کرد
پس شما می فهمید که حاوی سرب می باشد.
این ایمیل را به تمام دوستانتان بفرستید خانمها و خانمهای اعضای خانواده
مرکز پزشکی والتر رید

From: Dr. Nahid Neman Who works in the breast cancer unit at Mt. Sinai Hospital , in Toronto .
If there is a female you care anything about, Share this with her. I did!!!!!
I am also sharing this with the males on my e-mail list, Because they need to tell the females THEY care about as well!
Recently a lipstick brand called 'Red Earth' - Sold at ESPR IT !!, Decreased their prices from $67 to $9.90.
It contained lead.
Lead is a chemical which causes cancer. The lipstick brands that contain lead are:
CHRISTIAN DIOR
LANCOME
CLINIQUE
Y.S.L
ESTEE LAUDER
SHISEIDO
RED EARTH (Lip Gloss)
CHANEL (Lip Conditioner)
MARKET AMERICA-MOTNES LIPSTICK.
The higher the lead content, The greater the chance of causing cancer.
After doing a test on lipsticks It was found that the Y.S.L. Lipstick Contained the most amount of lead.
Watch out for those lipsticks Which are supposed to stay longer.
If your lipstick stays longer, it is Because of the higher content of lead.
Here is the test you can do yourself:
1. Put some lipstick on your hand.
2. Use a Gold ring to scratch on the lipstick.
3. If the lipstick *color* changes to black,
Then you know the lipstick contains lead.
Please send this information to all your girlfriends, Wives and female family members.
This information is being circulated at
Walter Reed Army Medical Center
Dioxin Carcinogens cause cancer, Especially breast cancer.

 

 

fany1950@yahoo.fr

در مورد خانوم bernadette


salam aghay mobin omidvaram ke khob bashid
dar e.mail shoma [RooZaaNe 892]  2 aks az khanome bernadette didam ke neveshteh bod jasad ou salem ast va baray tamash va zyarat digaran ast
emrooz 11 fevrier ast yani dorst roozi ke in dokhtar khanom hazrat maryam ra dar balay yek ghar mibinad lazem be zekr ast ke an ghar hanoz hast va dar anja yek kelisay bozorg ast va mardom baray hajat hay khodeshan miravand
emrooz ke 11 fevrier ast tv hozor mardaom ra dar an shahr ke nam an lourdes ast neshan midad goftam khob ast ke bebinid dar zemen aks vaghei khanom bernadette ra mitanavid dar in film ke besorat tablo ast bebinid ke rosari ham be sar darad
shari ast kheyli zyba va fazay baray zyarat kheyli bozorg ast va besyar halat rohani darad
faghat dar 2 mah tabestan hodod 5ta 7 million zyarat konandeh az tamam noghat donya be an ja miravand vali besyar ba ehteram va aramesh mardom zyarat mikonad
lazem be zekr ham hast ke anja kasi be fekr sigheh kardan ham nist ... va kasi ham be chetor lebas poshidan shakhse digar va ya aya to sheieh hasti va ya soni va aya to catolic hasti va ya perotestan ham nist ...... har kas khodash va khoday khodash va hazrat maryam va hazrat masih va khanom bernadette ast va ta hala 66 mored mojezeh dashteh az kasani ke sala ha falaj va ya marizi hay na alaj dashtehand

pirooz bashid

http://www.tsr.ch/tsr/index.html?siteSect=500000&channel=info#program=15;vid=8728742  

 

 

torisoft@yahoo.com

salam
ye bar ye mail zadam ke dast az in siasat bazi bardarin ke shoma ham
lotf kardin ye maghale dar rabete ba chapo rast dadin.
man khosham umad chon in doroste ama mesle inke bazia tu in goruh
kharesha daran.
man ye ja neveshtam ke ma ru gaz khabidim vali markaze ostane mun gaz
nadare hala ham karetun rabtesh dade be eslahtalaba.
moshkele shoma midunid chie ? ineke be in bavar naresidin ke faghat 14
masum eshtebah nemikonan.
vaghti yeki ro dust darin ya az siasatash khoshetun miyad azash defa
mikonin hata age ghalat bashe.
hala shoma ke tu kar nabudi bebini bazia zang zadan goftan gazo ghat
konin faghat harfaye ye nafaro tekrar mikoni chon uno dus dari va
harfesho bavar
mikoni. khob hala umadimo un agha eshtebah karde budo tohmate nabeja
zade bud un vaght ham un be goh khordan miofte ham shoma.
hamishe ino yadetun bashe yenafaro ta arsh nabarin ta vaghti fahmidin
eshtebah karde shoma berin zire farsh.
zemnan inam bedunin ke faghat 14 masum eshtebah nemikonan hata pedar o
madar adam ke dust dashtani tarin adamaye zendegi munan eshtebah
mikonan va baya tarafe kasiro ke dorost mige gereft .
yek bar shod begin injaro khamenehee (albate age fekr nemikonin masume)
ya ahmadinejad eshtebah karde .
khob begzarim behar hal hameye ina tamum mishe o mirim un donia o
edalate khoda malum mikone ki echekaras.
YA ALI

Sincerely
Torisoft

 

 

saeedabdoli1976@yahoo.com

 دختري در کربلا
بشنو اين ني چون حكايت مي كند ...

حضرت رقيه(س) کوچکترين دختر امام حسين(ع) است که درباره اينکه از کدام همسر آن حضرت متولد شده است بحث هايي مطرح است. غالبا چنين مطرح ميشود که مادر ايشان، شهربانو دختر پادشاه ايران بوده که در واقعه شکست امپراطور ايران در برابر سپاه اسلام - در زمان خليفه دوم - همراه اسيران ايراني به مدينه آورده شد و طي جرياناتي به عقد سيد الشهداء(ع) در آمد و حضرت رقيه(س) از اين زن فاضله متولد شد. مشروح اين داستان در برخي کتب چون ناسخ التواريخ(1) آمده است . اما برخي محققين چون استاد انصاريان اين قضيه را با توجه به اينکه داستان پيروزي سپاه اسلام بر ايرانيان در زمان خليفه دوم بوده و تناسبي بين سن امام حسين(ع) و دختر پادشاه ايران نمي توان تصور کرد، اين انتساب را بعيد ميدانند.
طبق برخي ديگر از نقلها مادر حضرت رقيه(س) ام اسحاق همسر امام حسن(ع) است که زني صاحب فضيلت بوده و طبق وصيت امام حسن(ع) پس از شهادتشان به عقد امام حسين(ع) در آمدند.(2)


شبهه در وجود حضرت رقيه(س)
گاهي درمورد وجود حضرت رقيه (س) شبهات و ترديدهايي مطرح مي شود که نام ايشان در اکثر کتب نيامده و يا نامهاي مشترک و مشابهي در آنها به چشم مي خورد که با توجه به آن نمي توان به طور حتم بر وجود دختري به اين نام اطمينان داشت. در پاسخ بايد گفت :
عدم ذکر نام «رقيه» در برخي منابع تاريخي نمي تواند دليل بر خرافه بودن اين شخصيت باشد؛ چرا که وجود نامهاي اشتهاري(کنيه و لقب) در کنار نام اصلي افراد از رسومات رايج عرب است و همان گونه که عده اي معتقدند، حضرت رقيه(س) همان فاطمه صغري است که نامش در بسياري از تواريخ ذکر شده است. علاوه بر اينکه بر نام «رقيه» در کتاب شريف لهوف سيد بن طاووس و نيز ساير کتب تصريح شده است. مرحوم شيخ علي فلسفي در کتاب « حضرت رقيه (س)» مي گويد در بيش از بيست کتاب، نام ايشان را رقيه ديده است.
در کتاب معالي السبطين حائري آمده است : « کانت للحسين(ع) بنت صغيره ....تسمي رقيه و کان لها ثلاث سنين»(3).
تعبير« تسمي رقيه» نشان دهنده اين مطلب است که «رقيه» نام اصلي ايشان نبوده بلکه به اين اسم معروف بوده است.
ابن ابي مخنف نيز در مقتل الحسين درباره وداع حسين بن علي(ع) مي نويسد: « ثم نادي يا ام کلثوم و يا زينب و يا سکينه و يا رقيه و يا عاتکه و يا صفيه...»(4)
در کتاب احقاق الحق نيز آمده است:« ثم نادي يا ام کلثوم يا سکينه يا رقيه يا عاتکه يا زينب يا اهل بيتي عليکن مني السلام...»(5)


خرابه اي به شرافت رسيده تا ملکوت
از محکم ترين دلايل وجودي حضرت رقيه (س)، وجود بارگاه ملکوتي آن نازدانه سيدالشهداء(ع) در شهر شام(در کشور سوريه) است که به گفته بزرگان و اهل معرفت ، نمي تواند ساختگي و دروغ باشد. ممکن نيست خداوند به يک خرافه، اين همه جلالت و عظمت و کرامت عنايت کند.
عبدالوهاب بن احمد شافعي مصري معروف به شعراني در کتاب «المنن» مي نويسد: « نزديک مسجد جامع دمشق، بقعه و مرقدي است که به مرقد رقيه بنت الحسين معروف است. به روي سنگي که در درگاه آن واقع است چنين نوشته شده است:« هذا البيت بقعه شرفت بآل النبي(ص) و بنت الحسين الشهيد رقيه(س)»(6).
در کتاب منتخب التواريخ نيز آمده است که مزاري که در خرابه شام است منسوب به مزار رقيه بنت الحسين است.
از ديگر وقايعي که دليلي محکم بر صحت استناد اين مزار شريف به حضرت رقيه (س) است داستان آب گرفتگي مزار مطهر ايشان در حدود سال 1280 هجري است که طي آن سيد بزرگواري بنام سيد ابراهيم دمشقي از نوادگان سيد مرتضي علم الهدي از جانب حضرت، ماموريت پيدا ميکند تا آب گرفتگي قبر مطهر را چاره کند و ايشان نيز بعد از صلاح انديشي با بزرگان و اهل علم به اين امر مبادرت مي کند و با بدن و کفن سالم حضرت مواجه مي شود که در ميان آب است . پس از آن قبر مطهر را تعمير و مرمت مي کنند.
نتيجه سخن آنکه وجود حضرت رقيه (س) را نمي توان انکار کرد و آنچه پيرامون آن حضرت مطرح مي شود نبايد به راهي براي خدشه دار شدن منزلت آن حضرت در ميان ارادتمندان اهل بيت(ع) تبديل شود. در هر صورت به کراماتي که از آن حضرت در طول ساليان متوالي متوجه شيعيان شده است را نمي توان به چشم بي توجهي نگريست.

----------------------------------
1 – ناسخ التواريخ : 4/236-237.
2 – کشف الغمه : 2/216.
3 – معالي السبطين : 2 / 161، 170.
4 – مقتل الحسين : 84.
5- احقاق الحق: 11/633.
6 – کتاب المنن: باب دهم.

 

.

alirezamajidi@gmail.com

یک جنین، دو مادر و یک پدر!

روزی نیست که خبر عجیب و باورنکردنی‌ای در مورد دستکاری‌های ژنتیک نشنویم، خبر جالب امروز:
برای نخستین بار، دانشمندان انگلیسی رویانی از سه پدر و مادر ایجاد کرده‌اند، گروهی از دانشمندان دانشگاه نیوکاسل با استفاده از تکنیک IVF، جنینی ایجاد کرده‌اند که یک پدر و دو مادر دارد!
این کار برای جلوگیری از انتقال DNAهای معیوب زنان دچار بیماری میتوکندری انجام شده است. میتوکندری‌ها، ساختمان‌های کوچکی در سلول‌ها هستند که غذا را به انرژی تبدیل می‌کنند.
میتوکندری‌ها DNA‌خاص خودشان را دارند، DNA‌ای که به صورت مستقل از DNA ‌موجود در هسته سلول منتقل می‌شود و تنها از مادر به فرزند منتقل می‌شود. هر رویان DNA ‌میتوکندری‌های خود را از DNA مادرش که در سیتوپلاسم سلول تخمک مادر وجود دارد دریافت می‌کند.
بنابراین دانشمندان برای ایجاد رویانی که بیماری میتوکندری مادرش را دریافت نکند، نخست هسته سلول تخم حاصل از لقاح اسپرم و تخمک والدین اصلی را بر می‌دارند و سپس این هسته را وارد تخمک یک زن فاقد بیماری میتوکندری می‌کنند. فرزند حاصل از چنین شیوه‌ای به سبب داشتن DNA هسته‌ای مادر و پدر اصلی، همه خصوصیات و وضعیت ظاهری آنها را به ارث می‌برد.

 Three parents produce one embryo.jpg

نقایض DNA میتوکندری‌ها، حدود 50 بیماری مختلف ایجاد می‌کنند، بیماری‌های مثل کوری، عقب‌ماندگی ذهنی، ‌تشنج، ضعف عضلانی و دیابت.
از هر 5000 نوزادی که متولد می‌شوند، یکی به بیمار میتوکندری مبتلا است. علایم بیماری میتوکندری در سنین مختلفی تظاهر پیدا می کند و غالبا منجر به مرگ زودرس می‌شود. نیمی از بچه‌هایی که در استرالیا با بیماری میتوکندری به دنیا می‌ایند، قبل از رسیدن به سن دو سالگی می‌میرند.
دانشمندان دانشگاه نیوکاسل امیدوارند که تکنیک جدید انتقال میتوکندری آنها، این بیماری‌ها را ریشه‌کن کند. آنها تا به حال 10 بار این شیوه را تست کرده‌اند و تنها اجازه داشته‌اند، رویان به وجود آمده را به مدت 6 روز زنده نگه دارند.
اما این پژوهش که نوعی دستکاری ژنتیکی محسوب می‌شود، نگرانی منتقدان را برانگیخته است.
در استرالیا ایجاد رویانی از سه والد، ممنوع است ولی تحقیق انگلیسی‌ها که در روزنامه دیلی تلگراف به چاپ رسیده است، در انگلستان مورد تأیید است.
نتایج تحقیق این دانشمندان هنوز در ژورنال‌های پزشکی منتشر نشده است، ولی امیدهای تازه‌ای به مادرانی می‌دهد که می‌خواهند، نوزادان سالمی داشته باشند. پیش از عملی شدن این شیوه جدید، قانون موجود انگلستان بایستی تغییر کند.

لینک «غیر مستقیم» به منبع

 

 

farnoosh_z66@yahoo.com

طعم گس عطر

کف چادر دراز کشیده بودم . زیپ چادر را باز کرد و آمد کنارم نشست . سرم را از زیر پتو بیرون آوردم و
گفتم : این جوجه هاتون حاضر نشدند ؟! مردم از گشنگی ! پتو را از روی پایم پس زد و پایش را دراز کرد . پتو را دوباره کشید . گرمای پایش را حس می کردم . دستش را لای موهایم برد و گفت : تو هم که یه وقت نیای بیرون کمک . از صبح که اومدیم ، فقط نشستی تو چادر . همین جوری می خوای به قولت عمل کنی ؟ به سمتش برگشتم . چشمانم را به سمتش چرخاندم و از بالای عینک نگاهش کردم و گفتم : چه قولی ؟! پایش را به پایم مالید . موهای تنم راست شد . دستش را از لای موهایم بیرون آورد و روی لب هایم کشید و گفت : زدی زیرش ؟!؟ از اول می دوونستم ، دبه می کنی ! خانومی ، شما نبودی که قول دادی وقتی اومدیم چالوس ، کنار رودخوونه .... . یادت اومد ؟!؟ پایم را به پایش مالیدم . حس قشنگی بود . انگشتش را که هنوز داشت با لبهایم بازی می کرد ، بوسیدم و گفتم : مگه می شه یادم بره ، این همه راه فکر کردی واسه چی کوبیدم اومدم چالوس !! پتو را روی سرم کشیدم و گفتم : اومدم که لب رودخوونه گلم رو ببوسم دیگه . پتو را از روی سرم پس زد و گفت : پس یادته و به روی خودت نمی یاری . رویم خم شد . نفس هایش به صورتم
می خرد . صورتم داغ شد . دستم را به صورتش کشیدم . تیزی ته ریشش را دوست داشتم . انگشتانم مور مور شد . دستم را گرفت و انگشتانم را بوسید . گفت : حالا کنار رودخوونه هم نبوسیدی عیب نداره . فعلا که بچه ها تو چادر نیستند . بدو که لبام دیگه طاقت ندارن . پتو را روی سرم کشیدم و گفتم : فقط لب رودخوونه .
گرمای نفس هایش را دیگر حس نمی کردم . از رویم کنار رفته بود . پایش را از زیر پتو بیرون آورد . روی آرنج راستم بلند شدم و گفتم : چی شد؟! شوخی کردم ! توی چشمانم زل زد و گفت : نمی دوونم ، فکر می کنم از من خووشت نمیآد . یه دقیقه از چادر بیا بیرون ، ببین شیرین و مسعود چه لاوی با هم می ترکوونن . دوباره دراز کشیدم و گفت : باز شروع کردی ؟ صد دفعه گفتم منو با کسی مقایسه نکن ! دوباره گرمای نفس هایش را حس کردم . رویم خم شد و گفت : من هیچ وقت گلم رو با هیچ کس مقایسه نمی کنم . فقط دوست دارم تو هم منو دوست داشته باشی . بده ؟! دوباره از بالای عینک نگاهش کردم و گفتم : ندارم ؟؟!؟ دستش را به گونه ام کشید و گفت : معلومه که دوستم داری . من هم ... . زیپ چادر بالا رفت . مسعود بود . بلند گفت : یا الله !!! از رویم کنار رفت . از کف چادر بلند شدم و گفتم : هیچ خبری نیس مسعود جان . داره سعی می کنه منو از خواب بیدار کنه !!! مسعود کنارش نشست . به عطسه افتادم . عطر مسعود اذیتم کرد . بینی ام را با دو انگشت گرفتم و گفتم : پیف پاف زدی مسعود ؟!؟ مسعود پیراهنش را به سمت بینی اش برد و بو کرد و گفت : نه عطر من نیست ، باید عطر مشهدی شیرین باشه !! ولنتاین کی میآد ، براش عطر بخرم دیگه این پیف پاف رو نزنه ؟!؟ بلند شد . گفت : دستشو یی آب داره ؟! از صبح می خوام برم . تو نمی آیی ؟! مسعود گفت : نه هستم ، بیرون یخ کردم . شریرن رو بیرون دیدی ، بگو رودخوونه از دستش خسته شد ، اون خسته نشد ؟! زیپ چادر را بست . پتو را روی سرم کشیدم و گفتم : مسعود سر و صدا نکنی ها ، خوابم می یاد !! مسعود با پا کوبید به پایم . موهای تنم راست نشد . زیر پتو ساعتم را نگاه کردم . چشمانم را بستم .
گرمای نفس هایش را از زیر پتو حس کردم . متوجه رفتن مسعود و آمدنش نشده بودم . دوباره رویم خم شده بود . پتو را پس زدم . با انگشت به نوک بینی اش زدم و گفتم : چه دستشویی شد !! گفت : یه کم لب رودخوونه تنهایی نشستم . شاید داغی لبهام بره . ولی نرفت . روی آرنجم بلند شدم . آرام به سمت بالشت خمم کرد . عطسه کردم . لبانش را روی لبانم گذاشت . تیزی ته ریشش اذیتم کرد . سخت نفس کشیدم . بوی عطرش آشنا بود . زبانش که به زبانم خورد ، موهای تنم راست شد . لبانش را که برداشت دوباره عطسه کردم . دهانم بوی عطر مشهدی گرفته بود . زبانم گس شد . استفراغم را قورت دادم .

فرنوش زنگوئی
بهمن 86
Farnooshz66.blogfa.com

 

 

salman_yavar@yahoo.com

راز لپ‌هاي گل‌انداخته سيد حسن خميني



1.انقلاب، اسلامي است.
2.بسيجي فرزند خميني است
3.نوه امام بودن اصالت گوهري است ،ملاك نيست و الا حضرت امام دستور برخورد قاطعانه با سيد حسين خميني را نمي‌دادند و او امروز در آغوش آمريكا نبود
4.انقلاب ما بي‌نام خميني(ره) در هيچ جاي جهان شناخته شده نيست.

خبر: سيد حسن خميني پنج شنبه شب در ديدار اعضاي جبهه مشاركت گفت:رد صلاحيت برخي ازدوستان مايه تاسف است.
جناب آقاي سيد حسن خميني شايد ما نيز اگر در زمان دولت اصلاحات قدرت آن را داشتيم كه به نحوي برايمان يك ماشين BMW، هشتاد ميليون توماني(قيمت همان موقع) خريداري شود كه بحمدالله براي شما شد و از هواي بالاي شهر تهران تنفس مي‌نموديم و احيانا سوناي بخارمان ترك نمي‌شد....
توفيق آن را مي‌داشتيم كه با لپ‌هاي گل انداخته درد مستضعفين و محرومين را رصد كنيم و راه حضرت روح‌الله را در دفاع از محرومين ادامه دهيم و مواظب باشيم خداي ناكرده حق ياران و ياوران هميشگي انقلاب مانند حزب مشاركت ضايع نگردد و بازهم خداي ناكرده لطمه‌اي به جمهوريت نظام وارد نشود.
سخن بسيار است و مجال كم...
.
.
.
.
.
.
اتل متل يه مادر
نحيف و زار و خسته
با صورتي حزين و
دستاي پينه بسته

بپرس ازش تا بگه
چه جور مي‌شه سوخت و ساخت
با صد هزار تومن پول
اجاره خونه پرداخت

اجاره‌هاي سنگين
خرج مدرسه ما
خرج معاش خونه
خرج دواي مينا

بپرس ازش تا بگه
چه جوري ميشه جنگ كرد
يا اينكه بي‌رنگ مو
موي سياهو رنگ كرد

بپرس ازش تا بگه
چه جوري ميشه جنگ كرد
با سيلي جاي سرخاب
صورتا رو قشنگ كرد

وقتي كه گفتند بابا
تو جبهه‌ها شهيد شد
خودم ديدم يك شبه
چندتا موهاش سفيد شد

مي‌خواي بدوني چرا
نصف موهاش سفيده؟
بپرس كه بعد بابا
چي‌ديده چي كشيده!

يا ميره داروخانه
برا دواي مينا
يا كه ميره سمساري
يا كه بهشت زهرا(س)

يه روز به دنبال وام
مامان ميره به بنياد
يه روز به دنبال كار
پير آدم درمي‌آد!
.
.
.
.
براي شنيدن فايل صوتي مربوطه اينجا کليک کنيد

 

 

nasim_shahedi@yahoo.it

می‌دانم دل نبستن به جشن‌های این و آن در این روزگار غمگین و پر از گرفتاری سخت است ...!
می‌دانم که هر بهانه‌ای برای شاد بودن در این روزگار غنیمت است!
می‌دانم که از نسل دایناسورها هستم و نه نوشته‌هایم و نه دیدگاههایم دیگر خریداری ندارند و میهن دوستی به‌قدر تفاله‌ای نمی ارزد...
با این همه فقط یک نکته کوچک: شما که می خواهید شاد باشید، شما که می‌خواهید به عشقتان هدیه بدهید، اگر تنها کمی در میان این هیاهو نیمه علاقه‌ای هم به این کهن سرا دارید، برایتان فرقی می‌کند که هدیه‌ی تان را به جای 14 فوریه (25 بهمن ماه)، 29 بهمن ماه بدهید؟
بهترنیست به جای اینکه از ماه‌های دیگران استفاده کنیم ، از ماه خودمان استفاده کنیم؟
آیا بهتر نیست به جای اینکه زادمرگ یک کشیش مسیحی را جشن بگیریم، یک جشن کهن خودمان را زنده کنیم؟
آیا بهتر نیست یک جشن چند هزارساله‌ی ایرانی را به جای یک جشن چندصدساله اروپایی جشن بگیریم؟
آیا بهتر نیست به جای ولنتاین غربی ، که هیچگونه به زبان فارسی نمی‌آید، اسفندگان (سپندارمزگان) را جایگزین کنیم؟
نگویید که هم این خوب است هم آن، خواهش می کنم نگویید!!!
در این هجوم تبلیغاتی وسیع که در حال غرق شدن هستیم اگر کمی شل بدهیم تا صد سال دیگر هیچ چیز از ما باقی نمی ماند...
آنقدر حجم تبلیغاتی غرب بالا است که کافی است کوچکترین چیزی از آنان را وارد کنیم تا دیگر هیچ جایی برای رسوم خودمان نماند.
می دانم بسیار چیزهای مهم‌تر وجود دارد. اما، بیایید تا این جشن به مغزاستخوانمان رسوخ نکرده، جشن اسفندگان (سپندارمزگان) را جایگزینش کنیم.
کمی فکر کنید :
آیا جشن یلدا بد است ؟!
نوروزو چهارشنبه سوری بد است ؟!
پس چرا اسفندگان (سپندارمزگان) چند هزار ساله که آغازش پشت زمانها گم شده است بد باشد... ؟!!
می‌دانم دیر است، می‌دانم کمتر کسی به این چیزها توجه میکند،ولی مهربانی کنید، اگر تنها حس کردید که این نوشته تلنگری است،برای دوستانتان هم بفرستید. اگر بخواهیم در آینده‌ای نزدیک می‌توانیم...
تنها دو هفته مانده، تصمیمش آنقدر سخت نیست. تنها چهار روز هدیه تان را بیشتر پیش خودتان نگه دارید، همین!
سپاسگزارم : کاوه (Kaveh_666)

شايد افراد زيادي را ببينيد كه كلمات Hi و Hello را با لهجه غليظ American اش تلفظ مي كنند. اما تعداد افرادي كه از واژه درود استفاده مي كنند، بسيار نادر است!
همينطور كلمه Thanks بيش از سپاسگزارم و Good bye بسيار راحت تر از ?بدرود? در دهان ها مي چرخد و اگر کسی هم مثل من از این واژه ها استفاده کند مسخره اش میکنیم!!!
ما حتي به اين هم بسنده نكرده ايم!
اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر مي دانند.
سفره هفت سين نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزند!
جشن شب يلدا كه به بهانه بلند شدن روز، براي شكرگزاري از بركات و نعمات خداوندي برگزار مي شده است را نمي شناسند، اما همراه و همزمان با بيگانگان Thanks Giving یا روز شكرگزاري برپا مي كنند!
همه چيز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي اسم "سپندار مزگان" به گوششان نخورده است.

چند ساليست حوالي 25 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم Valentine به گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه :
"در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند.كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد.كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود...بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق!" ...

اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، روزي موسوم به روز عشق بوده است!
جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 4 روز پس از والنتاين فرنگي! اين روز اسفندگان (سپندارمزگان) نام داشته است.
سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند.

"اطلاع داشتن از فرهنگ هاي ساير ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم ديگران، بي اينكه ريشه در خاك، در فرهنگ و تاريخ ما داشته باشد، اگر هم به جايي برسيم، جايي ست كه ديگران پيش از ما رسيده اند و جا خوش كرده اند...!

خلوتگاه من
Update Shod
http://myadytum.blogfa.com

 

 

esfahan913@yahoo.com

رساله تيرشهاب در راندن باب خسران‌مآب
از تصنيفات عالم رباني و حكيم صمداني
مرحوم آقاي حاج محمدكريم خان كرماني اعلي الله مقامه

فصل اول از ادله بر بطلان رأي و سخافت عقل اين مدعي اقدام اوست بساختن كتابي بسبك و سياق قرآن و از براي آن كتاب آيها و سورها قرار دادن و مواضع سجده جعل كردن و همين يك بي‌ادبي بزرگ است به نسبت بقرآن مجيد و كلام حميد خداوند كه مافوقش متصور نيست دويم آنكه بعد از آنكه اعجاز قرآن بر تمامي عرب و عجم ثابت شده و خداوند عالم ميفرمايد كه اگر جن و انس جمع شوند مثل اين قرآن نمي‌توانند آورد اين مرد اين كتاب مزخرف خود را آورده و در آن ادعا كرده و ثبت كرده كه جن و انس مثل حرفي از حروف كتاب مرا نمي‌توانند آورد و اين هم يك جسارت و بي‌ادبي ديگر كه تكذيب قول خدا را خواسته است بنمايد كه خدا ميفرمايد كه جن و انس مثل قرآن نمي‌توانند آورد و او هم ميگويد كه جن و انس مثل كتاب من هم نمي‌توانند آورد وآنگهي كه خدا در يك آيه ميفرمايد كه مثل اين قرآن نمي‌توانند آورد و در يك آيه ميفرمايد كه مثل ده سوره آنرا بياوريد و در يك آيه ميفرمايد كه مثل يك سوره آنرا بياوريد اگر راست ميگوئيد و هيچ جا نفرموده است كه مثل يك حرف از قرآن نمي‌توانند بياورند چرا كه حروف آن الف و بي است و حروف بيست و هشت‌گانه در كلام كل عرب و عجم يافت ميشود بلكه خدا نفرموده است كه مثل يك آيه از قرآن را نمي‌توانند بياورند چرا كه يكي از آيات ثم نظر است و همه عرب ثم نظر گفته بودند و ميگويند و يك آيه مدهامتان است و همه عرب گفته‌اند و ميگويند و اين مرد ادعا كرده است كه مثل يك حرف از حروف كتاب من كسي نميتواند بگويد وآنگهي كه دروغ بهمين ادعا معلوم شد چرا كه همه كس مثل حروف او ميتوانند بگويند بلكه مثل آيات او ميتوانند بگويند بلكه مثل سورهاي او ميتوانند بگويند بلكه مثل كتاب ضلالت انتساب او ميتوانند بگويند بلكه بعضي از طلاب بهتر و فصيح‌تر از او گفته‌اند و ميتوانند گفت و اگر نه قبيح بود اقدام بساختن كتابي بر آن سبك و سياق ميديد كه فصحاي علما ميتوانند بطوري بسازند كه عقل او و امثال او در فصاحت عبارات و بلاغت اشارات او عاجز بماند و مطالبي چند در آن مندرج سازند كه او و امثال او از فهمش عاجز بمانند و لكن طريقه ادب زبان ايشان را بسته است و نميخواهند كه جواب بي‌ادبي او را به بي‌ادبي بكتاب خدا بدهند و باين واسطه عقول جمعي از ضعفا را بشبهه اندازند پس همين بي‌ادبي او و كذب او و جسارت او در ردش كافي است .

فصل از جمله ادله بر بي‌ايماني اين شخص آنكه در اين كتاب مزخرف غلطهائي چند گفته است كه همه عوام طلاب غلطهاي او را مي‌فهمند و مذكور ميشود كه از او پرسيده‌اند كه اين غلطها چيست گفته است كه عربي هفتاد قسم است اين هم قسمي است و اين هم از آن خرافاتي است كه ديگر ضابطه از براي حق و باطل باقي نميگذارد پس يك بي‌سوادي بنا كند و خرافاتي چند بهم ببافد و هر چه ميخواهد غلط و نامربوط بهم ببافد بعد از آن هر كس بحث كند كه اين خرافات چيست بگويد عربي هفتاد قسم است اين هم يك قسم و در مقام رد بر آن ميگوئيم كه اگر اين كتاب را تو براي معجز آورده پس معجز بايد طوري باشد كه قوم بفهمند كه اين معجز است نه آنكه خودت بگوئي معجز است و وجه اعجاز آنرا هيچ كس نفهمد بلكه چنان بفهمند كه خودشان صحيح‌تر و بهتر ميگويند اما قوم كه اين را غلط و نامربوط يافتند و بهتر و فصيح‌تر از آن ساختند و همه اهل عربيت و فصحا و علما و تلامذه خودت غفلة تصديق كردند كه اين افصح از آن است و اما آنكه خودت مصر باشي كه اين معجز است و شما نمي‌فهميد چه دلالت بر حقيت تو كرد و خاتم النبيين كه قرآن آورد عرب فصيح و هر كه بعد از ايشان آمد عاجز شدند از آوردن مثل او و اگر يك وجه خلاف عربي از قرآن ديده بودند امر پيغمبر را باطل ميكردند و خلاف لسان از او نديدند و عاجز هم شدند و تصديق كردند الحال تو اگر براي عرب آورده عرب نامربوطي آنرا آشكار مي‌فهمد و اگر براي علما آورده كه بطور بداهت نامربوطي لفظ و معني آنرا مي‌فهمند و اگر بر عوام عجم آورده نه براي عرب و علما كه كتاب بايد بلسان قوم باشد پس هر كه هر خرافاتي ميخواهد بگويد و بگويد من بر عوام عجم مبعوثم و اگر تو مبعوثي بر علما و عرب و عجم كه قوم تو بهتر از معجز تو آوردند و ساير علما و فصحا هم تصديق كردند كه آنچه قوم آورده‌اند بهتر است پس چگونه معجزي آوردي پس قول باينكه اين معجز است كذب و افترا بر خدا و رسول و ائمه هدي عليهم السلام است و كاذب كه مدعي اين مقام خطير شود و مردم را بضلالت اندازد ببين چه مقام دارد نعوذ بالله و از ادله بر بي‌عقلي اين مرد آن است كه اين كتاب كه البته هر صفحه چندين غلط و نامربوط واضح دارد بار كرده باطراف مي‌فرستد كه علما را دعوت كند فيا سبحان الله مردم در علم زيست كرده‌اند و در اسلام نشو و نما كرده‌اند چگونه امر باين ظهور بطلان بر ايشان مشتبه ميشود و ارسال او همين خرافات را باطراف از اعظم منتهاي خداست بر خلق چرا كه اگر نفرستاده بود هر كس كه مي‌شنيد كه شخص كاملي در شيراز پيدا شده است احتمال ميداد و استبعادي نداشت اما خدا نگذاشت كه امر مشتبه شود خود او اسباب بطلان خود را بار كرده بدست رسولان خود داده و باطراف فرستاده كه اول حجت او را ببينند بعد دعواي او را بشنوند تا حجت خدا تمام شود و امر مشتبه نگردد .

ادامه دارد...

 

 

yazynh@yahoo.com

سه جوابيه

در جواب imanet
اولا كه ما هيچ جا به دوست رزمنده توهين نكرديم. اگر توهين بوده مي‌توانيد به آن اشاره كنيد كه در نوشته خود نكرديد.
الگوي تمام عيار براي ما معصوم بودن است و نه فقط پيامبر يا امام بودن كه حضرت زهرا (س) نيز اين ويژگي را دارند.
صرب‌ها مسلمان نيستند. صرب‌ها خود با مسلمانان كوزوو مي‌جنگيدند كه ما به آن‌ها كمك مي‌كرديم. مثل اين كه بايد باغچه خودتان را بيل بزنيد. هم قبل از حرف زدن كمي فكر كنيد و هم كمي مطالعه!
در قرآن آيه در مورد عشق و دوست داشتن وجود دارد. البته عشق واقعي كه همان عشق به خدا است. ولي هر آيه‌اي را بايد در جاي خود به كار برد. براي اسرائيل متجاوز كه مانند موجوداتي كه نظير آن در تاريخ خلقت خداوند نبوده و وحشيانه‌تر از حيوانات درنده به جان انسان‌هاي فلسطيني افتاده، نمي‌توان آيه دوست داشتن گفت. براي آن بايد آيه قتل و خونريزي به كار برد.
ساير مسايلي كه فرموديد كه بنده ربطي ندارد، مانند دادن بودجه به غير اهل فن و سهميه بسيجيان در دانشگاه. در مقاله شماره 892 توضيحي در مورد آن داده‌ام كه بنده مسوول كارهاي دولت و وكيل مدافع آن نيستم. بنده فقط از كمك به فلسطين دفاع كردم كه بر حسب تصادف يا هر دليل ديگري اين هدف من با هدف دولت يكي در آمده است.

**************

پاسخي به دوست كت مشكي
بنده كسي را كافر معرفي نكردم. بلكه نهايت امر اين است كه گفته‌ام شما حرف‌هاي كافر، منافق، ... را مي‌زنيد. مثلا وقتي دوستي در مورد داستان سه روز اطعام فقير و مسكين و اسير حضرت علي (ع) و خانواده‌اش كه در قرآن نيز آمده است و مورد تاييد علماي اهل سنت نيز هست، مي‌گويد يك داستان بدون سند است، چه مي‌توان به او گفت؟ آيا نمي‌توان گفت تو حرف‌هاي وهابيون را مي‌زني؟ آيا به معني اين است كه تو وهابي هستي؟!
در مورد فحش بودن كلمه تازي و هر كلمه ديگري ملاك عرف امروز است و نه لغت‌نامه دهخدا. مثلا اگر بنده به شما بگويم غلط كردي، آيا شما ناراحت نمي‌شوي؟ مسلم است كه مي‌شوي. حال من هر چه بگويم در فارسي قديم و در لغت‌نامه دهخدا غلط كردي يعني اشتباه كردي، كارساز واقع نمي‌شود؛ زيرا در عرف امروز اين كلمه فحش محسوب مي‌شود. كلمه تازي نيز در عرف به معني سگ شكاري است و فحشي است كه به عرب‌ها داده مي‌شود. همان‌طور كه البته در لغت‌نامه مرحوم دهخدا نيز يكي از معاني بي‌شمار تازي به معني سگ شكاري نوشته شده است. براي نمونه به آدرس http://www.loghatnaameh.com/dehkhodaworddetail-c552ddb85592416eb539e2156c6e0efd-fa.html مراجعه كنيد و البته اين بار عجول نباشيد و تا آخر صفحه را بخوانيد تا اين بار اين معني را نيز ببينيد:
نوعي از بهترين اقسام سگ شکاري. سگ تازي. و تازي سگ، نوعي از سگ شکاري باشد ...
موفق باشيد

**************

پاسخي ديگر به رزمنده سابق
در رابطه با معني كلمه تازي پاسخ من در جواب دوست كت مشكي آمده است كه ان شاء الله اگر چاپ شد، مي‌توانيد آن را بخوانيد. نمي‌دانم چرا شما قضيه را مي‌پيچانيد؟! اولا بنده چه سخن ناشايستي به كار بردم. حربه خوبي است! هنگامي كه انسان بخواهد كسي را متهم كند و راهي نداشته باشد، او را متهم به بيان سخنان ناشايست كند! بر فرض كه حديثي در مورد فلسطين وارد نشده باشد، در مورد كمك به برادر ديني كه وارد شده است. آيا فلسطين برادر ديني ما نيست؟! و اما حديث در مورد فلسطين:
لا تَزالُ عِصابَةٌ مِن اُمَّتي يُقاتِلونَ عَلي‏ أبوابِ دِمَشقَ و ما حَولَهُ و عَلي‏ أبوابِ بَيتِ المَقدِسِ و ما حَولَهُ لايَضُرُّهُم خِذلانُ مَن خَذَلَهُم ظاهِرينَ عَلَي الحَقِّ إلي‏ أن تَقُومَ السَّاعَةُ
پيوسته گروهي از امت من بر دروازه‏هاي دمشق و پيرامونش و بيت المقدس و پيرامونش مبارزه مي‏كنند و ياري نكردن آنان، زياني به آن‌ها نمي‏رساند (و آن‌ها همچنان به مبارزه خود ولو بدون ياري ديگران ادامه مي‌دهند). آنان تا روز قيامت پشتيبان حق‏اند. (كنز العمال، حديث 35051)
صحبت تكراري ديگر شما كه بارها پاسخ آن را داده‌ام. پولي كه به عراق و فلسطين داده مي‌شود، از پول برق روستاهايي كه مي‌شناسيد، نيست. اگر اين روستاها برق ندارند يا به علت عدم توجه مسوولين ذيربط است و يا مصرف بودجه آن براي مقاصد شخصي. حل مشكلات مملكت تداخلي با حل مشكلات فلسطين ندارد. مي‌توانند موازي يكديگر پيش روند. حال چرا مشكلات مملكت حل نمي‌شود، ما نيز مانند شما از معترضين هستيم. اشكال كار اين است كه ما دوست داريم همه انسان‌ها همه نظراتشان با ما يكي باشد. اگر كسي بگويد هم مشكلات فلسطين هم مشكلات خودمان، نمي‌آييم با او لااقل بر سر مشكلات خودمان متحد شويم. مي‌گوييم، نه، هر وقت تو هم مثل ما فلسطين را كامل گذاشتي كنار، ما با تو متحد مي‌شويم. در صورتي كه اين مساله هيچ‌گاه انسان‌ها را به پيروزي نمي‌رساند. مثلا در همين انقلاب اسلامي خودمان، همان‌گونه كه امام فرمود وحدت كلمه رمز اصلي پيروزي بود. نمي‌گفتيم اي توده‌اي! هر وقت خدا را پرستيدي يا مسلمان شدي ما با تو بر عليه رژيم طاغوت متحد مي‌شويم. بلكه هدف مشترك در يك زمينه ما را از بررسي زمينه‌هاي فكري ديگر معاف مي‌دارد. اين مساله بين من و شماست. به گمانم در رده‌هاي بالاتر مملكتي نيز همين‌گونه باشد. جناح‌هاي مختلف در زمينه‌هايي كه با يكديگر اختلاف نظري ندارند نيز متحد نمي‌شوند.
هدف از آزادي قدس بازگرداندن آن به مسلمانان است و عرب و غير عرب در آن شرط نيست. مگر ما در حال حاضر به زيارت بارگاه حضرت علي (ع) نمي‌رويم با اين كه در دست اعراب است؟! در مورد قدس نيز همين‌طور است. ما با صهيونيسم دشمني نداريم تا زماني كه آن‌ها با ما دشمني ندارند. هنگامي كه صهيونيسم دست از دشمني برداشت، لازم هم نيست حتما آن‌گونه كه شما گفتيد مثل سگ به پاي ما بيفتند، ما ديگر دشمني نداريم. زيرا اساس اسلام مبتني بر صلح و دوستي و آرامش است مگر در جايي كه حدود خدا نقض شود و مسجد الاقصي يكي از اين حدود است.
در ضمن فكر مي‌كنم پاسخ شما به صحبت‌هاي من كمي بيشتر از يك خط شد.
به اميد فردايی بهتر برای اسلام و مسلمانان
و نكته آخر اين كه شما كه به فكر پاس داشتن فرهنگ غني پارسي هستيد از «همزه» استفاده نكنيد (فردائي غلط است)، «به اميد» را هم جدا بنويسيد و نه سر هم.
به اميد فردايی بهتر برای ايران و ايرانيان

 

 

javadi_hossein@hotmail.com

به سازی تمدن
قسمت سوم و پاياني

نگرش های سیاسی، برنامه ریزی های اقتصادی و تمایلات توسعه طلبانه اربابان قدرت در طول تاریخ همواره به گونه ای بوده که اکثریت از حقوق خود محروم باشند تا این محرومیت بستر مناسبی را برای مطامع آنها فراهم کند. امروزه نیز که در قرن بیست و یکم با این همه امکانات ناشی از رشد فنآوری رو به رو هستیم، هنوز این شیوه ی نادرست برخورد با حقوق انسان وجود دارد و جامعه ی بشریت را رنج می دهد. غافل از آنکه هیج کس در هر موقعیت اجتماعی و سیاسی که باشد از مواد مخدر و ترورزیزم و صدمات ناشی از جنگ در امان نیست.
امروزه تساوی حقوق و تفکیک قوا در سطح قانون به رسمیت شناخته شده و دولتمردان مدعی رعایت آن هستند. اما تساوی حقوق شهروندان، آنچنانکه در قانون پیش بینی شده، به هیچوجه به معنی آن نیست که شهروندان از حقوق مساوی برخوردارند و حداقل، حقوق ابتدایی و طبیعی آنان ایفاد می گردد. در جوامع امروزی، حکومت و صاحبان قدرت نمی توانند به طور مستقیم به حقوق افراد تجاوز کنند، اما شرایطی وجود دارد که حقوق قشر عظیمی از شهروندان پایمال می شود یا خود افراد از روی اجبار حقوق خود را نادیده گرفته و یا به دیگران واگذار می کنند.
در بهترین حالت فرض کنیم همه ی شهروندان در مقابل قانون یکسان هستند و قاضی با دانش کافی از استقلال رأی برخوردار است. وقتی که زنی برای رفع ابتدایی ترین نیازهایش به تن فروشی راضی می شود، یا جوانی برومند کلیه اش، یکی از اعضای پیکرش را می فروشد یا جوانی بر اثر بیکاری و فقر حاضر به سرقت و پخش مواد مخدر می شود و به هر کاری تن می دهد تا ابتدایی ترین حوائجش بر طرف شود، وجدان فروشی و شهادت دروغ برای کسب مقدار کمی پول، دور از انتظار نیست تا مجرمی آزاد و بی گناهی مجازات شود.
زمانی می توان از تساوی حقوق در مقابل قانون سخن گفت و تحقق آن را امکان پذیر دانست که یک مرز اقتصادی تعیین و برای همه ی شهروندان تأمین گردد. این حقوق جزئی از حقوق پایمال شده ی انسان به خاطر تشکیل اجتماع و پیشرفت تمدن است.

5 – 3 باز پرداخت حقوق اولیه بشر
انسان موجودی هوشمند، تلاش گر و مبتکر است و همواره در صدد بالا بردن سطوح کیفی و کمی زندگانی خود می باشد که موجب ایجاد تمدن و فرهنگ وی شده است. انسان آرمان گرا است و همیشه با توجه به آرمان های خود با آرزوهای خود زندگی می کند و به سادگی می تواند تبعیض را تشخیص دهد و همواره برای رفع تبعیضی که بر وی تحمیل می شود، در پی چاره اندیشی و مبارزه است. انسان روانی لطیف و زیبا دارد، گرایش انسان به شعر، ادبیات، موسیقی و هنر نشانگر روان لطیف وی است.
موجودی با چنین ویژگی ها، ستم و تبعیض را بر نمی تابد و برای استیفای حقوق پایمال شده ی خود از هرگونه تلاشی دریغ نخواهد کرد. اگر با ایجاد موانع، مانع از تحقق حقوق وی شوند، آرامش جامعه ی بشریت را برهم خواهد زد، همچنان که تا به حال این گونه بوده است. در سه مورد ابتدایی ترین حقوق انسان پایمال شده که شعور جمعی به آن واقف است. این سه عبارتند از:
1- زمین مورد نیاز برای تهیه مسکن: مسکن یک نیاز عمومی انسان و حق طبیعی همه ی افراد جامعه است. هیچ انسانی را تحت هیچ شرایطی و به هیچ دلیل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و حقوقی نمی توان از حق داشتن زمین مسکونی محروم کرد. مالکیت بر زمین تنها بر مازاد زمین مسکونی مورد نیاز دیگران قابل اعمال است. بنابراین از وظایف همه ی دولت ها است که با برنامه ریزی های مناسب، زمین مورد نیاز برای تهیه سرپناه همه ی افراد جامعه را به طور رایگان تهیه کرده و در اختیار آنان قرار دهند.
2- هزینه ی ساخت مسکن: منابع طبیعی و معادن متعلق به عموم مردم است. سود حاصل از بهره برداری از منابع طبیعی و معادن تنها نصیب قشر خاصی از جامعه می گردد. بنابراین وظیفه ی جامعه است که از محل درآمد منابع طبیعی و معادن، هزینه ی ساخت سرپناه همه ی اعضای جامعه را فراهم کند.
3- تأمین حد اقل هزینه ی زندگی: برای رسیدن به اهداف توسعه ی پایدار، فراهم کردن امکان اشتغال برای همه ی کسانی که توانایی انجام کار کردن دارند، یک ضرورت انکارناپذیر است و از وظایف نخستین دولت ها، تأمین شغل است. بنابراین هر کس به هر دلیلی که بیکار بود یا توانایی انجام کار کردن نداشت، باید از حداقل امکانات زندگی که شامل خوراک، پوشاک و هزینه ی بهداشت و درمان است، برخوردار گردد و وظیفه ی دولت ها است که با برنامه ریزی های اصولی در تأمین حداقل هزینه ی زندگی اعضای جامعه بکوشند.
حقوق یاد شده ابتدایی ترین حقوق بشر و مقدم بر سایر حقوق اجتماعی است. این حقوق جزو نخستین مطالبات انسان از تمدن معاصر است که باید به عنوان حق تمدن رعایت و پرداخت گردد. این مقدار، حقی است که همه ی افراد، از یک جامعه ی متمدن دارند و هرکس بیش از آن را خواست، باید تلاش کند. پرداخت حق تمدن به دو دلیل عمده باید پرداخت گردد؛ اول اینکه تمدن موجود ساخته و پرداخته حکومت ها یا ثروتمندان جامعه نیست، بلکه حاصل تلاش و جانفشانی گذشتگان است و بدون وجود جامعه، ثروتمندان برای تأمین قوت لایموت خود نیز ناتوانند و دولتی هم وجود نخواهد داشت. دوم اینکه، حق تمدن هزینه ی پیشگیری برای اجتناب از انواع بیماری ها و ناهنجاری های اجتماعی و حفظ سلامت جامعه، کاهش پرونده های ارائه شده به دادگستری، کاهش آمار زندانیان، جلوگیری از فحشا، ناتوان سازی باندهای تبهکاری و در نهایت مبارزه علمی و عملی با تروریزم و جنگ و کشتار است.

5 – 4 پیشگیری و درمان
در تمام موارد پیشگیری، ساده تر و کم هزینه تر از درمان است. تخصیص حق تمدن به همگان نه تنها هزینه ساز نیست، بلکه صرفه جویی در هزینه های آتی است. بذر تمام گروه های تبهکاری، تولید و توزیع مواد مخدر، حکومت های غیر مردمی و حتی جنگ و تروریزم جهانی در بستر تبعیض و محرومیت ها رشد می کند. خیل عظیم زندانیان، عدم امنیت اجتماعی و روانی جوامع و حتی لشگرکشی های منطقه ای و فرامنطقه ای به نوعی وابسته به همین تبعیض در بهره مندی از مواهب تمدن است. هرچند به ظاهر تخصیص حق تمدن به همگان، هزینه بر به نظر آید، اما در عمل و در دراز مدت به صرفه جویی در هزینه ها خواهد انجامید. تا زمانی که حق تمدن پرداخت نشود، امنیت خاطر عمومی فراهم نخواهد شد و توسعه انسانی نیز با موفقیت کامل همراه نخواهد بود.
علاوه بر آن اگر پرداخت حق تمدن هزینه ساز است، این هزینه حق کسانی است که در عصر فنآوری اطلاعات زندگی می کنند و از حداقل امکانات برای رفع نیازهای طبیعی و انسانی خود محرومند. این در حالی است که درآمد تبهکاری های سازمان یافته و مواد مخدر در سطح جهان بیش کل درآمد کشورهای صادر کننده نفت است. تخصیص حق تمدن، انسان را با آرامش و امنیت ناشی از زندگی اجتماعی آشنا و موجب تعمیم آزادی های فطری و طبیعی او خواهد شد. ضمن آنکه در این مرحله، انسان هوشمندانه و با آرامش و نه از روی ترس، به زندگی اجتماعی دل خواهد بست و در اعتلای آن خواهد کوشید.
در نهایت تخصیص حق تمدن، مبارزه قاطعانه، علمی و عملی با جنگ طلبی ها، تبهکاری های سازمان یافته و تروریزم جهانی است.

5 – 5 رأی در مقابل استیفای حقوق
اگر در مورد پرداخت حق تمدن منصفانه و با دیدی آینده نگر بیاندیشیم، هر شهروندی باید مدافع پرداخت حق تمدن باشد. زیرا هر شهروندی در یکی از گروه های زیر قرار می گیرد:
1 – افراد نیازمند: اگر شهروندی نیازمند باشد، به یک دلیل باید مدافع پرداخت حق تمدن باشد؛ زیرا طبعاً با دریافت حق تمدن می تواند زندگی خود را سر و سامان دهد، و این جزئی از حقوق اجتماعی او در جهان متمدن امروزی است. بنابراین باید مدافع پرداخت حق تمدن باشد.
2 – افراد بی نیاز: اگر شهروندی از نظر مالی بی نیاز باشد، به دو دلیل باید مدافع پرداخت حق تمدن باشد؛ اول اینکه روند رویدادهای اقتصادی و اجتماعی چندان قابل اعتماد نیست و فردا ممکن است بر اثر یک حادثه ی طبیعی یا رویدادهای مختلف سیساسی اقتصادی و... از بی نیاز به نیازمند تبدیل شود. دلیل دوم هزینه های مختلفی که برای مبارزه با انواع و اقسام بزهکاری ها و ناهنجاری های اجتماعی پرداخت می شود، به طور غیر مستقیم از شهروندان بی نیاز اخذ می شود. علاوه بر آن پرداخت حق تمئن، امنیت اجتماعی را افزایش می دهد و افراد بی نیاز با آرامش بیشتری می توانند از امکانات خود استفاده کنند. همچنین جای هیچ گونه دلسوزی و ترحم برای بزهکاران و خلاف کاران باقی نمی ماند.
برای تحقق این مهم، لازم است که دولت ها پرداخت حق تمدن را در برنامه های اقتصادی منظور خود کنند. برای آنکه در برنامه ریزی ها، پرداخت حق تمدن نیز منظور گردد، نیازی به ایجاد اغتشاش و شورش و انقلاب نیست. امروزه افکار عمومی وزنه ی سنگینی در محاسبات احزاب و دولت ها به حساب می آید و در نهایت این آراء مردم است که دولت ها را تعیین می کند. اگر اندیشه ی پرداخت حق تمدن در ذهنیت بشریت نهادینه گردد، هر فرد یا حزبی که بخواهد از حمایت مردمی برای اخذ آراء برخوردار گردد، ناگزیر است در جهت پرداخت حق تمدن تلاش کند. به عبارت دیگر نامزدهای انتخاباتی باید متعهد شوند در مقابل رأی شهروندان، تلاش کنند تا پرداخت حق تمدن را در قوانین جاری و جودجه ی کشور منظور کرده و سازوکار لازم برای اجرای آن را به تصویب برسانند.
زورگویی های منطقه ای و لشگر کشی های فرامنطقه ای به این دلیل انجام می شود که دولت های متجاوز، حقوق مردم تحت تسلط خود را نادیده می گیرند. اگر پرداخت حق تمدن قانونی گردد و دولت ها ملزم به اجرای آن شوند، نه تنها لشگر کشی های فرامنطقه ای صورت نخواهد گرفت، بلکه حکومت های دیکتاتوری نیز تحلیل خواهند رفت.
پرداخت حق تمدن، در صورت تحقق، بزرگترین پیروزی حقوقی بشریت در طول تاریخ و در عین حال اولین گام برای آن خواهد بود که تمدن در خدمت همه قرار گیرد.

مطالعه بیشتر

پايان

 

 

 

به آینده ایمیل بزنید..........

ميل به آينده ! سایتی که می خوام براتون معرفی کنم خیلی جالبه ! در این سایت شما می تونید به آینده میل بزنید . مثلا شما یه چیز با ارزش رو یه جا پنهان کردید و می خواهید بعد از شما یه نفر از این موضوع با خبر بشه ! یا مثلا می خواید علاقتونو در آینده به کسی ابراز کنید . تو این سایت یه پیغام برای شخص می فرستید و این پیغام تو سال ۲۰۲۰ به دستش می رسه ! توضیحات بیشتر رو تو سایتش بخونید : http://www.delayedmail.com/

موسیقی بی کلام

نگاهى به موسيقى «خيلى دور، خيلى نزديك»

موسيقي متن فيلم كمال الملك

موسيقي متن فيلم روز واقعه

موسيقي متن فيلم ناخدا خورشيد

موسيقي متن فيلم جعفرخان از فرنگ برگشته

موسيقي متن فيلم گاو خوني

موسيقي متن فيلم ناروني

موسيقي متن فيلم پناهنده

موسيقي متن فيلم سينمايي دوئل

موسيقي متن فيلم بچه هاي آسمان

موسيقي متن فيلم پرنده كوچك خوشبختي

موسيقي متن فيلم اي ايران

موسيقي فيلم خاك سرخ

موسيقي متن فيلم ولايت عشق

موسيقي متن فيلم ضيافت

موسيقي متن فيلم ترن

بوي پيراهن يوسف

موسيقي فيلم تنها ترين سردار

موسيقي فيلم امام علي (ع)

بازمانده

عروسي خوبان

خواهران غريب

كلاه قرمزي و پسرخاله

از كرخه تا راين

اسكادران عشق

باي سيكل ران

آدم برفي

دزد عروسكها

اجاره نشينها

گربه آوازه خوان

همسر

هنرپيشه

جاده هاي سرد

نامزدي

آن گاه که...............

 

 

 

آن گاه که تنها شدی و در جست و جوی يک تکيه گاه مطمئن هستی، بر من توکل نما. (نمل/79)

آن گاه که نوميدی بر جانت پنجه افکنده و رها نمی شوی، به من اميدوار باش. (زمر/53)

آن گاه که سرمست زندگانی دنيا و مغرور به آن شدی، به ياد قيامت باش. (فاطر/5)

آن گاه که در پی تعالی و کمال هستی، نيتت را پاک و الهی کن. (فاطر/5)

آن گاه که دوست داری به آرزويت برسی به درگاهم دعا کن تا اجابت نمايم. (غافر/60)

آن گاه که دوست داری کسی همواره به يادت باشد، به ياد من باش که همواره به ياد تو هستم. (بقره/152)

آن گاه که دوست داری با من هم سخن شوی، نماز را به ياد من بخوان. (طه/14)

آن گاه که روحت تشنه نيايش و راز و نياز است، آهسته مرا بخوان. (اعراف/55)

آن گاه که شيطان همواره در پی وسوسه توست، به من پناه ببر. (مومنون/97)

آن گاه که لغزش ها روحت را آزرده ساخت، در توبه به روی تو باز است. (قصص/67)

اشك مهتاب

 

 

 

 

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همه دریاها از آن ما کن ای دوست

دلم دریا شد و دادم به دستت
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست

کنار چشمه
ای ای بودیم در خواب
تو با جامی ربودی ما
رو از آب

چو نوشیدیم از آن جام گوارا
تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب

تن بیشه پر از مهتابه امشب
پلنگ کوه
ها در خوابه امشب

به عاشقی دلی سامون گرفته
دل من در تنم بی
تابه امشب

 

 

فجر 2

 

Mobin_s2004@yahoo.com


31 خرداد 1344. لئونيد برژنف رهبر شوروي از شاه و فرح در فرودگاه مسكو استقبال مي‌كند.

 



 


 


Mobin_s2004@yahoo.com

آبشار رنگی در ترکیه
ويژه نامه سي امين فجر انقلاب
کارتونهای جالب
عکسهای تاریخی از بمباران پرل هاربر
یک دختر ، شش سرباز
تصاویر هنری
انقلاب اسلامی ایران به روایت صفحات روزنامه اطلاعات 9 الی 23 بهمن 1357

 

 

Mobin_s2004@yahoo.com

گزارش تكان دهنده سازمان ملل
از زندگي طاقت فرساي مردم غزه

نماينده سازمان ملل زندگي مردم غزه به دنبال تحريم هاي رژيم صهيونيستي را در سرماي زمستان طاقت فرسا خواند.
سخنگوي دبيركل سازمان ملل گفت: دانش آموزان فلسطيني در غزه در كلاس هاي سرد درس مي خوانند و به خاطر تحريم هاي اسراييل كتاب ندارند.
به گزارش خبرگزاري ها، ماري اكابه سخنگوي بان كي مون دبيركل سازمان ملل با اشاره به گزارش هماهنگ كننده ويژه دبيركل در روند صلح خاورميانه افزود، غزه همچنان به روي امدادگران سازمان ملل و كاميون هاي حامل كمك هاي امدادي بسته است.
وي تصريح كرد، مردم غزه با زمستان بسيار سرد روبه رو هستند و قسمت عمده روز را بدون برق به سر مي برند و هنوز اسراييل اجازه ورود كاغذ به غزه را نداده به همين دليل دانش آموزان با كمبود كتاب روبه رو هستند.
گفتني است رژيم صهيونيستي انتقال سوخت، آب، دارو و حتي كتاب مدارس فلسطيني به داخل غزه را ممنوع كرده و آمريكا با مقاومت در برابر 14 عضو شوراي امنيت اجازه نمي دهد حتي يك بيانيه غير الزام آور دراعتراض به جنايات اسراييل در غزه صادر شود.
آمريكا اسراييل را متحد استراتژيك خود مي داند و دور تازه جنايات اسراييلي ها عليه مردم غزه پس از سفر جرج بوش به تل آويو آغاز شد.
دسامبر گذشته اداره كار و همياري پناهندگان فلسطيني آذرماه امسال تصويب كرد كه 237 ميليون دلار كمك هاي انساني به مردم فلسطين داده شود اما به خاطر اقدامات نژادپرستانه اسراييل تاكنون تنها يك درصد اين رقم در اختيار فلسطيني ها قرار گرفته است.
در همين رابطه جنبش غيرمتعهدها متشكل از 118 كشور جهان نيز در بيانيه مشتركي از وضعيت غمبار ساكنان غزه به خاطر اقدامات ضدانساني اسراييل ابراز نگراني كرد.
در اين بيانيه تصريح شده كه جنبش غيرمتعهدها نگراني عميق خود را يك بار ديگر از اينكه شوراي امنيت نتوانست به مسئله مناطق اشغالي فلسطين به ويژه بحران نوار غزه ناشي از سياست ها و اقدام هاي غيرقانوني و عمدي اسراييل اين قدرت اشغالگر عليه جمعيت غيرنظامي فلسطين رسيدگي كند، اعلام مي كند.
ازسوي ديگر حدود 30 هزار فلسطيني ساكن مناطق اشغالي روز جمعه در اعتراض به بسته شدن پرونده رسيدگي به كشته شدن 13 فلسطيني در جريان انتفاضه سال 2000 ميلادي و معرفي نكردن نيروهاي امنيتي رژيم صهيونيستي به دادگاه، عليه اين رژيم و دستگاه قضايي آن دست به تظاهرات زدند.
تظاهركنندگان با در دست داشتن پرچم هاي سياه و همچنين پرچم فلسطين و عكس هاي شهدا خواهان محاكمه قاتلان شدند.
روستاها و مناطق ديگري در داخل اراضي اشغالي نيز شاهد اعتصاب عمومي در اعتراض به اين تصميم بود.
اعتصاب عمومي باعث شد روند زندگي فلج شود و مراكزتجاري و موسسات عمومي هم در همراهي با درخواست كميته عالي پيگيري امور اعراب مقيم اسرائيل تعطيل شدند.
در گذرگاه رفح نيز طرفداران حماس دراعتراض به محاصره غزه تظاهرات كردند و خواستار بازماندن گذرگاه رفح در مرز غزه و مصر شدند.

 



 

Mobin_s2004@yahoo.com

بخش اول

مطالب ارسالی نویسندگان ثابت
وبلاگ یادداشت های یک خبر نگار
 

نمکدون
alimerikhi@yahoo.com

 

 

حديث روزانه
arash_new2001@yahoo.com

حضرت امام حسين (عليه السلام) فرمودند:

لِكُلِّ داء دَواءٌ، وَ دَواءُ الذُّنُوبِ الإسْتِغْفارِ.

براى هر غم و دردى درمان و دوائى است و جبران و درمان گناه، طلب مغفرت و آمرزش از درگاه خداوند مى باشد.

تحف العقول: ص 177، بحارالأنوار: ج 75، ص 117، ح 5.

 

 

آل ياسين
hra62302@yahoo.com

چرا به امام زمان(عج) منتقم گفته می شود؟

هر یک از معصومین(ع)به یک لقب مشهور شده اند، مثلا حضرت علی(ع) به امیرالمؤمنان و امام حسین(ع) به سیدالشهدا مشهور گشته اند. تمام این لقب ها ریشه در روایات دارد.
امامان معصوم(ع) در برخی روایات و دعاها، لقب منتقم را به حضرت مهدی(ع) اختصاص داده اند، بلکه این لقب را خداوند به امام عصر(ع) داده است. در روایات از امام زمان(عج) به عنوان انتقام گیرنده از دشمنان خدا و دشمنان پیامبر و امامان، به ویژه منتقم خون امام حسین(ع) نام برده شده است.
از جمله احادیثی که نام معصومین را بر می شمرد، حدیث معراج است. در این حدیث آمده است: وقتی که حضرت محمد(ص) به دعوت پروردگار، به دیدار ملک و ملکوت و عالم اعلی رفت، ندا رسید: سر خود را بالا بگیر و نگاه کن. آن حضرت سرش را بلند کرد، نگاهش به نورهای خیره کننده و مقدسی افتاد و به خداوند عرضه داشت: خداوندا! این نورهای مقدس چه کسانی هستند؟ ندا رسید: این ها امامان می باشند و این که- در بین آن ها قرار گرفته و- ایستاده است، همانا قائم است؛ آن که حلال مرا حلال و حرامم را حرام می کند، و به وسیلۀ او از دشمنانم انتقام می گیرم.(1)
عایشه می گوید: روزی رسول خدا(ص) در دیدار با فرشتۀ وحی، به من دستور داد هیچ کس نزد او نرود. در این هنگام، حسین(ع) نزد رسول خدا(ص) رفت.
جبرئیل پرسید: این کودک کیست؟
پیامبر فرمود: فرزندم، سپس او را بر زانوی خود نشانید.
جبرئیل گفت: او کشته خواهد شد.
پیامبر فرمود: چه کسی او را می کشد؟
جبرئیل گفت: امت تو وی را خواهند کشت.
پیامبر فرمود: او را می کشند؟ جبرئیل گفت: آری.
رسول خدا گریست.جبرئیل گفت: ای رسول خدا، گریه مکن! خداوند به وسیلۀ قائم شما اهل بیت، از آن ها انتقام خواهد گرفت.
پیامبر فرمود: حبیب من، جبرئیل ! قائم ما اهل بیت کیست؟
گفت: نهمین فرد از نسل حسین است.(2)
امام باقر(ع) در تفسیر آیۀومن قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا فلا یسرف فی القتل إنه کان منصورا(3)؛ و آن کس که مظلوم کشته شده، برای ولیش سلطه(و حق قصاص) قرار دادیم؛ اما در قتل اسراف نکند، چون او مورد حمایت است، فرمود: مقصود، حسین بن علی(ع) است که مظلوم کشته شد و ما اولیای او هستیم و حضرت قائم(عج) از ماست و هر گاه قیام کند انتقام خون حسین(ع) را می گیرد.
پس آنقدر از آنها می کشد که برخی می گویند: در کشتن و انتقام گرفتن از قاتلان اسراف کرده است(4)، اما قرآن می فرماید: هرگز در کشتن و انتقام گرفتن اسراف نمی کند.

پی نوشت:
1- کفایة الاثر، ص153؛ کمال الدین، ج1، ص252؛ عیون أخبار الرضا، ج1، ص58 و إثباة الهداة، ص651 /// 2- کفایةالاثر، ص 187، /// 3- سورۀ اسراء، آیۀ33 /// 4- تفسیر عیاشی، ج2، ص290

 

 

يک لبخند
toraj_fal@yahoo.com

دو نفر با هم در باره یک عقد ازدواج که به وضع مضحکی بهم خورده بود ، صحبت میکردند :
- درست همان موقع که آقا صیقه عقد را جاری کرده بود و می خواست از عروس بله را بگیرد ، داماد برخاست و فرار کرد .
- چطور ؟ مشاعر خود را از دست داده بود ؟
- نه خیر ، مشاعر خور را که از دست داده بود ، به دست آورد !!!!


بهرام هشت ساله آلبوم خانوادگی را تماشا میکرد . از مادرش پرسید : این آقای لاغر و خوش اندام که موهای سیاه و پر پشت دارد و با تو عکس گرفته است کیست ؟
مادر با خنده جواب داد : او پدر توست . این عکس را در شب عروسی گرفته ایم . او داماد است و من عروس .
بهرام پس از لحظه ای فکر گفت : اگر او پدر ماست ، پس این مرد چاق با سر طاس که حالا با ما زندگی میکند ، از کجا آمده و کیست ؟


داماد در حجله از تازه عروس پرسید : عزیزم ، آیا مادرت سفارش های لازم را به تو کرده است ؟
عروس که منظور داماد را درست درک نکرده بود جواب داد : بله ، ولی مادر من آنقدر امل و کهنه پرست است که من ترجیح می دهم روش همیشگی خود را بکار بسته و حفظ کنم . !!!!

 

 

ترجمه اخبار ترکيه
uzakyol@gmail.com

قتل خونسردانه 5 زن در فروشگاهی
در شیکاگوی آمریکا

یک فرد مسلح که وارد یک فروشگاه پوشاک در یک مرکز خرید شیکاگو شده بود 5 زن را به گلوله بست. سه نفر از این زنان جزء پرسنل فروش بوده اند و دو تن دیگر مشتری بوده اند.
پلیس هنگامی به محل واقعه رسید که اجساد در کنار یکدیگر افتاده بودند. قاتل بعد از کشتن زنان، با خیال راحت اجساد را در کنار هم قرار داده بود و در کنار دیوار گذاشته بود!
به گفته پلیس، فرد مسلح با نیت سرقت وارد مغازه شده اما به قتل 5 نفر دست یازیده است.
قاتل توانسته است بعد از انجام جرم بگریزد هرچند که پلیس می گوید مجرم به زودی دستگیر خواهد شد.

منبع: حریت ترکیه

 

 

پرسش از اسلام
zahra4066@yahoo.com

سوال:

آيا از ديدگاه فقهى، اسلام حكومت دارد يا خير؟

 

پاسخ:

قسمت اول:

حكومت براى بشر يك امر ضرورى عقلى است زيرا اجتماع بدون حكومت موجب هرج و مرج است واين حكومت است كه تنظيم كننده امور فرد و اجتماع و اجراء كننده حدود و حقوق و تاءمين كننده عزتو اسـتـقـلال جـامـعـه انـسانى و مايه توسعه و تكامل علوم و فنون بشرى است واين مطلب از اموربديهى و غير نيازمند به اقامه برهان مى باشد.
از سـوى ديـگر اديان الهى به ويژه دين مبين اسلام نيز حكومت را امرى ضرورى ولازمه زندگىبـشـر مـحـسـوب نـمـوده و بـر آن ضـرورت عـقـلى تـاكـيـد مـى كـنـد بـه عـنـوانمـثـال روايـت تـفـصـيـلى فـضـل بـن شـاذان نـيـشـابـورى كـه ازقـول حـضـرت رضا(ع ) نقل شده است در اين زمينه كافى است (2) و اصولاً اگر كسىدر اهـداف اصـلى انـبـيـاء الهـى (ع ) دقـت كـنـد، به خوبى در مى يابد كه رسيدن به اين اهدافبزرگ يعنى رهانيدن آدمى از سلطه و اسارت بيگانگان و در نتيجه اعطاء حرّيت و آزادى به وى،(3) تـعـليـم و تـربـيـت فـراگـيـر بـشـر،(4) احـيـاء ارزشـهـاى انـسـانـى،(5) اقـامـه قـسـط و عـدالت و مـردم گـرايـى ،(6) و بـالاخـره إكـمـال و رسـانـيـدن آدميان به تعالى و رشد إ لهى و رستگارى ،(7) همه و همه مستلزمبرپايى و تشكيل حكومت است و اجراء اين برنامه ها ورسيدن به اين آرمانها بدون ابزار حكومت ،امكان پذير نيست و در واقع حكومت ونظام و سياست ، وسيله وابزار اجرإ اهداف انبياء است و از اينجهت مى بينيم كه هر كدام از آن بزرگواران نظير حضرت داود(ع ) و حضرت سليمان (ع ) و نبّىاكـرم 6 كـه مـوفـق بـه تـشـكـيـل حـكـومـت شـده انـد تـا چـه انـدازه در تـعـقـيـت ووصـول بـه اهـداف الهـى خود موفق بوده اند و هر كدام كه چنين ابزارى را به دست نياورده اند،تـا چـه انـدازه راه حـركت آنها ناهموار و در وصول به اهداف خود تا چه حدّ در تنگنا بوده اند وبى جهت نيست كه طواغيت و دشمنان اديان در هميشه تاريخ ، براى ايجاد حكومتهاى صالحان ايجادمانع و معضل مى كرده اندو همواره به دنبال براندازى حاكميّت صالحان بر زمين بوده اند.
از آنـجا كه در ميان همه اديان الهى ، دين مبين اسلام براى (همه افراد) و (همه مكانها) و (همهزمـانـهـا) تـا ابـد و قـيـامت عموميّت دارد و اين عموميّت سه گانه از نظر قرآن شريف و رواياتاهل البيت (ع ) از ضروريات و بديهيات است ، بنابراين اسلام در زمان غيبت امام معصوم (ع ) نيزبدون ترديد داراى حكومت است ، به ويژه آنكه اسلام دينى است عبادى و سياسى و احكام مقدّس آندر عـبـادات و مـسـائل شـخـصيّه خلاصه نمى شود و همانند زمان حضور براى اداره حكومت ، زعيم وحـاكـم تـعـيين و منصوب كرده است تا مسلمانان در امور اجتماعى و حوادثى كه پيش مى آيد به اورجـوع كـنند و لذا استاد بزرگوار ما حضرت امام خمينى (ره ) دراين زمينه تصريح مى فرمودندكه (هر كه اظهار كند كه تشكيل حكومت اسلامى ضرورت ندارد، منكر ضرورت اجراى احكام ، شدهو جامعيّت احكام و جاودانگى دين مبين اسلام را انكار كرده است .)(8)
و اسـتـاد بـزرگوار ما مرحوم آية اللّه العظمى آقاى بروجردى ـ قدس اللّه روحه ـ در اين زمينهمـى فرمودند: چون در جوامع اوّليه شيعه روايات بسيارى بوده كه همه اين روايات به دست مانـرسـيـده اسـت ، لذا از اتـفـاق و اجـمـاع فـقـهـاء در يـك فـتـوى در مـى يـابـيـم كـه آنـان روايـتكـامـل و صـحـيحى از نظر سند و دلالت در دست داشته اند كه در مسير زمان به ما نرسيده است واصولاً ممكن نيست دينى كه كلّيه جزئيات عبادى و سياسى و معاملاتى را ذكر فرموده است ، مسئلهبـا اهـمـيـّت و داراى ضـرورت و بـداهـتـى مـثـل حـكـومـت را فروگذار كرده باشد و شايد يكى ازدلائل ايـنـكـه ايـن روايـات بـه دسـت مـا نـرسيده است ، همان تلاش طواغيت و حكومتهاى جور براىجـلوگـيـرى از تـشـكـيل و برپايى حكومت صالحان بوده و از اين جهت آنها براى رسيدن به اينهـدف دنبال محو افكار و انديشه هاى ائمّه طاهرين (ع ) بوده اند گرچه على رغم همه اين حركاتهـنـوز هـم مـجـامـع روايـى وحـديثى بسيارى در دست ماقرار دارد، نظير حادثه مبارك غدير كه بانـهـايـت تـلاش طـواغـيـت بـراى مـحـو آثـار غـديـريـه ، هـنـوز هم آثار با عظمتى از آن حادثه ازنقل معصومين (ع ) در اختيار ماست .
بـنـابـرايـن وقـتى از يكسو مى بينيم كه اسلام در زمان غيبت امام معصوم (ع ) بدون ترديد داراىحـكـومـت اسـت و از سـوى ديـگـر مـى دانـيـم كـه حـكـومـت در درجـهاوّل از آنِ ذات اقـدس الهـى است و سپس براى هر كسى كه خداوند به او اعطاء حكومت كند، لذا درمـى يـابـيـم كـه آن كـسـى حق حكومت دارد كه از جانب خداوند براى احراز اين مسئوليت ، نصب شدهباشد، چرا كه توحيد خداوند متعال در (خالقيّت هستى ) ملازم و مستلزم با توحيد او در (حاكميتبـر هـسـتـى ) اسـت و هـمـه حـاكـميتهاى ديگر، چون (حاكميت بالعرض ) است ، بايد به حاكميتخداوند كه (حاكميت بالذّات ) است منتهى شود. پس حكومت از نگاه يك انسان موّحد بايد به نصباز سـوى حـاكـم مـطلق بر جهان هستى يعنى خداوند متعال باشد و اين مطلب مهّم نشاندهنده آن استكـه اگـر تـفـكـّرى ،حكومت را از سوى پائين ببيند، اين تفكّر،توحيدى نيست چراكه برطبق تفكّرتـوحـيدى ،حكومت اوّلاً از آنِ خداست و ثانياً از آنِ هر كسى كه خداوند به او اعطاء كند، در نتيجه ،حكومت امرى است كه از سوى بالا مى آيد نه از سوى پائين و دقيقاً بايد ديد كه او اين اختيار رابه چه كسانى اعطاء كرده است .
لذا حـكـومـت ديـنـى (انتصابى ) است نه (انتخابى ) و روايات و ادلّه مربوطه ، تعيين و نصبحـكـومـت نـموده است و اهل خبره براساس اين ادلّه ، مصداقى از اين نصب را، تشخيص داده و كشف مىكـنـنـد هم چنانكه اگر مصداقى خود به خود زمام امور را به دست گرفت ، اين سمت در وى تعيّنپـيـدا مـى كـنـد نـظير آنچه در جمهورى اسلامى ايران در خصوص حضرت امام خمينى ـ اعلى اللّهكلمَته ـ اتفاق افتاد.
و خـلاصـه ، مـسئله حكومت در زمان غيبت امام عصر(ع ) و موضوع ولايت فقيه از مسائلى است كه به تـعـبـيـر زيـبـاى اسـتـاد عـظيم الشاءن ما حضرت امام خمينى ـ اعلى اللّه كلامه ـ (تصّور آن موجب تصديقش خواهد شد)(9) و لذاست كه مى بينيم صاحب جواهر(ره ) كه كتاب ارزشمند اوابزار مهّم مراجع و مجتهدان است نيز در چندين مورد ادعاء ضرورت درباره ولايت فقيه مى كند و ازجـمـله در كـتـاب امـر بـه معروف و نهى از منكر، بيان بلندى دارد كه : (آنكس كه در ولايت فقيهوسـوسه مى كند از طعم فقه هيچ چيزى نچشيده است و از لحن گفتار فقهاء و رموز آنان هيچ امرىرا نفهميده است و در مراد ائمه طاهرين (ع ) از روايات مربوطه دقّت نكرده است .)(10)

ادامه دارد ...

------------------------------------------
پاسخ از آيت اللّه مظاهرى

 

 

مصحف
hamed.1360@yahoo.com

هر روز چند آيه قرآن بخوانيم

 براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و براي مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روي آيه کليک کنيد 

سوره: سورة مريم آيات: 98 محل نزول: مکه
 
 
سورة مريم

 
كهيعص 1 ذِكْرُ رَحْمَةِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا 2 إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاء خَفِيًّا 3 قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا وَلَمْ أَكُن بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيًّا 4 وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِن وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا 5 يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا 6 يَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ يَحْيَى لَمْ نَجْعَل لَّهُ مِن قَبْلُ سَمِيًّا 7 قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا 8 قَالَ كَذَلِكَ قَالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِن قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَيْئًا 9 قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّي آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَيَالٍ سَوِيًّا 10 فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ أَن سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا 11

 

ترجمه فارسي مکارم
سورة مريم
 
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
كهيعص1 (اين) يادى است از رحمت پروردگار تو نسبت به بنده‏اش زكريا2 در آن هنگام كه پروردگارش را در خلوتگاه (عبادت) پنهان خواند3 گفت: پروردگارا! استخوانم سست شده; و شعله پيرى تمام سرم را فراگرفته; و من هرگز در دعاى تو، از اجابت محروم نبوده‏ام!4 و من از بستگانم بعد از خودم بيمناكم (كه حق پاسدارى از آيين تو را نگاه ندارند)! و (از طرفى) همسرم نازا و عقيم است; تو از نزد خود جانشينى به من ببخش5 كه وارث من و دودمان يعقوب باشد; و او را مورد رضايتت قرار ده!6 اى زكريا! ما تو را به فرزندى بشارت مى‏دهيم كه نامش يحيى‏ است; و پيش از اين، همنامى براى او قرار نداده‏ايم!7 گفت: پروردگارا! چگونه براى من فرزندى خواهد بود؟! در حالى كه همسرم نازا و عقيم است، و من نيز از شدت پيرى افتاده شده‏ام!8 فرمود: پروردگارت اين گونه گفته (و اراده كرده)! اين بر من آسان است; و قبلا تو را آفريدم در حالى كه چيزى نبودى!9 عرض كرد: پروردگارا! نشانه‏اى براى من قرار ده! فرمود: نشانه تو اين است كه سه شبانه روز قدرت تكلم (با مردم) نخواهى داشت; در حالى كه زبانت سالم است!10 او از محراب عبادتش به سوى مردم بيرون آمد; و با اشاره به آنها گفت: (بشكرانه اين موهبت،) صبح و شام خدا را تسبيح گوييد!11

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید


توضيح:
هر روز مي خواهيم يک صفحه از قرآن را با هم بخوانيم (به همراه معني آن) هر روز چند دقيقه وقت مي ذاريم، بعد از يه مدت مي بينيم کل قرآن را ختم کرده ايم، به همين راحتي.
فرمايش امام صادق (عليه السلام) هم که يادمون هست: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
بيائيم فعلا حداقل با يک صفحه در روز شروع کنيم!
ياعلي مدد ... التماس دعا

 

 

بخش دوم

ديگر مطالب ارسالی

اعضا محترم گروه مي توانند مطالبشان را به آدرس ایمیل وبلاگ
 
بفرستند تا با نام خودشان در اين ستون نوشته شود.

 

bia_2_pisham68@yahoo.com

توجــــــــــــه
سلام دوستان
چون روزانه یک نشریه فراگیر شده و روزبروز مخاطبین بیشتری پیدا کرده ، اقدام به ارسال این نوشته میکنم ، یکی از دوستان مطلب زیر رو مطرح کرده و اعتقاد داره که شاید برحسب تصادف نتیجه ای داشته باشه ، اگر دوستی راجع به مطلب زیر اطلاعی داشت ، محبت کنه و مستقیما به من ایمیل بزنه تا من به دوستم اطلاع بدهم با شما تماس بگیرد .
در شب عـیـــد غـــد یـــــــــــــر سال 1347 خانواده ای بدلیل اختلاف و بروز مشکلات که منجر به طلاق گردید ، دختر بچه چند روزه ای را که داخل چادری گلدار پیچیده شده بود ، در حرم امام رضا (ع) گذاشته و دیگر خبری از آن طفل در دست نیست .
آن طفل در صورت حیات امروز 39 ساله است و دارای حقوقی ناشی از خانواده خود میباشد ، البته در صورتی که ابتدا مطلع از سابقه خود باشد ، خواهشمندیم چنانچه شخصی از این مطلب و ذینفع خبری در دست دارد، به ایمیل من اطلاع دهد . باعث اجر اخروی و ثواب خواهد بود

 

 

niceboy_1380@yahoo.com

تفقد ملوکانه به سفاک آذربایجان

تیمور بختیار

نویسنده کتاب من و فرح پهلوی، داستان حضور تیمور بختیار در حوادث آذر سال 1325 در آذربایجان را با جزییات بیشتری نقل کرده است:
در حوادث 21 آذر [1325] که قوای ارتش برای سرکوب مردم آذربایجان به تبریز و نواحی آن اعزام شدند، تیمور بختیار فرماندهی یکی از گردان‌های قوای تحت امر سرلشکر ضرابی را بر عهده داشت و به خاطر خلق و خوی عشیره‌ای و ایلیاتی و جسارت و بی‌رحمی که داشت، در مسیر میانه- مراغه و تبریز جنایات زیادی انجام داد و علیرغم آنکه نیروی دموکرات‌ها یا تسلیم شده و یا به داخل آذربایجان شمالی عقب‌نشینی کرده بودند، مردم بی‌دفاع و روستاییان و کشاورزان را به اتهامات واهی همکاری با دموکرات‌ها قتل عام کرده و هر که را می کشت ، به حساب دموکرات ها می‌گذاشت (!) و برای آنکه آمار تلفات وارده به دشمن خیالی را بالا ببرد، چوپانان و زارعین را هم به عنوان دموکرات (!) به گلوله می‌بست.
در این جنایات، ذوالفقاری‌ها (فئودال‌های بزرگ زنجان) هم نیروهای تحت امر سرگرد بختیار را یاری می‌دادند.
ذوالفقاری‌ها برای آنکه دامنه زمین‌‌های خود را گسترش بدهند، بختیار را به کشتار مردم بی‌دفاع و بیرون راندن آنها از مزارع و زمین‌هایشان ترغیب می‌کردند، تا به اصطلاح، بختیار دموکرات کشی(!) کند و آنها هم زمین‌هایشان را وسعت بدهند!
سرگرد تیمور بختیار که در این لشکرکشی بیش از دیگران آدم کشته بود، در بازگشت به تهران، مورد تفقد ملوکانه قرار گرفت و به درجه سرهنگی دست یافت. سرهنگ تیمور بختیار که به واسطه خونریزی‌هایش در آذربایجان به سفاکی مشهور شده بود، به فرماندهی تیپ زرهی کرمانشاه منصوب گردید تا خشونت و زور بازوی خود را به گردنکشان آن منطقه نیز نشان دهد.
(م 7/ ص 528- 529)

منبع: تاریخ پهلوی - ج 13

 

 

salarilaleh@yahoo.com

بارش ماهي!

 باران ماهي، موضوعي عجيب در بين مردم هندوراس نيست. اين اتفاق هر ساله بين ماههاي مي و جولاي در منطقه ديپارتا منتو ديورو رخ مي‌دهد. شاهدان مي‌گويند اين پديده با آمدن ابرهايي در آسمان منطقه آغاز مي‌‌شود و سپس رعد و برق و طوفان شديدي روي مي‌دهد و باران به شدت مي‌بارد. اين طوفان و باران حدود 2 الي 3 ساعت به طول مي‌انجامد و وقتي تمام مي‌شود مي‌توان ماهي‌هاي زنده زيادي را روي زمين پيدا كرد.
مردم اين منطقه اين ماهي‌ها را جمع مي‌كنند و با آنها غذا مي‌پزند. از سال‌ 1998 نيز هر ساله در شهر يورو، جشنواره باران ماهي برگزار مي‌كنند و در آن غذاهايي كه با اين ماهي پخته شده‌ را مي‌خورند

 

 

viski_601@yahoo.com

يه مرد 80 ساله ميره براي چك آپ
دكتر ازش در مورد وضعيت فعليش مي پرسه و پيرمرد با غرور جواب ميده
هيچوقت به اين خوبي نبودم
تازگيا با يه دختر 25 ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زايمانش ميرسه

نظرت چيه دكتر؟!
دكتر چند لحظه فكر ميكنه و ميگه:
خب بذار يه داستان برات تعريف كنم
من يه نفر رو مي شناسم كه شكارچي ماهريه

اون هيچوقت تابستونا رو براي شكار كردن از دست نميده
يه روز كه مي خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهي چترش رو به جاي تفنگش بر ميداره و ميره توي جنگل!

همينطور كه ميرفته جلو يهو از پشت درختها يه پلنگ وحشي ظاهر ميشه و مياد به طرفش شكارچي چتر رو مي گيره به طرف پلنگ و نشونه مي گيره و
بنگ!
پلنگ كشته ميشه و ميفته روي زمين!!!
پيرمرد با حيرت ميگه: اين امكان نداره!
حتما يه نفر ديگه پلنگ رو با تير زده!
دكتر يه لبخندميزنه و ميگه:
دقيقا منظور منم همين بود !!

نتيجه اخلاقي:هيچوقت درمورد چيزي كه مطمئن نيستي نتيجه كارخودته ادعا نداشته نباش

 

 

clergyiran@gmail.com

در قرآن زن برتر است یا مرد؟

بسم الله الرحمن الرحیم
در قرآن یکی از پر بحث ترین آیات ، آیه 34 سوره نساء است که خداوند در این آیات در مورد مسائل خانوادگی و زناشویی صحبت می کند ، در این آیه آمده الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلىَ النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلىَ‏ بَعْضٍ وَ بِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَلِهِم یعنی: مردان بر زنان قيمومیت و سرپرستى دارند، به خاطر اينكه خدا بعضى را بر بعضى برترى داده، و به خاطر اين كه مردان از مال خود نفقه زنان و مهريه آنان را مى‏دهند‏ (ترجمه المیزان)
حال سوال پیش می آید که این آیه چه چیزی می گوید؟ آیا اینکه خداوند گفته ما بعضی را نسبت به بعض دیگر برتری دادیم بمعنی اینست که زن و مرد در انسانیت متفاوتند و مرد بالاتر از زن است ؟! اگر این باشد که می شود بی عدالتی و ظلم و خداوند هم که عادل است و ظالم نیست چون ظالم ، ظلم می کند برای اینکه به هدفش بزور برسد حال آنکه خداوند احتیاج به چنین چیزی ندارد پس جریان این آیه چیست؟
قدر مسلم اینست که در زنان صفاتی هست که در مردان نیست و در مردان صفاتی ست که در زنان نیست . بعضی از صفات زنان آنها را در بعضی کارها بالاتر از مردان قرار می دهد و همین صفات ،زنان را در بعضی کارها پایین تر . در مردان هم صفاتی هست که در بعضی کارها آنان را بالاتر و سرپرست و در بعضی کارها آنان را پایین تر و مطیع قرار می دهد. برای مثال اکثر مردان از قدرت بدنی بیشتری نسبت به زنان برخوردارند این قدرت بدنی باعث می شود مرد در جامعه هم از امنیت بیشتری برخوردار باشد و هم اینکه در مقابل سختی ها و فشارهای جسمی پایدار تر است. در نتیجه این باعث برتری مرد نسبت به زن شد! حال آنکه اگر همین صفت (قدرت بدنی) را بیاوریم و در مورد تربیت فرزندان یا معلمی و آموزش قرار دهیم هیچ ارزشی ندارد! یا مثلا در زنان صفت عاطفه و محبت و احساس بیشتر از مردان است . این صفت باعث می شود زن در تربیت فرزند و یا معلمی و یا در ایجاد علاقه در دیگران نسبت به مرد یا پسر برتری داشته باشد ولی این احساس و یا این عواطف در کارهایی مثل قضاوت و یا بعضی از محیطهای جامعه ممکن است اثر سوء داشته باشد!
در نتیجه زنان را بر مردان برتری ست در بعضی موارد و مردان را بر زنان برتری ست در بعضی چیزها.
اما یک سوال جدید چرا خداوند در آیه این را نگفته؟ و به برتری مردان بر زنان اکتفا کرده؟
جواب این سوال بسیار ساده است. زیرا خداوند در این آیه در مورد خانواده و سرپرستی خانواده صحبت می کند و می خواهد نظرش را در مورد سرپرست خانواده بگوید بخاطر همین مسئله برتری مردان به زنان را مطرح کرده و مسئله برتری زنان به مردان را در بعض امور مطرح نکرده چون اصلا موضوعیتی هم نداشت. اما در جای دیگر که موضوع بحث برتری انسانها ست صریحا بیان می کند: إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ یعنی همانا برترین و والاترین شما انسانها نزد خدا با تقوی ترین شماست و نگفته برترین شما انسانها مردترین شماست! و نگفته برترین انسانها زن ترین شماست بلکه معیار را تقوی قرار داده بنابراین معیار برتری در اسلام فقط تقوی ست .نه آخوند بودن و نه مرد بودن و نه زن بودن!
و معیار برتری در جامعه برای مرد و زن صفات آنهاست و صفات آنها هم متفاوت است و تفاوتی که باعث تبعیض نشود ظلم نیست. و این صفات است که باعث می شود مرد در بعضی امور مثل مدیریت خانواده در بیرون از خانه قیم باشد و زن در چیزهایی مثل مدیریت خانه برتر ، و یا مرد در کارگری برتر باشد و زن در دبیری و معلمی و آموزش ، اینها تبعیض و ظلم نیست بلکه تفاوت است.

 

 

helia_k48@yahoo.com

ضرب المثل ها و اصطلاحات انگلیسی (6)

61.Birds of a feather flok to gether کبوتر با کبوتر, باز با باز,کند هم جنس با هم جنس پرواز .

62.She is a ball of fire آتش پاره است .

63.Too many cook spoil the broth آشپز که دو تا شد آش یا شور می شود یا بی نمک.

64.You can not teach an old new trick سر پیری و معرکه گیری.

65.Do your best حد اکثر سعی ات را بکن .

66.I,ll eat my hat if i don,t do it اگر اینکار رو نکنم اسمم را عوض می کنم.

67.The pot called the kettle black. دیگ به دیگ می گوید روت سیاه

68.He has a finger in every pie. نخود هر آش است

69.All is well. همه چیز رو براه است

70.Go and blow your noise برو دماغت رو بگیر

ادامه دارد...
. Believing everybody is dangerous
.Believing no body is very dangerous
باور کردن هر شخصی خطرناک است ,باور نکردنش خطرناکتر.
(ABRAHAM LINCOLN

 

.

shahyad_m_18@yahoo.com

يك نكته از دكتر علي شريعتي

دکتر شريعتي در اين متن در توصيف ابوذر چهره ي محبوبش چنين ميگويد :
 قلم من با افتخار غرور آميزي بر روي اين صفحات مي لغرزد زيرا ، قهرماني را که در اين داستان نقاشي مي کند ، رقاصه ي پيست رقصي که ميکوشد تا تماشاچيانش را از شهوت به جوش آورد نيست ، شاعري که در هواي عفن يک ميخانه يا در کنار منقلي ستونهاي ضخيم دود را به سقف مي فرستد نيست ، عروسک هايي که پيرلويس ساخته است نيست .
ياران وفادار کاباره هاي زير زمينها و پس کوچه هاي محلات بد نام پاريس نيست .
داستان عشق هاي گنديده اي که از هوليوود الهام مي گيرد ، سرگذشت طنازان اثيري و عشوه گر جزيره ي کاپري که از همه سوي جهان ، شکمهايي را به سوي خويش ميخواند که در زير هر يک فاضلابي از شهوت نصب لست نيست .
پوست بدن نرم و مرمرين ستاره ي طنازي که هر صبح در وان شير مي خوابد ، چهره اي که کرمهاي معطر بر آن برقي از چربي زده است ، لرزش هوس انگيز ران و پستاني که به صدها نويسنده نام و نان بخشيده است نيست .
قهرمان اين داستان فرزند غيور صحراست ، فرزند صحراي مغروي است که با همه ي تنگدستي و عسرت ، همواره عار داشته است که ، حتي آسمان بر او اشک ترحم بارد ، فرزند صحرايي است که ، بر کرانه ي درياها نشسته است و قرن ها از سر غرور در زير آتش خورشيد تشنه مانده ، براي آشاميدن آب ، سر به دريا نيز فرود نياورده است .
چهره ي گندمگون و آفتاب زده اي است که خشونت صحرا در آن نقش بسته ، پوست چروکيده اي است همچون پاره ي چرمي ، در زير آفتاب جزيره ، خشکيده و سياه گشته است ، قامت باريک و بلندي است که بار رنج ها و سختي هاي بيابان اندکي آن را خميده است ، سينه ي لاغر و استخواني اي است که مردي و پايداري از آن مي تراود ، و دو چشم دلير شيري است که از لهيب آتش صحرا ، براي خويش ، دو نگاه ساخته است .
اين داستان سر گذشت تند بادي است که در ميان قبيله اي طغيان کرده و در صحراي خلوتي فرو نشست ........
........ سر گذشت مردي از غفار است . 

 

 

salman_yavar@yahoo.com

اسناد سخن مي گويند - 4

طرح رئيس سازمان اطلاعاتي فرانسه براي ترور حضرت امام خميني (ره)


طي 4 ماهي كه امام خميني(ره) در سال 1357 در فرانسه حضور داشتند (13 مهر تا 12 بهمن) سازمان اطلاعاتي فرانسه با همكاري ساواك تلاشهاي فراواني براي مقابله با فعاليتهاي ايشان عليه رژيم شاه به عمل آورد. اين تلاش‌ها شامل اعمال فشار به حضرت امام براي توقف مبارزات مشاراليه، كنترل تلفنهاي نزديكان امام، ارائه نشاني طرفداران امام به ساواك و تلاشهايي براي اخراج امام از فرانسه بود. اما يكي از اسناد كشف شده ساواك حاكي از پيشنهاد رئيس سازمان اطلاعاتي فرانسه براي ترور امام خميني بود. طبق اين پيشنهاد كه از سوي كنت دومرانش رئيس سازمان اطلاعاتي فرانسه به تيمسار كاوه، فرستادة ساواك ارائه شد، مي‌بايست زمينه انتقال امام به ايتاليا فراهم شود. سپس در آنجا با استفاده از هرج و مرج سياسي موجود در آن كشور، اقدام به ترور مشاراليه گردد. گزارش اين پيشنهاد همراه با ساير فعاليتهاي مشترك ساواك و سازمان اطلاعاتي فرانسه عليه امام را در نامه سپهبد ناصر مقدم به شاه مي‌خوانيم:


پيشگاه مبارك اعليحضرت همايون شاهنشاه آريامهر
مفتخراً بشرفعرض مي‌رساند:
به منظور تسريع و پيگيري اقدامات مربوط به جمع‌آوري اطلاعات پيرامون فعاليتهاي خميني در پاريس معاون اطلاعات خارجي ساواك از تاريخ پنجشنبه 20/7/57 تا يكشنبه 23/7/1357 به پاريس مسافرت و طي آن ملاقاتهايي با مقامات سرويس اطلاعاتي فرانسه و برخي از منابع اطلاعاتي به عمل آورد.
اهم مطالب مطروحه در اين ملاقاتها و اطلاعات مكتسبه در مورد خميني ذيلاً از شرفعرض پيشگاه مبارك ملوكانه مي‌گذرد.
بنا به اظهار مقامات فرانسوي خميني از بدو ورود به پاريس تاكنون سه بار محل اقامت خود را تغيير داده است و طي اين مدت با ابوالحسن بني‌صدر ـ صادق قطب‌زاده ـ مظفر فيروز ـ غضنفرپور ـ سيدشمس‌الدين مجابي و تعداد كثير ديگري از ايرانيان مقيم فرانسه و ساير كشورهاي اروپا بويژه ايتاليا و آلمان تماس داشته است. ضمناً صادق قطب‌زاده شخصاً به عراق رفته و خميني را با خود به فرانسه برده است.
مراقبت از محل اقامت كنوني خميني از نقطه‌نظر تعيين هويت اشخاصي كه با او ملاقات مي‌كنند به دليل وضع خاص خانه محل اقامت او باغ بزرگ با دو ديوار و درهاي متعدد براي پليس امنيتي فرانسه مشكل است. تحقيقات پيرامون مراجعين به محل اقامت خميني با توجه به شماره پلاك اتومبيل آنها از طرف پليس فرانسه ادامه دارد و قرار است متعاقباً نتيجه به اطلاع مقامات ايراني برسد.
مقامات سرويس فرانسه همچنين اظهار داشتند كه قرار بود ظرف روز 23/7/57 خميني براي مصاحبه به محلي در داخل شهر پاريس برود اما نماينده پليس امنيتي فرانسه به منزل او رفت و به خميني اظهار داشت كه اگر به محل ملاقات برود پليس مجبور است همه كساني را كه به آنجا رفته‌اند از آن محل اخراج كند. نماينده پليس خطاب به خميني تأكيد كرد كه دولت فرانسه از بدو ورود به وي (خميني) ابلاغ نموده است كه حق هيچ‌گونه فعاليت سياسي عليه ايران را ندارد. مقامات سرويس فرانسه خاطرنشان ساختند كه پس از اين مذاكرات خميني در آخرين لحظه رفتن خود را به محل اجتماع افراد منظور و انجام مصاحبه لغو كرد.
كنت دومرانش رئيس سرويس فرانسه اظهار داشت كه زمينه‌سازي دولت عراق براي خارج كردن خميني از آن كشور احتمالاً بنا به توصيه وي (كنت) به صدام حسين در اين مورد انجام گفته است. كنت دومرانش اضافه نمود كه بنا بر توصيه وي چهار روز قبل دولت فرانسه تصميم گرفته خميني را از آن كشور اخراج كند ولي با كمال تعجب ملاحظه شد كه سفير شاهنشاه آريامهر مصراً از وزارت امور خارجه فرانسه درخواست كرده كه از اخراج خميني صرفنظر شود. كنت علت اين اقدام را جويا شد. در اين مورد به كنت دومرانش پاسخ داده شد كه احتمالاً علت اين كار اين است كه سفير ايران عقيده دارد كه خميني در پاريس تحت كنترل دوستان فرانسوي ايران است در حاليكه معلوم نيست كشور مقصد بعدي او تا چه حد مي‌تواند يا بخواهد فعاليتهاي او را كنترل كند.
كنت دومرانش خاطرنشان ساخت دلايل قاطعي در اختيار دارد كه خميني با كمونيستهاي فرانسه و ايتاليا ارتباط دارد و اين عناصر كمونيست براي رفتن او به ايتاليا تلاش مي‌كنند. رئيس سرويس فرانسه اظهار عقيده كرد كه خوب است وسايل عزيمت خميني به ايتاليا فراهم شود و با استفاده از هرج و مرجي كه در ايتاليا وجود دارد عوامل ايران به آساني او را از بين ببرند.
در اين مورد به كنت دومرانش توضيح داده شد كه اگر چنين كاري بشود خميني تبديل به يك شهيد خواهد شد و حربه جديدي به دست كمونيستها مي‌افتد تا بيش از گذشته دولت ايران را مورد حمله قرار دهند. كنت اين نظر را تأييد نمود.
در مورد تصميم خميني داير بر عزيمت به آمريكا اگر چه تا اين تاريخ مقامات اطلاعاتي آمريكا خبر درخواست ويزاي ورود به آمريكا وسيله وي را تأييد نكرده‌اند ولي رئيس سرويس فرانسه اظهار داشت كه خميني درخواست صدور رواديد آمريكا را از سفارت آمريكا در پاريس به عمل آورده است.
به رئيس سرويس فرانسه تأكيد گرديد كه عزيمت خميني به آمريكا مورد تقاضاي ساواك بوده و درخواست مي‌شود كه وي از امكانات خود براي تشويق خميني به رفتن به آمريكا حداكثر استفاده را بكند. كنت دومرانش قول داد در اين زمينه هر كاري از او ساخته باشد انجام خواهد داد و اضافه نمود كه اقدامات لازم را جهت تسريع در جمع‌آوري اطلاعات پيرامون فعاليتهاي خميني در پاريس و كنترل تماسها و ملاقاتهاي وي معمول و نتايج حاصله را سريعاً در اختيار ساواك خواهد گذاشت.
به طور كلي در ملاقات با مقامات فرانسوي چنين استنباط شد كه آنان علاقه محسوسي در مورد همكاري با دولت ايران درباره كسب اطلاع از وضعيت خميني در مدت اقامت در آن كشور دارند.
طي ملاقاتي با اسماعيل رائين در پاريس به وي توصيه شد كه از طريق صادق قطب‌زاده خميني را تشويق نمايد كه به آمريكا عزيمت كند و اسماعيل رائين قول داد كه با نماينده ساواك در پاريس همكاري خواهد كرد.
به پيوست اصل و ترجمه گزارش سرويس اطلاعاتي فرانسه به رياست جمهوري آن كشور به مناسبت ورود خميني به پاريس تقديم مي‌گردد.
مراتب جهت استحضار خاطر خطير ملوكانه معروض مي‌گردد.
جان‌نثار ـ سپهبد ناصر مقدم
 

منبع:
موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي

 

 

alireza1384@gmail.com

دو قلویی که با هم ازدواج کردند

دوقلویی که در خانواده های جداگانه ای بزرگ شده بودند بدون آنکه بدانند با یکدیگر ازدواج کردند.
لرد التون یک عضو مجلس اعیان بریتانیا گفت این خواهر و برادر در کودکی توسط دو خانواده بزرگ شدند و هرگز به آنها گفته نشده بود که با یکدیگر منسوب هستند. به گفته او پس از روشن شدن این زوج، دادگاهی در بریتانیا ازدواج آنها را باطل کرد.
وی افزود این ماجرا اهمیت این مسئله را نشان می دهد که کودکان باید هویت اولیای بیولوژیک خود را بدانند.
جزئیات بیشتر در مورد هویت این دوقلو مخفی نگهداشته شده است. اما لرد التون گفت که آنها از نسبتی که با یکدیگر داشته اند پس از ازدواج مطلع شدند. او این ماجرا را در نشست مجلس اعیان درباره لایحه باروری انسانی مطرح کرد و گفت: "آنها در هنگام بزرگسالی همدیگر را دیدند و احساس جاذبه ای گریزناپذیر کردند." وی افزود: اکنون قاضی باید راهی برای حل عواقب این ازدواج و جدایی آنها بیابد.
لرد التون اظهار داشت این قضیه بر موضوع کلی تر حق کودکان در شناخت پدر و مادران واقعیشان صحه می گذارد. وی تاکید کرد: "اگر شما هویت فردی را پنهان کنید، دیر و یا زود حقیقت روشن می شود." او افزود: "و اگر ندانید که بطور بیولوژیک با کسی نسبت دارید، ممکن است مجذوب او شوید و بعد فجایعی نظیر این رخ می دهد."
پم هاجکینز مدیر سازمان خیریه نورکپ که به افرادی که توسط پدر و مادر واقعیشان بزرگ نشده اند کمک می کند می گوید موارد متعددی از این قبیل وجود داشته است. به گفته وی رابطه جنسی با محارم تابوی بسیار قوی و مهمی در جامعه تلقی می شود.
او می افزاید: "اما در مواردی که افراد از ارتباط و نسبت بیولوژیکی که با هم دارند مطلع نیستند، این کاملا طبیعی است که به سوی کسانی جذب شوند که کاملا شبیه آنها هستند."
مو اورایلی مدیر انجمن پرورشگاه بریتانیا می گوید چنین مواردی بسیار نادر است.او می افزاید: "سی و یا ۴۰ سال پیش احتمال بیشتری وجود داشت که دو قلوها بدون شناخت و اطلاع از یکدیگر بزرگ شوند."
اما امروز کودکانی که توسط پدر و مادران واقعی خود بزرگ نشده اند اطلاع بیشتری از آنها دارند و سازمانهایی نیز وجود دارند که کوشش می کنند خواهران و برادران را به یکدیگر پیوند مجدد دهند.
خانم اورایلی می گوید که این ماجرای غم انگیز اهمیت گرایش به شفافیت بیشتر در مورد کودکان پرورشگاهی را طی ۳۰-۲۰ سال گذشته نشان می دهد.

 

 

komeil_fa84@yahoo.com

حسين(ع) ما را به فرياد مي خواند؛
حکایت نشر اکاذیب و بردن آبروي دزد مؤمن

شهر در دست عبيدالله است. ابن زياد با تهديد و تطميع ،همه را خاموش و خانه نشين كرده است. اين سكوت وهم انگيز شهر را بدل به قبرستاني متروك نموده است. شهر خلوت، چراغ ها خاموش، تنها صداي چكمه هاي گزمه و محتسب است كه گه گاه به گوش مي رسد . جلاد طلبه عدالتخواه سير جاني را سر مي برد و از بالاي دارالاماره ام القرا به زير مي افكند، آب از آب تكان نمي خورد.

آب از آب تكان نمي خورد.
خالد بن وليد سردار مذاكره سپاه اسلام به هوس وارد خانه اي مي شود، مرد خانه را مي كشد... مأموران حكومتي در خانه اش اسناد محرمانه مي يابند، کار بالا می گیرد ، حزب الله به قوای قضائی شکایت می کند ولي داروغه حاضر نمي شود شمشيري را كه براي اسلام كشيده شده است(!) در نيام ببيند . با قرار وثيقه 200 ميليوني آزاد مي شود.
پرونده حسين(علیه السلام) به دادگاه ويژه روحانيت مي رود ، شريح قاضي پرونده را مطالعه مي كند بدون اطاله دادرسي حكم صادر مي شود ، حسين خارجي ست.

حسين خارجي ست
ابن زياد، سليمان ابن صرد خزاعي ،مختار،رفاعة بن شداد و هر كس ديگري را كه مظنون است به جانبازي براي حسين به زندان مي فرستد. قيس ابن مسهر اين فرستاده امام را در زندان به زر مي فريبند و چون زر درفريب اين بسيجي مخلص و جانباز شجاع كارگر نمي افتد، شكنجه اش مي كنند، و او نيز به سرنوشت ديگر ياران شهيدش از بالاي دارالاماره ام القرا به پايين پرتاب مي شود و زمين خواران شكم گنده قصر خرسند لبخند مي زنند.
عدالتخواهان شيراز و اصفهان و همدان و تهران هم بند سليمان ابن صرد مي شوند تا از عاشورا بازمانند.
غافل از آنكه كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا...

حسين تنهاست
و شايد اين كه همه ي زمان ها را عاشورا و همه ي مكان ها را كربلا خوانده اند، تفسيري باشد بر اين امر كه هميشه و در همه زمان ها در مقام قضاوت اسلامي شريح ها هستند كه حكم به خارجي بودن حسين دهند و تبرئه ي خالد ابن وليد.
سلامت يك جامعه و حكومت اسلامي به معني نبود فساد نيست چه آن كه قبل از ظهور و تشكيل حكومت حق و اقامه ي كامل عدل توسط حضرت حجت (عج) حكومت حق امير المؤمنين هم خالي از فساد نخواهد بود (برخورد امير مؤمنان با كارگزاران حكومتي اش و عزل و نصب هاي پياپي نشان از وجود اين فساد دارد) ليكن سلامت يا بيماري جامعه با توجه به نحوه ي مواجهه ي مردم وحكومت با فسادهاي آشكار و نهان محك مي خورد. 
جامعه اي كه در آن فساد علني صورت گيرد اما مردمانش يكايك در صورت اطلاع از فساد در باطن شرمنده باشند و در ظاهر يا خود در رفع فساد بكوشند و مفسد را امر به معروف و نهي از منكر كنند و قاطعانه از فساد باز دارند، يا حكومت را امر به معروف و نهي از منكر كرده و در برخورد با فساد و مفسد تشويق و تهديد نمايند و حكومتش نيز خود در مبارزه با فساد جدي و شديد باشد . روز به روز فساد ها و تباهي ها و گناه ها و حرام ها دور شده و زمينه براي تجلي حق و حيات طيبه فراهم مي شود> خدا راضي و مردم راضي . و از اين فضاي مهياي بندگي چنان شعفي بر مي انگيزد كه بهشت را طعنه مي زند .
اما در جامعه اي كه فساد صورت مي گيرد هر چند اندك، ولي مردمانش بي تفاوت و بي خبر از فسادها روز مي گذرانند و شانه بالا مي اندازند و به من چه مي گويند . و با دكترين هر "كسي كار خودش بار خودش" يا " آسته برو آسته بيا كه گربه شاخت نزنه " زندگي كه چه عرض شود ، مردگي مي كنند و حكومتش نيز در مواجهه با فساد بي تفاوت و پرگذشت و سهل انگار ظاهر مي شود . روز به روز حرام ها و فساد ها و تباهي ها افزون گشته و كم كمك دامن همه ي شهر را مي گيرد . زاهد و عابد شهر هم فاسد مي شوند. خدا ناراضي و يقيناً مردم ناراضي .چنان زندگي تنگ مي شود و داغ ، كه طعم جهنم دارد . و در اين جامعه است كه يزيد حاكم مي شود و حسين كشته مي شود و "آب از آب تكان نمي خورد "
و حال حساب كنيد حال و وضع آينده ي جامعه اي را كه فساد در آن دامن گير و دولت در برخورد با فساد و مفسد، ناتوان و بي رمق و ترسو و مردمش در بي خيالي و بي خبري و به من چه گويي؛ گوي سبقت را از هم ربوده اند و چون اندك مردمي با رگه هايي باقي مانده از اندك بقاياي فطرت به صحنه مي آيند و مفسدين را نهي مي كنند به ترك منكر و حكومت را امر مي كنند به معروف مبارزه با فقر و فساد و تبعيض؛ به جرم تشويش اذهان عمومي و نشر اكاذيب و بردن آبروي دزد مؤمن و اقدام عليه امنيت ملي و تضعيف نظام به دادگاه مي روند و زندان و احتمالاً در آينده اي نه چندان دور پاي چوبه ي دار، و مابقي سكوت كرده و نگاه مي كنند. با اين وضعيت علي رغم آن كه محرم ها پر پيمان باشد و عزاداري ها جاندار، و پشت سر هم مداح زاييده شود و زنگ همه ي موبايل ها نداي روضه و شور مداحي باشد و از ضبط تمام ماشين ها ذكر حسين حسين بر خيزد، يزيد حاكم خواهد شد، عبيد الله والي مي شود و حجاج ابن يوسف و بسر ابن ارطاه به ميدان مي آيند و پوست مي كنند.
سنت تاريخ است خيلي طول نمي كشد منتظر باشيم. سرنوشت مردمی که نهی از منکر را ترک می کنند و یا ناهیان از منکر را امر به ترک می کنند جز خواری و ذلت و زبونی نخواهد بود. 

 

 

yazynh@yahoo.com

پاسخي به مخالف دستورات اسلام
 (رزمنده سابق)!

اولا خدمت آقاي رزمنده سابق در ابتدا بايد عرض شود که هر چند مرحوم فردوسي مورد احترام ما است، اما الگوي ما در زندگي پيامبر (ص) و اولاد طاهرينش (ع) هستند و نه جناب فردوسي. مگر فردوسي امام است که هر کار کرد، ما آن را الگو قرار دهيم؟! نکته دوم اين که اتفاقا الگوي ما جهان اسلام و فلطسين هم نيست. مگر ما کار خير را براي مردم فلسطين و جهان اسلام انجام مي‌دهيم که از آن‌ها انتظار جبران داشته باشيم؟! ما کار خير را براي خدا انجام مي‌دهيم و او هم پاداشش را به ما خواهد داد. براي اين منظور لازم مي‌دانم به احاديثي از معصوم اشاره کنم:
الامام الصادق (ع): اَللهُ في عَوْنِ الْمُؤْمِِنِ مادامَ الْمُوْمِِنُ في عَوْنِ اَخيهِِ

خداوند در پي ياري مومن است، تا وقتي که مومن در پي ياري برادر خويش است. (1)
الامام الصادق (ع): اِمْتَحِنُوا شِيعَتَنا عِنْدَ ثَلاثٍ: عِنْدَ مَواقيتِ الصَّلَواتِ كَيْفَ مُحافَظَتُهُمْ عَلَيْها وَ عِنْدَ أَسْرارِهِمْ كَيْفَ حِفْظُهُمْ لَها عَنْ عَدُوِّنا وَ إِلي‏ أَمْوالِهِمْ كَيْفَ مُواساتُهُمْ لِإِخْوانِهِمْ فيها

شيعيان ما را در سه چيز بيازماييد: در مواظبت بر اوقات نمازها، در نگهداري اسرارشان از دشمنان ما و در همدردي و كمك مالي به برادرانشان. (2)
الامام الصادق (ع): ما عَذَّبَ اللهُ اُمَّةً اِلّا عِنْدَ اسْتِهانَتَهُمْ بِحُقوقِ فُقَراءِ اِخْوانِهِمْ

خداوند امتي را عذاب نخواهد كرد، مگر در وقتي كه نسبت به حقوق برادران نيازمند خود سستي نمايند. (3)
و بسياري احاديث ديگر.
وشاهد ديگر تفسير آيه زير است:
وََ لا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ

و منت مگذار، و فزوني مطلب. (4)
آيت‌الله العظمي مكارم شيرازي (حف) در تفسير اين آيه مي‌فرمايد اگر خدمتي به خلق مي‌كني، نبايد آن را با منت يا انتظار جبران توام نمايي.(5) ظاهرا حديثي از پيامبر (ص) نيز با اين مضمون داريم كه محبت كن بدون انتظار جبران و ...
ما حتي با تاسي به امام المسلمين و وصي رسول رب العالمين علي بن ابي‌طالب (ع) از کساني که به آن‌ها کمک مي‌کنيم، تشکر هم نمي‌خواهيم، چه رسد به جبران. زيرا ما براي کس ديگري کار مي‌کنيم. اما با اين حرف‌ها به نظر مي‌رسد كه شما براي خدا کار نمي‌کنيد! ممكن است براي رسيدن به پست و مقام و منالي به جبهه رفته‌ايد و اکنون که به شما نرسيده بناي ناسازگاري گذاشته‌ايد! البته ما خداي ناکرده نمي‌گوييم قطعا اين‌گونه بوده، بلکه صرفا مي‌گوييم حرف‌هاي شما به مانند حرف‌هاي چنين افرادي است. حال واقعا اين‌گونه هستيد يا خير، والله العالم.
در مورد كمك كردن به فلسطين و مشكلات كشور خودمان نيز بنده حرف‌هاي خود را زدم. به روزانه شماره 865 رجوع کنيد. به عنوان مثال بنده نوشتم که مثلا شهر بم بودجه زياد دارد (که شاهد آن تصميم به انجام پروژه‌هاي مخابراتي بزرگ است)، اما ممکن است مردم آن هنوز آواره باشند؛ اين به اين علت نيست که بودجه آن‌ها به فلطسين داده شده است؛ مشکل جاي ديگري است. فکر مي‌کنيد اگر ما به فلسطين کمک نکنيم، مشکلاتي که ذکر کرديد، حل مي‌شود؟! خير. مشكلات ما به علت دزدي و اختلاس و ارتشا است و اين ربطي به کمک ما به فلسطين ندارد. اگر کمک نکنيم هم باز مشکلات باقي است، چرا که ريشه آن در جاي ديگري است که قصد بحث در مورد آن را نداريم. در کمک به مسلمان هم مطابق با فراميني که از ائمه (ع) به ما رسيده است، فرقي بين رنگ پوست و نژاد و غيره نيست که شما فکر کنيد با نجس کردن دهانتان با قاذورات و کثافات فحش و نسبت دادن تازي به مسلمانان عرب، مي‌توانيد هجونامه خود را موجه سازيد!
کوته‌فکري ديگر شما اين است که فکر مي‌کنيد ما به فلطسين کمک مي‌کنيم چون فلسطين است!! خير. هدف ما مبارزه با صهيونيسم به عنوان دشمن اسلام است و به فلسطين چون دارد در راه هدف ما مي‌جنگد، مطابق با دستور قرآن کمک مي‌کنيم:
... وَإِنِ اسْتَنصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ ...

... و اگر در دين از شما ياري طلبند، بر شماست كه آن‌ها را ياري كنيد ... (6)
پس کمک وظيفه شرعي ماست. و نيز در جاي ديگر مي‌فرمايد:
وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ

هر نيرويي در قدرت داريد، براي مقابله با آن‌ها (دشمنان) آماده سازيد و (همچنين) اسب‌هاي ورزيده (براي ميدان نبرد)، تا به وسيله آن دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد. و (همچنين) گروه ديگري غير از اين‌ها را كه شما نمي‏شناسيد و خدا آن‌ها را مي‏شناسد. و هر چه در راه خدا (و تقويت بنيه دفاعي اسلام) انفاق كنيد، به طور كامل به شما بازگردانده مي‏شود، و به شما ستم نخواهد شد. (7)
ما چون به قرآن اعتقاد داريم، هنگامي که قرآن مي‌فرمايد هر چه در راه خدا و تقويت اسلام انفاق كنيد، به طور كامل به شما بازگردانده مي‏شود و به شما ستم نخواهد شد، اطاعت مي‌کنيم. وگرنه چرا به کشورهاي سرسپرده و مستعمره‌اي چون مصر کمک نمي‌کنيم، با آن که آن‌ها هم مسلمان هستند؟ زيرا آن‌ها در حقيقت مسلمان‌نما هستند و با دشمن دين خود سازش مي‌کنند. اگر زماني فلسطين هم سازش کند، تاثيري در ما ندارد. ما هدف خود را که مبارزه با صهيونيسم جنايت‌کار است، دنبال مي‌کنيم. نهايتش اين است که يکي از کشورهايي را که هدف مشترکي با ما در مبارزه با دشمنان اسلام داشته‌اند، از دست داده‌ايم که باکي نيست، زيرا خداوند فرمود:
... وَاللّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَن يَشَاء ...

... خداوند، هر كس را بخواهد با ياري خود، تاييد مي‏كند ... (8)
پس اگر خداوند بخواهد، بدون کمک کشورهاي بي‌بخار و بي‌غيرت عرب و حتي بدون جنگيدن خود فلسطيني‌ها ان شاء الله مي‌توانيم بر دشمن پيروز شويم.
براي شما متاسفم آقاي رزمنده سابق که مي‌گوييد در دين در مورد مسايل علمي چيزي يافت نمي‌شود. نکند تا به حال قرآن يا احاديث معصومين (ع) را نخوانده‌ايد؟! يعني شما حتي قبل از تضليل و در دوران هدايت خود قبل از جنگ و در زمان آن و بعد از آن نيز قرآن و حديث نخوانده‌ايد؟! کافي است به کتاب دانش‌نامه احاديث پزشکي نوشته حجت‌الاسلام ري‌شهري مراجعه کنيد تا دو مجلد قطور از احاديث پزشکي ائمه را که بسياري از آن‌ها اکنون از نظر علمي ثابت شده‌اند، مشاهده نماييد. کافي است به اطلاعات قرآن در مورد زمين، باد، ستارگان، کوه و بسياري ديگر مراجعه کنيد تا مباحث علمي را مشاهده فرماييد. کافي است به خطبه‌هاي حضرت علي (ع) در علم نجوم و راه‌هاي آسمان مراجعه کنيد و بسياري موارد ديگر. دكتر لورا واكسيا استاد دانشگاه ناپل در باره معجزات قرآن مي‌نويسد: كتاب آسماني اسلام، نمونه‌اي از اعجاز است. ما در اين كتاب گنجينه‌ها و ذخايري از علوم مي‌بينيم كه فوق استعداد و ظرفيت باهوش‌ترين اشخاص، فيلسوفان و قوي‌ترين رجال سياست و قانون است. قرآن از جهات گوناگون معجزه است. وي ادامه مي‌دهد: با اين كه قرآن كتاب تربيت و هدايت است، در عين حال، اقيانوس بي‌كراني از علوم تجربي و انساني هم هست كه دانشمندان را به تحقيقات زيادي واداشته است که از آن جمله مي‌توان به حركت و جاذبه زمين، حركت خورشيد و منظومه شمسي، گسترش روزافزون جهان، زوجيت عمومي و ده‌ها نمونه ديگر اشاره کرد. براي اطلاعات بيشتر رجوع کنيد به کتاب‌هاي معجزات قرآن نوشته هارون يحيي، معجزات قرآن نوشته الهام درم‌بخش، معجزات در قرآن نوشته مهدي عبداللهي، معجزات علمي قرآن و حديث نوشته کمال روحاني، معجزات آسماني در قرآن کريم نوشته عليرضا کمالي، معجزات جديد يا اعجاز علمي قرآن کريم نوشته سيدسجاد علوي و علي شيخ‌زاده، کشف معجزه رياضي قرآن نوشته افخم السادات مرتضوي، معجزه اعداد در قرآن کريم نوشته عبدالرزاق نوفل، قرآن معجزه رياضي جاويدان، نوشته سيدحسين موسوي زنجاني، ... .
در مورد از دست رفتن دين اتفاقا کاملا درست فرموده‌ايد. بعضي که شايد خداي ناخواسته ما نيز جزو آن دسته باشيم، اين‌قدر اعتقادات سستي دارند که براي بر باد دادنش حتي نيازي به غرب و آمريکا و اروپا نيز ندارند. بسيارند دوستاني که زماني آن‌قدر مومن بودند که حتي جان خود را نيز کف دست گذاشته و در جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل شرکت کرده بوده‌اند، اما بعد از گذشت مدتي به بيراهه رفتند و کسي که خود نياز خويش و مردمش را به هنگام جنگ به چشم مي‌ديد، امروز ندا سر مي‌دهد که چرا به فلسطين کمک کنيم؟! به ما چه که آن‌ها دارند تلف مي‌شوند!! شيطان چه از نوع انس و چه از نوع جن همواره در کمين است و رزمنده و جانباز و عالم و زاهد و همه را مي‌خواهد فريب دهد و متاسفانه گاهي موفق هم مي‌شود.
در اثبات دشمني غرب با ما نيز در همان روزانه 865 توضيح داديم، فرقه انگليسي وهابيت نمونه بارز و سند گوياي دشمني غرب با اسلام است. البته اين دشمني چيز آشکاري است و نياز به توضيح ندارد، اگر کمي بيندشيد! غرب تنها به دنبال دانش نيست. به دنبال نفت و منابع طبيعي هم هست. به دنبال اين است که همه را گوش به فرمان خود کند. به قول شما دانش را خود دارد، به دنبال آن نيست. اما منابع طبيعي جهان چه؟ آيا مانند دانش همه آن را هم در اختيار دارد؟ فرمان‌بردار چه؟ آيا مانند دانش همه کشورها را به عنوان فرمان‌بردار در اختيار دارد؟ و بسياري مسايل ديگر. شما اگر واقعا به جبهه رفته‌ايد، نمي‌گوييد چرا غرب بر ضد ما به حمايت از عراق برخاست؟ مگر ما چه داشتيم؟ آن زمان که وضع ما از الان نيز بدتر بود. پس لابد آن‌ها به دنبال چيزهايي هستند که ما داريم و شايد شما و ما از خيلي از آن چيزها بي‌خبر باشيم. همان‌گونه که شما ظاهرا از منابع طبيعي و فرمان‌برداري و آن‌چه ذکر شد ظاهرا بي‌خبر بوديد!
اين نگرش عوامانه که ديگر خيلي جالب است که شما غرب را مالک فناوري مي‌دانيد. خير دوست عزيز! غرب توليدکننده آن است، نه مالک آن. پس از توليد، همه استفاده مي‌کنند و اين ربطي به دشمني ما با غرب يا غرب با ما ندارد. يک سوال! اگر زماني بر فرض ما مثلا واکسن يا داروي ايدز ساختيم و جواب داد، آمريکا چون با ما ارتباط ندارد، واقعا از آن استفاده نمي‌کند و جلوي رشد بي‌رويه مرگ ايدزي را در کشور خود نمي‌گيرد؟! مطمئن باشيد استفاده خواهد کرد. زيرا او هم ما را مالک آن دانش يا فناوري نمي‌داند، بلکه ما فقط مخترع آن هستيم. مگر رازي کاشف الکل نبود؟ چرا دشمنان ما از الکل استفاده مي‌کنند؟! حالا چون چند صد سال پيش يک دانشمند ايراني آن را کشف کرده نبايد از آن استفاده کنند. آن‌ها اتفاقا زرنگ هستند. دشمني به جاي خود، استفاده از دانش و فناوري و منابع طبيعي و غيره هم به جاي خود. ما هم مانند آن‌ها. از دانش و فناوري آن‌ها استفاده مي‌کنيم، اما دشمني ما با آن‌ها نيز به علت دشمني آن‌ها با ما و با دين ما و با مذهب ما بر سر جاي خود باقي است. البته از آن‌جا که ما در دين و مذهب خود شرافت انساني نيز سرمان مي‌شود، اگر لازم ببينيم به جاي خود ممکن است در زماني کالاهاي آن‌ها را هم تحريم کنيم و استفاده ننماييم، که بعيد است چنين انسانيتي در غرب وجود داشته باشد.
نکته ديگر در مورد گوسفند خطاب كردن اربابتان زوار بيت‌الله را. واقعا اگر کسي به وجود شما حيواني را نسبت داد و بعد گفت عيبي ندارد، فلان حيوان هم مشغول تسبيح خداوند است! از نظر شما هيچ اشکالي ندارد؟! در اين صورت فكر كنم مراجعه شما به يك روان‌پزشك ضروري است!
در پايان نيز به شما و ارباب با فضل و کمالاتتان! (چون ما ساده هستيم لابد شما با فضل و کمالاتيد!) عرض مي‌کنم که فحش و ناسزا بد است. از زبان هر که مي‌خواهد بيرون آمده باشد. به خصوص اگر آن فرد ادعاي فضل و کمال نيز بکند و ديگران را چون منتقد هستند، ساده بپندارد!

--------------------------------------
پي‌نوشت‌ها
1 بحار الانوار، ج74، ص322
2 ميزان الحکمه، باب صفات الشيعه
3 مستدرک الوسائل، ج 12، ص413
4 مدثر/6
5 تفسير نمونه، ج25، ص215
6 انفال/72
7 انفال/60
8 آل عمران/13

 

 

koohkanmr@yahoo.com

اصلاح طلبی

اینجانب بدون وابستگی به هیچ حزب سیاسی و تنها و تنها با عشق به میهنم به گرد آوری خلاصه ای از دیدگاه اصلاح طلبی پرداخته ام، و در هر کجای این کره ی خاکی باشم برای پیشبرد آبادگانمان خواهم ایستاد. در سنگر ایران .
دوست عزیز رای سبز من و تو سربلندی ما خواهد بود.
مطلب زیر گرد آوری از چند سایت است که بدون هیچگونه دخل و تصرفی آورده شده وقضاوت آن بر عهده ی شماست.

تاریخچه اصلاح طلبی
اصلاحات در ایران تارخی 150 ساله دارد و بسیاری از نهاد های دموکراتیک در ایران حاصل تلاش های اصلاح طلبان در دوره های گذشته است . به روایتی می توان تاریخ اصلاحات را در ایران ازدوره عباس میرزا آغاز کرد. اما در طول تاریخ اصلاح طلبی، مهم ترین مشخصه اصلاح طلب استفاده از روشی است که تغییر را تدریجی می داند و دنبال تغییر یک باره و ناگهانی نیست ؛اما طبیعی است که این تغییر تدریجی از راه های خشونت آمیز نباید دنبال شود . بر این اساس باید مواظب باشیم دایره اصلاح طلبی را چنان تنگ نگیریم که بسیاری در آن جای نگیرند .
پس از انقلاب و با فروکش کردن جو انقلابی گری و چپ گرایی و بعد از جنگ ایران و عراق این جریان با اولین اصلاحات اقتصادی لیبرالی راستگرا توسط آیت الله هاشمی رفسنجانی شروع و با اصلاحات سیاسی و لفت لیبرال حجت اسلام سید محمد خاتمی رشد و تکامل یافت و با پایان ریاست جمهوری ایشان و انتخاب محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری ایران به دوران رکود خود رسید.

منابع:
http://www.hanouz.com/archives/002179.html
http://negaheno.wordpress.com


دیدگاه یک اصلاح طلب
آیا هرکس که ادعای اصلاح طلبی کرد اصلاح طلب است ویا می بایست این ادعارا با معیارهایی محک زد وسنجید ؟مبنای این سنجش چیست ؟
اصلاح طلب واقعی به جای اندیشیدن به خود به جریان اصلاحات ونیازکشور به اصلاحات می اندیشد . اصلاح طلب راستین پیش وبیش از آنکه برای یافتن موقعیت فردی تلاش کند برای برون رفت کشور ازتنگناها دست به تلاش خواهد زد وخودرا وقف خدمت به اندیشه اصلاح امور خواهد کرد .
اصلاح طلب کسی است که اندیشه اصلاح طلبی برایش مهم تر از فرد وشخص است .او برای پیشبرد برنامه هایی که نجات کشور درآن است تلاش می کند وبرای وی مهم رسیدن به هدف های بزرگی است که نیاز امروز کشور است .
اصولا سه هدف كلي نهضت اصلاح طلبی در صدر برنامه هايشان قرار دارد :
1-تلاش براي بهبود رابطه حكومت با شهروندان ( بهبود رابطه دولت و ملت )
2-تلاش براي بهبود رابطه حكومت با دنيا ( صلح طلبي )
3-تلاش براي بهبود تناقضات ساختاري و سياسي در كشور ( قوانين و . )
افراد وجریان های شناخته شده اصلاح طلب براصولی همانند آزادی های فردی واجتماعی , حفظ حقوق شهروندی , آزادی انتخابات ؛ برگزاری انتخابات سالم ورقابتی , آزادی بیان ومطبوعات ؛ گردش آزاد قدرت ؛ گردش آزاد اطلاعات ونخبگان ؛ رابطه بین قدرت ومسؤلیت وضرورت پاسخگویی حاکمان و.................ـتأکید کرده وبه تناسب زمانی نسبت به نقض حقوق شهروندی وسایر نارسایی ها به موضع گیری آشکارپرداخته اند.
منابع:
http://negaheno.wordpress.com
http://www.kermanema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-1-pid-2527.html


اصلاح طلبان چند دسته اند ؟
اصلاح طلبان کلا بر دو دسته بر اساس نوع ایدئولوژی شان دسته بندی میشوند که شامل : راستها و چپ های طیف اصلاح طلب میباشند ، که هر دسته نیز به نوبه خود به چند زیر دسته تقسیم بندی میشوند .
طیف های چپ اصلاح طلب ازقرار زیر اند :
1. چپ های سوسیال دموکراتی که بیشتر مایه های مذهبی دارند مانند اعتماد ملی
2. چپ های سوسیالیستی که بیشتر تمایل به سکولاریسم دارند مانند جبه مشارکت انقلاب اسلامی
3. چپ های خط امامی که آنها نیز تمایلات مذهبی دارند مانند ، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
و طیف راست گرای اصلاح طلبان نیز از قرار زیر اند :
1. لیبرال های ملی مذهبی مانند نهضت آزادی
2. لیبرال های مذهبی ، میانه رو مانند مجمع روحانیون مبارز
3. لیبرال های پیشرو مانند تحکیم وحدتی ها
4. لیبرال های میانه رو و پراگماتیک ( عملگرا ) مانند کارگزاران سازندگی و اقمار وابسطه به آیت الله هاشمی رفسنجانی
اصلاح طلبان فعلی فقط محدود به دوم خردادی ها و چپ ها نیستند بلکه طیف های راست نیز در میان اصلاح طلبان بسیار زیاد اند که این خود نشانه تنوع و رقابتهای درون جناحی در بین این طیفهای اصلاح طلب میباشد .
منبع:
http://negaheno.wordpress.com


دیدگاهی اصول گرا در مورد اصلاح طلبی (یک خبرگذاری اصولگرا)
طبقه فكري ناتويست ها يا شهروندان مدرن و ملحد جهاني، موجوداتي هستند كه مبناي اخلاق و عمل آنان، ارزش هاي تمدن سكولار غرب است و يا آگاهانه ايدئولوژي ناتويسم را برگزيده اند و يا ناآگاهانه از آن پيروي مي كنند. رامين جهانبگلو را بايد يكي از نظريه پردازان ناتويست خواند كه با مأموريت رسمي از صندوق آلماني مارشال به عنوان پژوهشكده رسمي سازمان نظامي ناتو، كوشش كرد تا اين طبقه فكري در ايران متولد شود و گسترش يابد. او در نخستين گام خود، با بهره از نفوذي كه در نهادهاي شبه مدني و مراكز دولتي داشت، ساختاري آفريد كه بتواند زلزله اي معرفتي و هستي شناختي، در ذهن و روان جوانان ايراني به پا كند، تا جايي كه شب هاي قدر اين جوانان كه با جان جهان و اميرالمؤمنين(ع) گره خورده است، فداي شركت در كلاس هاي پديدارشناسي روح هگل شود. جهانبگلو، مأموريت خود را براي ساخت طبقه فكري ناتويست ها در ايران، با استفاده از سه نهاد فرهنگي پيش برد كه آن را مثلث شوم دولت اصلاحات ناميده ايم و داراي سه ضلع آشكار و يك ركن امنيتي پنهان است.
ضلع اول اين مثلث شوم، خانه هنرمندان ايران بود؛ نهادي كه با پشتيباني محمد خاتمي، عطاالله مهاجراني (وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در دولت اصلاحات)، عبدالله نوري (وزير كشور در دولت اصلاحات) و غلامحسين كرباسچي (شهردار سابق تهران و دبيركل حزب كارگزاران ايران)، تأسيس شد و وفق مرامنامه رسمي اش، بر پايه تفكر روشنفكري قجري، شكل گرفت.1 منش و روش خانه، پهلو به همان خاستگاههاي نسل نخست روشنفكران ايران مي زد و براي تحقق اهداف ناتويست ها، دل به ارتجاع روشنفكري بسته بود. مأموران مخملي، كه محصول ايدئولوژي ناتويسم در آستانه هزاره سوم بودند، بدنه پنهان نظريه پردازان خانه هنرمندان ايران را مي ساختند. خانه، هم از حيث ساختار شخصيتي مؤسسان و هم به لحاظ گستره فعاليت، نقطه ثقل طلايي پروژه ناتوي فرهنگي در ايران تلقي مي شد. پايان دهه هفتاد، اين خانه، با مديريت بهروز غريب پور و اعضاي شوراي عالي2، در باغ و ساختماني دولتي، نزديك به چهار هزار متر، آغاز به كار كرد؛ روزهايي كه گفتمان غالب گفت وگوي تمدن ها، تمام زمزمه رسانه ها را به خود خوانده بود.
ضلع دوم مثلث، مركز بين المللي گفت وگوي تمدن ها به شمار مي رفت كه با دستور محمد خاتمي، در هنگامه رياست جمهوري اش، تأسيس شد و كساني چون عطاءالله مهاجراني، محسن كديور، رامين جهانبگلو، ابراهيم نبوي، محمدحسن خوشنويس و...، در طيف نظريه پردازان آن، جاي گرفتند. گفت وگوي تمدن ها را، آنتي تز نظريه برخورد تمدن هاي ساموئل هانتينگتون مي پنداشتند، اما اين آنتي تز، به سبب بن مايه ليبراليستي طراحان و آغازگرانش، همانند تز عمل مي كرد. نهادهايي كه قرار بود حامل طلايه هاي تمدن اسلامي براي فاضلاب تمدن سكولار باشند، كارشان به تقرير و ترجمه آراء روشنفكران ماسون زده جهان غرب، تنزل پيدا كرد. از سوي ديگر، نظريه گفت وگوي تمدن ها در روزهايي به گفتمان روشنفكران ايران راه يافت كه آمريكا عملاً نظريه برخورد تمدن ها را برگزيده بود و در پي اجراي طرح خاورميانه بزرگ، ابتدا به افغانستان و سپس به عراق، حمله نظامي كرد. در همان روزها، كارگزاران مثلث شوم دولت اصلاحات، سنگ بناي گفت وگوي فرهنگي را با اين شيطان ميليتاريست و هم پيمانانش در پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) گذاشتند! اين راهبرد همچون مهندسي معكوس به ضد خود بدل شد و زمينه را براي نفوذ نرم مأموران مخملي به ايران، تسريع كرد. در حقيقت، نظريه گفت وگوي تمدن ها، اسب تراواي ايالات متحده در ايران بود و گفتمان غالب آن روزها نيز، در قامت كاربست هايي كه ناتوي فرهنگي را براي مدتي در حاشيه امن قرار مي داد، ظاهر شد.
ضلع سوم مثلث، دفتر پژوهش هاي فرهنگي بود. مؤسسه اي كه برخلاف آيين نامه مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي و به صورت غيرقانوني، تنها با امضاي شخص احمد مسجدجامعي، از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، مجوز فعاليت گرفت. محمدحسن خوشنويس، به رياست اين دفتر برگزيده شد و رامين جهانبگلو، مديريت گروه انديشه معاصر، ناصر تكميل همايون، مديريت گروه تاريخ، علي بلوك باشي، مديريت گروه مردم شناسي، فريبرز رئيس دانا، مديريت گروه اقتصاد، سهيلا شهشهاني، مديريت گروه انسان شناسي معاصر، رعنا جوادي، مديريت گروه عكاسي، لينا ملكميان مديريت گروه آمار و جمعيت شناسي ، حسين سلطان زاده ، مديريت گروه معماري را در دفتر پژوهش هاي فرهنگي، برعهده گرفتند. مجلات پل فيروزه، عكسنامه، انديشه ايرانشهر، اطلاع شناسي، اقتصاد سياسي و نامه فلسفه، در اين دفتر منتشر شدند و مركز بين المللي گفت وگوي تمدن ها نيز، در انتشار برخي از آنان مشاركت كرد. اين نشريات، پاتوق هاي كليدي براي نظريه پردازي ايدئولوژي ناتويسم به شمار مي رفتند كه حلقه اي از روشنفكران مخملي، چون رامين جهانبگلو و كيان تاجبخش، مأمور بنياد صهيونيستي جرج سوروس در ايران، آن را اداره مي كردند.
مثلث شوم دولت اصلاحات در گسترش ايدئولوژي ناتويسم، در تعامل پيوسته با سفارتخانه هاي دول خارجي بود. اين سفارتخانه ها كه ركن امنيتي پنهان مثلث را مي ساختند، از سال 1380 تا 1386، بيش از صد نشست، همايش، سخنراني، بزرگداشت و نمايشگاه را با همكاري سفارتخانه كشورهاي چك، لهستان، فرانسه، انگليس، هلند، آلمان، سوئيس، ايتاليا و مكزيك، برگزار كرده است. انجمن ايرانشناسي فرانسه به مثابه پاتوقي براي جاسوسان دانشگاهي، علي دهباشي، مدير شب هاي مجله بخارا، مديا كاشيگر، مترجم ويژه سفير فرانسه در ايران، كيان تاجبخش، مشاور دفتر پژوهش هاي فرهنگي، در مركزيت ركن پنهان مثلث شوم، حضور داشته اند.
رامين جهانبگلو، از نيمه اول سال 1380، در روزهايي كه به جمع تحليلگران امنيتي ايالات متحده در بنياد اعانه ملي براي دموكراسي (NED) راه يافته بود، در حلقه نظريه پردازان مثلث شوم نيز، ظاهر شد. او با معرفي محمدحسن خوشنويس و بهروز غريب پور، به جرگه سياستگذاران خانه هنرمندان ايران پيوست؛ خانه اي سياه كه به عنوان ويترين آن مثلث، با بودجه دولت اصلاحات، از سال 1380 تا سال 1386، باورهاي ناتويسم را در ذهن شهروندان، پرورش داد.
رامين ابتدا، سخنراني هايي چون سياست مدرنيته و مدرنيته سياسي، مدرنيته و سنت گسست، مدارا و كثرت گرايي و... را در خانه هنرمندان ايران، ايراد كرد، اما با آغاز سال 1383، اين حضور رنگي متفاوت به خود گرفت. در اين فصل، با تكيه بر رازگشايي از ايدئولوژي ناتويسم، هفت نمونه از مصاديق مداخلات هستي شناختي، كه جهانبگلو در خانه هنرمندان ايران پديدآورده است، را بازخواني مي كنيم.
قضاوت با شما!
منبع:
http://www.rajanews.com/News/?22611


در تمام کشورهای دنیا و در درون ساختار سیاسی هر کشور آزادی که در آن مردمسالاری ( دموکراسی ) حاکم باشد ، هر دو گروه اصلاح طلب و اصولگرا وجود دارند ، لذا هدف از این مقاله این نبوده است که اصولگرایی را بد و اصلاح طلبی را نیکو جلوه بدهیم ، بلکه هدف این بوده که نحوه دید و تفکر اصلاح طلبی را روشن سازیم ، حال اگر شما بنا به علایق شخصیتان تمایل به اصولگرایی دارید ، ایرادی بر شما نیست که از اصولگرایی حمایت کنید.

 

 

 

 



فجر مبارک

 

Mobin_s2004@yahoo.com


امير اسداله علم وزير دربار، اميرعباس هويدا، نخست‌وزير، جعفر شريف امامي رئيس سنا، عبداله رياضي رئيس مجلس شوراي ملي، منوچهر اقبال و جمع ديگري از رجال عصر پهلوي، به سخنان شاه گوش فرا داده‌اند. شمس پهلوي نيز در عكس ديده مي‌شود.

 



 

 


Mobin_s2004@yahoo.com

بهائيت چيست؟
بناها و کارهای عجیب در سراسر دنیا
تصاوير جالبي از آدولف هيتلر
نماي غربت
دوربين مخفي - بسکتبال
وسایل فانتزی
روزنامه هاي بهمن 57
ناهار تزیینی!

 

 

Mobin_s2004@yahoo.com

 تشويق زنان اسرائيلي به زادوولد حداقل 8 فرزند!


در حالیکه برخی از مؤسسات مدنی، اهالی کرانه باختری رود اردن و نوار غزه و نیز فلسطینیاني که در سرزمین های اشغالی اقامت دارند را با شعار "فرزند کمتر، زندگی بهتر" به کاهش زاد و ولد دعوت می کنند، صهیونیست ها زنان به اصطلاح مؤمن یهودی را به افزایش تعداد کودکان جهت افزایش جمعیت اسرائيل، تشويق می کنند.
اين صهیونیستها با استناد به کتب دینی خود و سوء استفاده از احساسات دینی زنان یهودی به اصطلاح مؤمن، آنان را به افزایش نسل یهودیان جهت بیشتر شدن جمعیت قوم يهود در سرزمین های اشغالی ترغيب می کنند.
نظريه پردازان صهیونیستی نیز همواره در رسانه های مختلف در سخنان خود به نقش مؤثر و سازنده زنان متدین یهودی در تقویت رژیم اشغالگر قدس اشاره می کنند. این طيف معتقدند زنانی برای اسرائیل مفیدترند که صاحب 8 فرزند باشند، زیرا در این صورت است که ما می توانیم از نظر "دموگرافی" بر فلسطینیان برتری داشته باشیم.
"حوجی هوبرمن"، نظريه پرداز و نویسنده راستگرای صهیونیست طی مقاله ای در روزنامه صهیونیستی "هتسوفیه" در مورد اهمیت نقش "رحم" زنان مؤمن یهودی در نبرد میان "اسرائیلی"ها و فلسطینیان می نویسد: غیر قابل انکار است که چپگرایان صهیونیستی در زمینه تبلیغاتی موفقیت قابل توجهی بدست آورده و توانستند با استفاده از در خدمت گرفتن رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی، طوری وانمود کنند که نبرد اصلی میان شهرک نشینان سرزمین های اشغالی با فلسطینیان بر سر زمین و دموگرافی جمعیتی است و در صورت حل این 2 مشکل یعنی برتری صهیونیست در این دو مورد، مشکل پرونده فلسطین حل خواهد شد و صلح و آرامش منطقه خاورمیانه را فرا می گیرد.
گفتنی است آمار و ارقام اعلام شده در پژوهشهاي محققان امریکایی که آشکارا به نفع صهیونیستها تهیه شده است، نشان می دهد که صهیونیست ها و فلسطینیان در سالهای آینده از نظر جمعیتی به یکدیگر نزدیک خواهند شد.
اين گزارشها حاكيست در سال 2025 میلادی، صهیونیست ها 79 درصد از جمعیت شهر "بیت المقدس" را تشکیل خواهند داد و مدتی بعد هم این آمار به 80 درصد افزایش خواهد یافت.
در این گزارشها آمده است علت افزایش جمعیتی یهودیان، رشد زاد و ولد میان یهودیان متدین است که به یهودیان آرتدوکس معروفند. گفتنی است برخی از این زنان معتقدند حداقل باید صاحب 8 فرزند شوند.
در بخش ديگري از این گزارشها افزوده شده است حتی اگر یهودیان سراسر جهان به سرزمین های اشغالی کوچ نکنند، "رحم" این زنان یهودی به افزایش جمعیت صهیونیست ها کمک خواهد کرد و این نبرد جمعیتی را به نفع ما به پایان خواهد رساند. در سال 2025 حتی نسبت یهودیان متدین نسبت به یهودیان سکولار نیز افزایش خواهد یافت بطوريكه یهودیان متدین که در حال حاضر حدود 16درصد جمعیت را تشکیل می دهند، در آن سال به 29 درصد افزایش مي يابند
منابع آگاه صهیونیستی که خواستند نامشان فاش نشود، اعلام کردند: این گزارش تأثیر بسزایی در افزایش جمعیت صهیونیستها در سرزمین های اشغالی داشته است به طوریکه در گذشته به سختي زن یهودی يافت مي شد كه 8 فرزند داشته باشد اما در حال حاضر تعداد زیادی از زنان صهیونیست هستند که هشت فرزند و یا حتی بیشتر دارند.

 



Mobin_s2004@yahoo.com

بخش اول

مطالب ارسالی نویسندگان ثابت

«وبلاگ یادداشت های یک خبر نگار»

 

نمکدون
alimerikhi@yahoo.com

 

 

حديث روزانه
arash_new2001@yahoo.com

حضرت امام حسين (عليه السلام) فرمودند:

إنَّ اللهَ خَلَقَ الدُّنْيا لِلْبَلاءِ، وَ خَلَقَ أهْلَها لِلْفَناءِ.

به درستى كه خداوند متعال دنيا ـ و اموال آن ـ را براى آزمايش افراد آفريده است.

نهج الشّهادة: ص 196.

 

 

آل ياسين
hra62302@yahoo.com

تسکین بخش دل حسین

امام سجاد(ع) فرمود: امام حسین(ع) به هیچ منزلی فرود نیامد و کوچ نکرد مگر آنکه از یحیی بن ذکریا و کشتن او یاد فرمود. روزی فرمود:از پستی دنیا نزد خدا همین بس که سر بریدۀ یحیی بن ذکریا را برای یکی از روسپیان بنی اسرائیل به ارمغان بردند!
مقاتل، از امام سجاد(ع) از امام حسین(ع) نقل کرده که فرمود: زن پادشاه بنی اسرائیل سالمند شده بود، خواست که دختری از او را به ازدواج درآورد. پادشاه با یحیی بن ذکریا مشورت کرد و یحیی او را از این کار منع کرد. آن زن چون فهمید، دختر خود را آراست و نزد پادشاه فرستاد. او نزد پادشاه به رقص و کرشمه پرداخت[تا دل او را ربود ] پادشاه گفت: چه می خواهی؟ دختر گفت: سر یحیی بن ذکریا را. پادشاه گفت: دخترم چیز دیگری بخواه. دختر گفت: جز این نخواهم.
در آن زمان رسم بر این بود که اگر پادشاهی دروغ می گفت، از شاهی عزل می شد. از این رو او میان پادشاهی و کشتن یحیی مردد ماند و سرانجام یحیی را کشت و سر او را در طشت طلایی نزد دختر فرستاد. پس زمین فرمان یافت و آن را گرفت. و خدا بخت نصر را بر بنی اسرائیل مسلط کرد که با منجیق آنان را می کوبید ولی اثر نمی کرد. پیر زنی از شهر بیرون آمد و گفت: پادشاها! این شهر پیامبران است که جز با آنچه می گویم فتح نخواهد شد. بخت نصر گفت: هر چه بخواهی به تو می دهم اینک بگو چه کنم؟
گفت: با ناپاکی و نجاست آن را بکوب. پس چنان کرد و شهر از هم گسیخت. وارد شهر شد. گفت: آن پیر زن را نزد من آورید. چون آمد به او گفت: چه می خواهی؟ گفت در این شهر خونی است که می جوشد. آن قدر خون بر آن بریز تا از جوشش بیفتد. پس بخت نصر هفتاد هزار نفر را در انتقام آن خون کشت تا آرام گرفت.
فرزندم علی جان! به خدا سوگند خون من از جوشش نخواهد افتاد تا(خدا) مهدی(ع) را برانگیزد و او انتقام خونم را از هفتاد هزار منافق کافر فاسق بستاند.(1)

پی نوشت:
1- المناقب شهر آشوب، ج4، ص85؛ بحارالانوار، ج45، ص299،ح10؛ العوالم، ج17،ص608، ح3؛ معجم الاحادیث الامام المهدی، ج3، ص182، ح705

 

 

يک لبخند
toraj_fal@yahoo.com

در زمان قدیم که پیاز خیلی ارزان بود ، یک نفر دهاتی یک بار پیاز شیربها داد و با دختری ازدواج کرد . شب عروسی دختر را سوار الاغ کرده و
می خواستند از رودخانه ای بگذرانند و در آنطرف آب به خانه داماد ببرند . وسط رودخانه نزدیک بود طغیان آب عروس و الاغ هر دو را با هم بغلتاند .
الاغ دار فریاد زد : به دادم برسید که نزدیک است عروس را آب ببرد .
مادر داماد از دور فریاد زد : الاغ را مواظب باش ، عروس به جهنم !! یک بار پیاز دیگر می دهیم و عروس دیگر می ستانیم !!!!


مردی ساده لوح در خم سرکه نگاه کرد و صورت خود را در آن دید ، مادرش را صدا کرده و گفت : مادر بیا و بنگر که در خم دزدی پنهان شده است .
مادر آمده و در خم نگریست و گفت : بیشرم را ببین که روسپئی را نیز با خود آورده است ..!!!
مردی شوخ به زنی گفت : میخواهم ترا بچشم تا دریابم تو شیرین تری یا زن من . زن گفت : زیاد به خودت زحمت نده و این داستا ن را از شوهرم بپرس که او هم من و هم زن تو را بسیار چشیده است .!!!

 

 

ترجمه اخبار ترکيه
uzakyol@gmail.com

جنجال بر سر نمایش فیلم پورنو
در تلویزیون دولتی هلند: پخش بشود یا نشود؟

 

اعلام پخش فیلمهای پورنو از تلویزیون دولتی هلند این کشور را دچار چند دستگی کرد و باعث بحث های تند بین مردم و سیاستمداران شد.
اعلام خبر پخش فیلم پورنو در شبکه های دولتی VPRO و BNN در تاریخ 23 ماه جاری میلادی باعث مخالفت شدید مشاور نخست وزیر و وزیر امور خانواده و جوانان هلند و رهبر حزب مسیحی آن کشور، آندره رووت شد.
رووت اعلام کرده است برای جلوگیری از پخش این فیلمها در حال بررسی راهکار است و گفته است در صورت ممکن جلوی پخش فیلم را خواهد گرفت.
رونالد پلاسترکک وزیر آموزش و علوم هلند و عضو حزب کارگر، متفق حزب سوسیال دمکرات نیز اعلام کرده است دولت نباید در مقابل این تصمیم تلویزیون بایستد! این وزیر هلندی اعلام کرده است آزادی رسانه ها در هلند نباید مختل شود و کانالهای تلویزیونی خود باید جوابگوی کارهایشان باشند.
ضمن آنکه نماینده حزب لیبرال و وزیر کشور سابق هلند جان رمکس هم، رفتار حزب تحت رهبری آندره رووت را تقبیح کرده و گفت: " برای حل مشکل، روشن و خاموش کردن دکمه تلویزیون کفایت می کند. اگر آنها نمی خواهند فیلم را ببینند می توانند تلویزیون را خاموش کنند!"
مسئولان کانالهای تلویزیونی BNN و VPRO نیز اعلام کرده اند که این قضیه بیش از حد بزرگنمایی شده است و قرار تلویزیون برای پخش این فیلمها همچنان پابرجاست!

منبع: روزنامه حریت ترکیه

 

 

پرسش از اسلام
zahra4066@yahoo.com

سوال:

آيا ولايت فقيه «مطلقه» است و معناى مطقه بودن ولايت فقيه چيست؟

 

پاسخ:
از قرآن شريف استفاده مى شود كه اوامر و نواهى پيامبر اكرم (ص ) در همه امور و از جمله در امرحكومت را همگان بايد قبول كنند حتى اگر بر ضرر آنها باشد و اين ضرر اعّم از ضرر جانى ومالى و آبرويى و غيرها است (النبّى اولى بالمؤ منين من انفسهم )(58) (ما كان لمؤ منو لا مؤ منة اذا قضى الله و رسوله امرا ان يكون لهم الخيرة من امرهم )(59) و آنچه كهدر مـورد اولوّيـت نـبـى اكـرم (ص ) نـسـبـت بـه مـؤ مـنـيـن گـفته شده كه (اين اولويّت ناظر بهمـسـائل عـمـومـى و اجـتـمـاعـى مـؤ مـنـيـن اسـت نـه امـور شـخـصـّيـه آنـان ازقـبـيـل مـال و خـانـه و نـامـوس شـخـصـى آنـان )، حـرفـى اسـت نـادرسـت و تـقـيـيـد بـدوندليل آيه شريفه است ، چنانكه استاد بزرگوار ما و مفسر عظيم الشاءن مرحوم علامه طباطبايى ـقـدس الله نـفـسـه الزكـيـه ـ در تـفـسـيـر شـريـف المـيـزان درذيل آيه شريفه فرموده اند كه (اين اولوّيت ، مطلقه و در اتمام امور دين و دنياى انسانها جارىاسـت )(60) و هـيـچ دليـلى بر انحصار آيه شريفه در امر خاصى نظير تدبير اموراجـتـمـاعـى يـا مـسـاءله قـضـاوت و يا امر ديگرى وجود ندارد و اين مطلب جاى تعجب نيست چرا كهپـيـامـبـر (ص ) نـمـايـنـده خـداونـد است و جز خير و صلاح فرد و جامعه را در نظر نمى گيرد وبنابراين همين اولويت هم در مسير منافع بشر خواهد بود.
مـسـئله (اولويت بر مؤ منين ، پس از نبى اكرم (ص ) به معصومين (ص ) اختصاص داده شده است ولذا آن بـزرگـوار در جـريـان غـديـر خـم پـس از آنـكـه حـاضـران سـؤال فـرمـود كـه اءَلَستُ اءولى بِكُم من اءنفسكم ) آيا من به شما اولى از خود شما نيستم ؟ و آنانپـاسـخ مثبت دادند، آنگاه فرمودند (من كنت مولاه فهذا علىٌ مولاه )(61) و اما پس از غيبتكـبـرى ايـن امـر بـه ولى فـقـيـه اخـتـصـاص داده شـده و هـمـانـطـور كـه دردلايـل و روايـات مـربـوطـه آمـده است و از اين جهت حضرت صادق (ع ) در مقبوله عمر بن حنظله مىفـرمـايـد: (ردّ كـنـنـده فـقـيـه ردّ كـنـنـده مـا و ردّ كـنـنـده مـا ردّ كـنـنـده خـداونـد اسـت و ايـنعمل در حد شرك به خداوند است )(62).
از اينرو آنجا كه تشخيص و صلاح حكومت باشد نظير امر به جنگ ، امر به اخذ ماليات ، امر بهطـلاق بـه عـنـف و غـيـرها بايد مسلمين تابع صد در صد باشند و اين وظيفه تبعيّت حتّى در موردمـراجـع تـقليد و حتى در مورد اعلم از ولى فقيه هم جارى است و اين مطلب يك امر ضرورى است وبـدون آن هـرج و مـرج و اخـتـلال نـظـم لازم مـى آيـد و لذا ايـناشـكال هم كه گفته شده (ولايعت فقيه اگر انتصابى باشد لابد به عنوان عامّ فقهاء است نهبـه عـنوان اشخاص و انتخاب خبرگان شخص خاصى را، موجب عدم ولايت ديگران نمى شود و درايـن صـورت بـا تـعدد فقهاى منصوبين در يك زمان و با اختلاف نحوه درك و انظار آنان چه برسـر اسـلام و مـسـلمـيـن مـى آيـد) بيشتر يك اشكال سطحى و ناشى از عدم دقت در مجموع رواياتمربوطه است تايك اشكال علمى زيرا:
اولا آنـچـه كـه از مـجـمـوع روايـات ، مـسـتـفـاد اسـت آن اسـت كـه امـارت و حـكـومـت و ولايـت در مـقـامعـمـل بـراى يـكـى از فـقـهـاء ثابت مى شود و بقيه فقهاء او را معاونت و معاضدت مى كنند و بهعـبارت ديگر بر طبق برخى از روايات نظير مقبوله عمر بن حنظله ،(63) ولايت مطلقهبـصـورت (اقـتـضائى ) و (شاءنى ) براى هر فقيه واجد شرائطى ثابت است ولى رواياتديـگـرى وجـود دارد كـه بر كيفيت ولايت در مقام (إ عمال ) $ دلالت ميكند كه در حقيقت اين دسته ازروايـات بـه يـك مـعـنـا مـفـسـر دسـتـه قـبـل اسـت كـه نـمـونـه آن هـمـان روايـتفـضـل بـن شـاذان (64) از حـضـرت رضـا(ع ) و نـيـز روايـت ابـن ابـىيـعـفـور(65)از امـام صـادق (ع ) و نـيـز چـنـديـن روايـت ديـگـر است ، كه دراين رواياتتـصـريـح شـده كـه در زمان واحد، بيش از يك امام و والى و ولىّ وجود ندارد چرا كه تعددّ، موجبهـرج و مـرج و اخـتـلال نـظـام اسـت و اسـاسـاً ايـن روايـات هـم ارشـادى اسـت چـرا كـهعقل نيز بر اين مطلب و ضرورت آن حاكم است .
ثـانـيـاً: (ادلّ الدليـل عـلى شـى ء وقـوعـه )، بـهـتـريـندليل بر يك امر، وقوع خارجى آن امر است . آيا اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه و اجراء آن از ابتداىتـشـكـيـل نـظـام اسـلامى در كشور ايران ـ كه بر اساس نظريه بنيانگذار نظام (ره ) و بر طبققـانـون اسـاسـى مـصـوّب مـلّت شـكـل گـرفـتـه ـ تـا كـنـون مـوجـباختلال و هرج و مرج شده است و خلاصه مطلب روشن تر از آن است كه نياز به بسط كلام داشتهباشد.
بـنـابـراين آنچه كه گذشت معناى (ولايت مطلقه فقيه ) اين است كه مفاد دو آيه شريفه اى كهدر ابـتـداى اين نكته ذكر شد يعنى مسئله (اولويت بر مؤ منين ) پس از غيبت كبرى به ولى فقيهاختصاص دارد.
بـنـابـرايـن آنـچـه از سـر ناآگاهى و يا از روى عناد در تفسير ولايت مطلقه گفته شده كه مثلاً(ولىّ فقيه ، ولايت بى حدّ و حصر بر جان و مال و ناموس مردم دارد) و الى غير ذالك و بعد همبـه ايـن اسـتـنـاد گـفـتـه مـى شـود كـه (تعبير ولايت مطلقه فقيه بد تعريف كردن است و موحباشمئزاز و وحشت مردم است و موهم ولايت بى حدّ و حصر است و بوى استبداد و ديكتاتورى مى دهد وهـرگـز خداوند براى فرد غير معصوم جائزالخطاء چنين ولايتى را قرار نمى دهد و مورد رضايتاو هـم نـيـسـت و اگـر فـرضاً از نظر تئورى و بحث مدرسه اى ، ولايت مطلقه فقيه را بپذيريمولى در محيط و جوّ امروز كه مردم نوعاً داراى رشد فكرى و شعور سياسى مى باشند و با جهانخـارج ارتـباط دارند و آزاديهاى سياسى كشورهاى جهان را مشاهده مى كنند، ناديده گرفتن آراء ونظريات مردم و سلب آزادى هاى سياسى از آنان و اصرار بر ولايت مطلقه فقيه و لزوم تسليمهـمـه اقـشـار در بـرابـر نـظـر يـك فـرد غير معصوم جائزالخطاء موجبِ زدگى و عصيان آنان مىشـود)!! اينگونه اظهار نظرها بيشتر اشبه به حرف هاى سياسى و عوام پسند است تا نظريهعلمى و فقهى ، آخر كداميك از فقهاء عظام و كداميك از اصحاب ـ رضوان اللّه عليهم ـ ولايت مطلقهرا اين طور تعريف كرده اند كه حالا ما بخواهيم در صدد تخطئه آنها برآئيم ؟
(ولايـت مـطـلقه فقيه ) يعنى آنكه ولىّ امر در هر سه منصب (فتوى ) و (قضاء) و (حكومت )داراى ولايـت اسـت و مـحـدوده ولايـت او مـحـدود به منصب (فتوى ) يا منصب (فتوى ) و (قضاء)نـيـسـت و او در چـارچوب منافع اسلام و مصالح جامعه اسلامى ، حقّ دخالت در همه شئون اجتماع رادارد و از هـمـيـن جـهـت اسـت كـه هـر سه ركن اساسى نظام يعنى ركن تقنينى ، ركن قضايى و ركناجرايى تحت اشراف و اختيار ولايى اوست .
(ولايت مطلقه فقيه ) يعنى آنكه ، به دلالت عقل و شرع ، احدى حقّ دخالت و تصرّف در شئوناجـتـمـاعـى را نـدارد و در حـقـيـقـت احـدى ولايـت نـدارد مـگـر خـداونـدمتعال و يا كسى كه از ناحيه خداوند منصوب باشد و لذا در زمان غيبت امام معصوم (ع )، اگر كسىبـخـواهـد در شـئون حـكـومـت و ولايـت تـصـرّف كـنـد، بـايـد مـاءذون از سـوى ولىّ فقيه باشد وعـمـل وى مـورد تـنفيذ رهبرى حكومت اسلامى قرار گيرد و از اين جهت در نظام مقدس جمهوى اسلامىبـراسـاس اصـول قـانـون اسـاسـى كـشور، مناصب رييس ‍ قوه مجريه و رييس قوه قضائيه بهصـورت مـسـتـقـيم و قوه مقنّنه به واسطه شوراى نگهبان از سوى مقام معظّم رهبرى و ولىّ فقيهمورد تنفيذ قرار مى گيرد و بدون تنفيذ او، هيچيك مشروعيّت ندارند.
(ولايت مطلقه فقيه ) يعنى همانكه استاد عظيم الشاءن ما، حضرت امام خمينى ـ اعلى اللّ ه كلمتهـ فـرمـودنـد كـه (حـكـومـت كـه شـعـبـه اى از ولايـت مـطـلقـهرسـول اللّ ه (ص ) اسـت يـكى از احكام اوّليه اسلام است و مقدم بر تمام احكام فرعيّه حتى نماز،روزه و حج است ... و مى تواند هر امرى را چه عبادى و چه غير عبادى كه جريان آن مخالف مصالحاسـلام اسـت از آن مادامى كه چنين است جلوگيرى كند...)(66) و به تعبير ديگر ايشان(اگـر اخـتـيـارات حكومت در چارچوب احكام فرعيه إ لهيه است بايد عرض ‍ كنم كه حكومت الهيه وولايت مطلقه مفوّضه به نبى اكرم (ص ) يك پديده بى معنا و محتوا باشد).(67)
بـنـابـرايـن لازم است كسانى كه براى ردّ ولايت مطلقه به برخى فرمايشات حضرت امام (ره )اسـتـناد مى كنند به اين تعابير بلند و نظائر آن نيز دقت كرده و چشم خود را از اين فرمايشاتنپوشانند كه اءخذ به بعض كلام و وانهادن بعض ديگر شيوه غير مرضيّه و غير علمى است .
و خـلاصـه بـايـد گـفـت تـعـبـيـر (مـطـلقـه ) يـك اصـطـلاح اصـولى اسـت وتاءويل و تحوّل آن به (مطلقه ) در اصطلاح رايج علوم سياسى امروزى يعنى (حكومت مطلقهفـردى ) و قـرار دادن آن در قـبـال (مـشـروطـه ) اسـاسـاً امـرى اسـتبـاطـل و نـاشـى از خـلط مباحث و عدم دقّت و يا خداى ناكرده مغالطه و عناد است . (اعوذ باللّ ه منالعناد و العصّبية ).

------------------------------------------
پاسخ از آيت اللّه مظاهرى

 

 

فردوسي طوسي
baran432002@yahoo.no

قدرتی که می خواهد با مهر و مدارا سخن گوید به دست برادران خویش به خاک و خون کشیده می شود. قدرتمداران ما زبان مهر را در نمی یابند
قدرت در میان ما با مهر و مدارا بیگانه و دشمن است
در همین جاست که دانای طوس گلبانگ عاشقانه و انسانی و جاودانه خویش را در جهان در می افکند. گویی این پیر بر برج و باروی تاریخ به تماشای این سوکنامه یجاری در میان ما نشسته و چون سوکنامه به فرجام خونبار خویش می رسد، بانگ و غلغله در می اندازد که
میازار موری که دانه کش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است
یعنی که جان آدمی از هرچه در این جهان است گرانبهاتر و به هیچ تدبیر و فسون و فسانه ای نباید که جان انسانی را آزرد. این پیام و بیانیه  باشکوه فردوسی است در فرجام این سوگنامه.
برین نامه بر، عمرها بگذرد
بخواند هر آن کس که دارد خرد

ادامه دارد ...

 

 

مصحف
hamed.1360@yahoo.com

هر روز چند آيه قرآن بخوانيم

« براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و براي مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روي آيه کليک کنيد »

سوره: سورة الكهف آيات: 110 محل نزول: مکه
 
 
إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآتَيْنَاهُ مِن كُلِّ شَيْءٍ سَبَبًا 84 فَأَتْبَعَ سَبَبًا 85 حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْمًا قُلْنَا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْنًا 86 قَالَ أَمَّا مَن ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ يُرَدُّ إِلَى رَبِّهِ فَيُعَذِّبُهُ عَذَابًا نُّكْرًا 87 وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزَاء الْحُسْنَى وَسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا يُسْرًا 88 ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا 89 حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْلُعُ عَلَى قَوْمٍ لَّمْ نَجْعَل لَّهُم مِّن دُونِهَا سِتْرًا 90 كَذَلِكَ وَقَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَيْهِ خُبْرًا 91 ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا 92 حَتَّى إِذَا بَلَغَ بَيْنَ السَّدَّيْنِ وَجَدَ مِن دُونِهِمَا قَوْمًا لَّا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا 93 قَالُوا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجًا عَلَى أَن تَجْعَلَ بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمْ سَدًّا 94 قَالَ مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْمًا 95 آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ حَتَّى إِذَا سَاوَى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ قَالَ انفُخُوا حَتَّى إِذَا جَعَلَهُ نَارًا قَالَ آتُونِي أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْرًا 96 فَمَا اسْطَاعُوا أَن يَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا 97

 

ترجمه فارسي مکارم

ما به او در روى زمين، قدرت و حكومت داديم; و اسباب هر چيز را در اختيارش گذاشتيم «84» او از اين اسباب، (پيروى و استفاده) كرد «85» تا به غروبگاه آفتاب رسيد; (در آن جا) احساس كرد (و در نظرش مجسم شد) كه خورشيد در چشمه تيره و گل‏آلودى فرو مى‏رود; و در آن جا قومى را يافت; گفتيم: «اى ذو القرنين! آيا مى‏خواهى (آنان) را مجازات كنى، و يا روش نيكويى در مورد آنها انتخاب نمايى؟» «86» گفت: «اما كسى را كه ستم كرده است، مجازات خواهيم كرد; سپس به سوى پروردگارش بازمى‏گردد، و خدا او را مجازات شديدى خواهد كرد! «87» و اما كسى كه ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پاداشى نيكوتر خواهد داشت; و ما دستور آسانى به او خواهيم داد» «88» سپس (بار ديگر) از اسبابى (كه در اختيار داشت) بهره گرفت «89» تا به خاستگاه خورشيد رسيد; (در آن جا) ديد خورشيد بر جمعيتى طلوع مى‏كند كه در برابر (تابش) آفتاب، پوششى براى آنها قرار نداده بوديم (و هيچ گونه سايبانى نداشتند) «90» (آرى) اينچنين بود (كار ذو القرنين)! و ما بخوبى از امكاناتى كه نزد او بود آگاه بوديم! «91» (باز) از اسباب مهمى (كه در اختيار داشت) استفاده كرد «92» (و همچنان به راه خود ادامه داد) تا به ميان دو كوه رسيد; و در كنار آن دو (كوه) قومى را يافت كه هيچ سخنى را نمى‏فهميدند (و زبانشان مخصوص خودشان بود)! «93» (آن گروه به او) گفتند: «اى ذو القرنين ياجوج و ماجوج در اين سرزمين فساد مى‏كنند; آيا ممكن است ما هزينه‏اى براى تو قرار دهيم، كه ميان ما و آنها سدى ايجاد كنى؟!» «94» (ذو القرنين) گفت: «آنچه پروردگارم در اختيار من گذارده، بهتر است (از آنچه شما پيشنهاد مى‏كنيد)! مرا با نيرويى يارى دهيد، تا ميان شما و آنها سد محكمى قرار دهم! «95» قطعات بزرگ آهن برايم بياوريد (و آنها را روى هم بچينيد)!» تا وقتى كه كاملا ميان دو كوه را پوشانيد، گفت: «(در اطراف آن آتش بيفروزيد، و) در آن بدميد!» (آنها دميدند) تا قطعات آهن را سرخ و گداخته كرد، و گفت: «(اكنون) مس مذاب برايم بياوريد تا بر روى آن بريزم!» «96» (سرانجام چنان سد نيرومندى ساخت) كه آنها ( طايفه ياجوج و ماجوج) قادر نبودند از آن بالا روند; و نمى‏توانستند نقبى در آن ايجاد كنند «97»

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید


توضيح:
هر روز مي خواهيم يک صفحه از قرآن را با هم بخوانيم (به همراه معني آن) هر روز چند دقيقه وقت مي ذاريم، بعد از يه مدت مي بينيم کل قرآن را ختم کرده ايم، به همين راحتي.
فرمايش امام صادق (عليه السلام) هم که يادمون هست: «قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.»
بيائيم فعلا حداقل با يک صفحه در روز شروع کنيم!
ياعلي مدد ... التماس دعا

 

 

بخش دوم

ديگر مطالب ارسالی

اعضا محترم گروه مي توانند مطالبشان را به آدرس ایمیل وبلاگ
 بفرستند تا با نام خودشان در اين ستون نوشته شود.

 

irajee@yahoo.com

استخدام پیمانی با سهمیه مومیائی

در 17دی 1341 روزنامه اطلاعات ص اول و 15

در قطعنامه سمینار اصلاح سازمان اداری:کارمندان غیررسمی دولت باید بخدمت رسمی دولت درآیند تا از اضطراب دائم نجات یابند.عدم ثبات کارمند باعث انحراف اواز تقوی ودرستکاری است.
در همان تاریخ روزنامه کیهان:از قطعنامه فوق:
عدم ثبات روح شهامت و عزت نفس را ضعیف میسازد.افرادرامحافظه کارواهل مجامله ومداهنه بارمی آورد.
جمعیت اتفاق ملی در قطعنامه خود که در مورداستخدام صادرکرد می آورد:تاثباتی دروضع کارمندان اداری ایجادنشود نبایدبه حصول موفقیت امیدواربود.باعدم ثبات نمی توان مدیران لایق برای گرداندن چرخهای کشور تربیت نمود.کفایت وحسن جریان دستکاههای دولتی که برای هرحکومت ضرورت دارد درسایه عدم ثبات وضع گردانندگان دستگاه امکان پذیر نیست وعدم ثبات یک برنامه تخریبی است.

 

 

bigman_ahmad@yahoo.com


23محرم سالروز اهانت و تخریب حرم مطهر حضرت امام هادی (ع) و حضرت امام حسن عسگری (ع) را به حضرت ولیعصر (عج) و عموم شیعیان تسلیت عرض می نماییم.


23 محرم 1427

 

 

mastoor_313@yahoo.com

دوازده+یک

کوچک تر که بودم تو را که نشان می داد می چسبیدم به صفحه ی تلویزیون و جای انگشتهایم روی شیشه اش می ماند...
کوچک تر که بودم لحظه ی ورودت را که نشان می داد، موهای تنم سیخ می شد تا راحت تر آمدنت را نظاره کند... کوچک تر که بودم چشمانت را که می دیدم... می ماندم در اوج نگاهت.
کوچک تر که بودم، بزرگتر ها را می نشاندم و دستشان را می فشردم بلکه بیشتر بگویند از تو، زمانه شان، آمدنت، رفتنت...
همیشه برام یک تنه پیش رفتنت عجیب بود
همیشه برایم عظمتت عجیب بود
از تعجبم می خندیدند وقتی مهربانیت را می دیدم...
همیشه پیش خودم فکر می کردم یک آدم نمی تواند همه چیز را داشته باشد.
تا اینکه یک روز فهمیدم تو امام سیزدهم نیستی!!!

 

 

hosseincode2008@yahoo.co.uk

معادل نام فارسي بازيهاي جديد

DAWN OF WAR : سپيده ي نبرد
GHOST BUSTERS : ارواح شگفت انگيز
FARCRY 2 : فريادي از دوردست 2
UNREAL TOURNAMENT III : مسابقه ي غير واقعي 3
TIME SHIFT : شيفت و زمان
NEXT LIFE : زندگي دوم
DEATH TO SPIES : مرگ بر جاسوسان
GUITAR HERO III : LEGENDS OF ROCK : قهرمان گيتار : دكمه زن هاي افسانه اي
BLACKSITE AREA 51 : زمين تيره ناحيه ي 51
CALL OF DUTY 4 : MODERN WARFARE : نداي وظيفه : جنگهاي مدرن
PRO STREET : حرفه اي خيابان ها
F.E.A.R : PERSEUS MANDATE : هراس : وكالت نامه ي پرسوس
CRYSIS : بحران
HELLGATE : LONDON : دروازه ي جهنم :‌ لندن
VIVA PINATA : زنده باد پيناتا
UNIVERSE AT WAR : جهان در جنگ
ALONE IN THE DARK 5 : تنها در تاريكي 5
LOST : گم شدگان
HALF LIFE : EPISODE 2 : نيمه جان قسمت دوم
COMPANY OF HEROES : گروهان دلاور
PES 2008 : تكامل حرفه اي فوتبال 2008
PORTAL : دروازه

www.hosseincode.blogfa.com : منبع

 

 

shahyad_m_18@yahoo.com

پرنيان سرد

بنشين، مرو، چه غم كه شب از نيمه رفته است
بگذار تا سپيده بخندد به روي ما
بنشين، ببين كه دختر خورشيد "صبحگاه"
حسرت خورد ز روشني آرزوي ما
***
بنشين، مرو، هنوز به كامت نديده ايم
بنشين، مرو، هنوز كلامي نگفته ايم
بنشين، مرو، چه غم كه شب از نيمه رفته است
بنشين، كه با خيال تو شب ها نخفته ايم
***
بنشين، مرو، كه در دل شب، در پناه ماه
خوش تر ز حرف عشق و سكوت و نگاه نيست
بنشين و جاودانه به آزار من مكوش
يكدم كنار دوست نشستن گناه نيست
***
بنشين، مرو، حكايت "وقت دگر" مگوي
شايد نماند فرصت ديدار ديگري
آخر، تو نيز با منت از عشق گفتگوست
غير از ملال و رنج از اين در چه مي بري؟
***
بنشين، مرو، صفاي تمناي من ببين
امشب، چراغ عشق در اين خانه روشن است
جان مرا به ظلمت هجران خود مسوز
بنشين، مرو، مرو كه نه هنگام رفتن است!...
***
اينك، تو رفته اي و من از راه هاي دور
مي بينمت به بستر خود برده اي پناه!
مي بينمت - نخفته - بر آن پرنيان سرد
مي بينمت نهفته نگاه از نگاه ماه
***
درمانده اي به ظلمت انديشه هاي تلخ
خواب از تو در گريز و تو از خواب در گريز
ياد منت نشسته برابر - پريده رنگ -
با خويشتن - به خلوت دل - مي كني ستيز

از فريدون مشيري

 

.

alirezamajidi@gmail.com

روزی که همه سرخ‌پوش می‌شوند!

امروز -اول فوریه- در آمریکا ، روز ملی سرخ‌ پوشیدن National Wear Red Day است. روزی که در آن بسیاری از مردم لباس‌های معمولی خود را کنار می‌گذارند و پیراهن‌ها و کراوات‌های قرمز به تن می‌کنند. اما برای چه؟
آنها این کار را به صورت نمادین برای نشان دادن آگاهی خود از اهمیت بیماری‌های قلبی که علت شماره یک مرگ زنان است انجام می دهند!

 national+wear+red+day.gif

- در حالی که از هر 30 نفر خانم آمریکایی، یکی به علت ابتلا به سرطان سینه می‌میرد، علت مرگ یک سوم خانم‌ها در آمریکا بیماری‌های قلبی است.

- حدود سه میلیون خانم آمریکایی یک حمله قلبی داشته‌اند.

- دو سوم خانم‌هایی که حمله قلبی داشته‌اند به طور کامل بهبود نیافته‌اند.

- دو سوم خانم‌هایی که به خاطر بیماری قلبی دچار مرگ ناگهانی داشته‌اند، علائم قلبی بیماری قلبی نداشته‌اند.

- میزان بیماری‌های قلبی را صرفا با پیروی از یک سبک زندگی سالم می توان 82 درصد کاهش داد.

 ph_01_med.jpg

عوامل خطر بیماری‌های قلبی:
- سیگار
- پرفشاری خون
- کلسترول بالای خون
- چاقی و اضافه وزن
- بی‌تحرکی
- دیابت
- سابقه خانوادگی بیماری‌های قلبی
- سن بالا (برای خنم‌ها سن بالای 55 سال)

سایت‌های این روز: + و +

 

 

salman_yavar@yahoo.com

اسناد سخن مي گويند - 2

حمل ترياك توسط وزير اصلاحات شاه!


موضوع: حمل ترياك توسط وزير اصلاحات شاه!
مرجع صدور: ساواك
تاريخ: 30 شهريور 1349
توضيحات: سند زير نشان دهنده نقش دكتر وليان وزير اصلاحات ارضي شاه در انتقال ترياك از كرمان به تهران است.
 

منبع:
موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي

 

 

salarilaleh@yahoo.com

با ديدن اينها شايد بيشتر قدر خودتون را بدونيد

 

باستر سیمکوش :

درسال 1995 به 541 کیلو وزن میرسه ولی یه رژیم لاغری شدید میگیره و میشه
97 کیلو ! نکته ی جالب اینه که 20 کیلو پوست اضافه میاره که بعد از لاغری ازش یه کت میدوزند !!!!
 
 
www.hamtaraneh.com
 
ادوارد مورداکسی :
هم پشت سرش صورت داشته هم جلو روش ولی اینقدر صورت پشتیه از خودش صدا در میاره که بالاخره
در سن 33 سالگیش خودکشی میکنه!!
 
 
www.hamtaraneh.com
 
ویتکاارنا اوار :
اونقدر کوجک و ریز بوده که دزد ها برای کارای خلاف ودزدی ازش استفاده میکردن .
درزمان مرگش دزدهای روسیه 3 روز عزای عمومی اعلام می کنند !!!
 
 
www.hamtaraneh.com
 
پاسکال پنتیون :
از وقتی که به دنیا میاد یه سر دیگه روی سرش هم داشته که چشمها و دهنش حرکت میکردن ولی
قابلیت دیدن و حرف زدن نداشتند !!!
 
www.hamtaraneh.com
 
انسان چهارچشم :
ای انسان یه جفت چشم دیگه هم روی چشم هاش داشته که میتوانستن زاویه ی مشخصی رو ببینن !!
با یه جفتش میتونسته جلو پاشو ببینه و با اون یکی جفت هم میتونسته چشم چرانی کنه !www.hamtaraneh.com
(پشت سرش هم زن خوک نماست که دماغ و دهنش مثل خوک بوده و تنها مورد مشاهده شده در جهان هست !!!)
 
www.hamtaraneh.com
 
گروس مک تانل :
از زمانی که به دنیا اومده از نظر زشتی مقام اول رو داشته و
3 بار هم ازدواج کرده و یه پسر طبیعی و زیبا هم به دنیا آورده

 

 

niceboy_1380@yahoo.com

تحت‌الحفظ تا فرودگاه!
 

اشرف پهلوی

حسین فردوست:

وقتی که امینی نخست‌وزیر شد، [بختیار] بنای فحاشی علیه او را گذارد. به اشرف هم نزدیک شده و تماس‌های زیاد با او می‌گرفت. اشرف نیز فقط به دنبال پول و جواهر و مرد بود و نزد بختیار همه به وفور موجود بود. مدتی اشرف نزد محمدرضا به شدت اصرار می‌کرد که بختیار نخست‌وزیر شود و محمدرضا با رنج سکوت می‌کرد و خود را می‌‌خورد و جواب او را نمی داد. بالاخره ناسزاگویی تیمور علیه امینی شدت یافت و او نیز به محمدرضا شکایت کرد و محمدرضا هم که حمایت امریکایی‌ها از امینی را می‌دانست، پشتش گرم شد و روزی دستور داد که تیمور را تحت‌الحفظ به فرودگاه ببرند و به اروپا بفرستند. بختیار با قدرت [همسر سرهنگ یمنی] و دو بچه که از قدرت پیدا کرده بود، به ژنو رفت و مدتی در آنجا ماندگار شد و مبارزه خود را با محمدرضا علنی کرد و به زد و بند با باندهای معینی در انگلیس و امریکا پرداخت.

(م 11/ ص419)

تیمور بختیار

تبعید به پشتوانه گردان گارد

نویسنده کتاب «خاطرات من و فرح پهلوی» داستان تبعید بختیار را با جزئیات بیشتری ذکر کرده است:
ماجرای بر کناری [بخوانید تبعید!] بختیار هم خیلی شنیدنی است و در واقع، منحصر به فرد است! اواخر سال 1340 [ماه بهمن] روزی که شاه تصمیم گرفت بختیار را کنار بگذارد، یک گردان از گارد شاهنشاهی محل اقامت او را در سعدآباد محاصره کردند و ساعت شش صبح او را از خانه مجللش بیرون کشیدند و تحت‌الحفظ به فرودگاه مهرآباد بردند، و در آنجا سوار هواپیمایی که از قبل آماده شده بود، کرده و به خارج فرستادند!
من در جریان حوادث سال 1356به واسطه آشنایی که از طریق یکی از اقوام با علی امینی داشتم، به منزل او رفتم و مصاحبه‌هایی با علی امینی انجام دادم که در همان ایام در جراید تهران به چاپ رسیدند.
از مجموع گفت‌وگوهایم با علی امینی، به این نتیجه رسیدم که امریکا‌یی‌ها در سال‌های 1335- 1339 چند بار به شاه فشار آورده بودند تا تیمور بختیار را به نخست‌وزیری منصوب کند؛ اما شاه زیربار نرفته بود.
علی امینی می‌گفت شخصا در تغییر تصمیم امریکایی‌ها دخالت مستقیم داشته و در ایام اقامت در امریکا با تلاش زیاد، موفق شده بود از میزان حمایت امریکاییان از بختیار بکاهد.
علی امینی از تیمور بختیار متنفر بود و همیشه از او به عنوان جنایتکاری نام می‌برد که دستش به خون هزاران ایرانی آلوده است.
علی امینی به‌طور ضمنی تایید کرد که در برکناری بختیار، نقش اساسی ایفا کرده و شرط قبولی پست نخست‌وزیری‌اش را، برکناری تیمور بختیار قرار داده بود.
به هر حال، تیمور بختیار را همراه با «قدرت» همسر سابق مدیر روزنامه آرام و دو بچه‌ای که از او پیدا کرده بود، به زور سوار هواپیما کرده و از ایران تبعید کردند.
علی امینی می‌گفت: شاه بی‌میل نبود که بختیار را بکشد؛ اما از عکس‌العمل امریکایی‌ها می‌ترسید؛ زیرا می‌دانست بختیار روابط بسیار صمیمانه‌ای با «سی- آی- ا» (سیا) دارد.
(م 7/ ص 534- 535)

منبع: تاریخ پهلوی - ج 13

 

 

falah_ghasem@yahoo.ca

زندگي شگفت انگيز الهام بخش

در زندگي به سمت مستقيم و راست پيش برو ... هميشه و در هر راهي.

من نيك ژوويسك هستم . گواه خداوند هستم براي لمس هزاران قلب در دنيا!بدون هيچ دست و پاي متولد شدم در حالي كه پزشكان هيچ تجربه پزشكي براي اين " نقص مادرزادي " نداشنتد، همانطور كه تصور مي كنيد با موانع و چالشهاي بسياري روبه رو بوده ام.
" هر زمان با ناملايمات متعدد روبه رو مي شويد ، با مسرت رفتار كنيد "
( آيه اي در انجيل)
در شمارش دردها و سختي هايم آيا جايي براي شادي و مسرت مي ماند ؟زماني كه پدر و مادرم مسيحي بودندو پدرم كشيش كليسايمان ، آنها اين آيه را خوب مي شناختند . اگر چه ، در يك روز صبح 4 دسامبر 1982 در ملبورن( استراليا) " پروردگارا تو را سپاس" تنها كلماتي بود كه مي توان از آنها شنيد .
اولين فرزند پسري آنها بدون دست و پا متولد شد ! هيچ هشداري كه آمادگي آنها را در برداشته باشد وجود نداشت .پزشكان از اينكه هيچ پاسخي براي آن نداشتند در حيرت بودند!! هنوز هيچ دليل پزشكي دال بر چرايي اين اتفاق وجود ندارد و نيك در حال حاضر برادر و خواهري دارد كه مانند هر نوزاد معمولي ديگري بدنيا آمدند.
تمام عالم مسيحيت از تولد من افسوس مي خوردند و والدينم كه بسيار گيج و مبهوت از من بودند .
هر كسي مي پرسيد " اگر خداوند ، خداي عشق است " ، پس چرا خدا مي بايستي اجازه دهد چنين اتفاق بدي نه براي هر كس ديگر ، بلكه براي مسيحيان ايثار گر افتد ؟ پدرم تصور مي كرد من براي ساليان طولاني زنده نخواهم ماند ، ولي آزمايشها نشان مي داد كه من يك نوزاد كاملاً سالم هستم تنها با نقص عضو دست و پا.
همانطور كه قابل فهم است ، والدين من نگراني عميق و ترس آشكاري داشته اند، از آن نوع زندگي كه من به دنبال خواهم داشت .خداوند به آنها استقامت ، دانش، و شجاعت عطا كرده بود ، در سالهاي اول زندگي وسالهاي بعد وقتي كه آنقدر بزرگ شدم كه بتوانم به مدرسه بروم . قانون استراليا به دليل معلوليت جسماني ، اجازه رفتن به مدرسه عمومي را نمي داد .خداوند معجزه اي كرد و قدرتي به مادرم تا در برابر آن قانون مبارزه كند و سرانجام آن را تغيير دهد . من يكي از اولين دانش آموز معلولي بودم كه در آن مدرسه به تحصيل پرداختم. رفتن به مدسه را دوست داشتم و تمام تلاشم اين بود كه كه مانند هر فرد عادي زندگي كنم ، ولي اين مربوط به سالهاي اوليه مدرسه بود تا زماني كه به دليل تفاوت فيزيكي با احساس طرد شدگي و غير – طبيعي بودن مواجه نشده بودم . عادت به آن شرايط بسيار برايم مشكل بود ، ولي با حمايت والدينم ، شروع به رشد نگرشها و ارزشهايم كردم كه براي روبه رو شدن با موقعيتهاي چالش بردار بسيار مفيد بود.
من بر اين مسئله واقف بودم كه تفاوت دارم وليكن از سوي ديگر من شبيه هر فرد ديگر بودم . بارها اتفاق افتاد كه من احساس حقارت داشتم به طوري كه نمي توانستم به مدرسه برم ، فقط به اين دليل كه نمي توانستم به توجه هاي منفي آنها روبه رو شوم .با كمك والدينم تلاش مي كردم آنها را ناديده تصور كنم و بتوانم براي خود دوستاني بيابم.
به محض اينكه دانش اموزان متوجه مي شدند من هم دقيقاً مثل انها هستم موهبت الهي شامل حالم مي شد و با آنها دوست مي شدم .
بارها شده كه من احساس افسردگي و عصبانيت داشتم ، چرا كه من نمي توانستم راهي را كه در آن قرار داشتم تغيير دهم، و يا هر كسي را به خاطر آن سرزنش مي كردم . من به مدرسه يكشنبه ( براي آموزش ) مي رفتم .
آموختم كه خدا ما را بسيار دوست دارد و مراقب ماست . فهميدم كه بچه ها را بسيار دوست دارد . ولي اين را نفهميدم كه خدا اگر مرا دوست دارد چرا مرا اينگونه آفريد ؟ آيا دليلش ان بود كه از من اشتباهي سر زده است؟
انديشيدم كه بايستي اين گونه باشم زيرا در مدرسه ، من تنها فرد غير طبيعي بودم . سرباري بودم براي همه افرادي كه در كنارشان بودم . سر انجام بايستي مي رفتم اين بهترين كاري بود كه بايد انجام مي دادم . مي خواستم به همه دردهايم و به زندگي ام در سن جواني پايان دهم . اما دوباره شكر گزار والدين و خانواده ام هستم كه هميشه براي آرامش من بوده اند و به من شجاعت داده اند.
خداوند شرح مصيبت هاي عيسي را در زندگي من نهاد تا ازآن تجربيات براي ارشاد ديگران استفاده كنم براي آنكه بر مشكلات فائق آيند و همواره شكرگزار خدا باشند .نيروي خداوند الهام بخش زندگي شان باشد و اجازه ندهند هيچ مسئله اي بر سر برآورده شدن آرزو ها و رؤياهايشان قرار گيرد .
و همه ما بر اين امر واقفيم كه خداوند بهترين ها را انجام ميدهد براي كساني كه او را دوست دارند " "
اين ايه با قلب من صحبت مي كند و مرا به اين نقطه مي رساند كه من مي دانم اتفاق هاي بد در برابر خوشبختي ، شانس يا توافق هيچ است . من به نهايت آرامش رسيدم، همينكه آگاه شدم از اينكه خداوند اجازه نخواهد داد ، هيچ چيزي اتفاق افتد در زندگي مان مگر اينكه او هدف خوبي در آن قرار داده باشد در سن 15 سالگي زندگيم را كاملاً وقف كليسا كردم بعد از اين كه در انجيل خواندم عيسي فرمود:
دليل آنكه فرد نابينايي به دنيا مي آيد آن است كه " خداوند از طريق آنها قدرتش را اشكار مي كند " من به راستي اعتقاد دارم خداوند به من سلامتي خواهدبخشيد ، چه بسا كه من بتوانم گواه عظيم او باشم از قدرت بهت انگيز او .
بعد ها بنابر درايتم متوجه شدم كه اگر ما براي خواسته اي به درگاه خداوند دعا كنيم، اگر او بخواهد اجابت خواهد شد . و اگر او نخواهد كه اجابت شود ، مطمئناً امر بهتري در آن بوده است .مي دانم شگرفي خدا در اين است كه مرا به كار گيرد فقط در اين هيأت و نه در شكل ديگر .
در حال حاضر 21 ساله هستم. كارشناس بازرگاني در رشته حسابداري و برنامه ريزي امور مالي .يك سخنور قابل هستم و اميد آن دارم كه به خارج بروم و داستانم را براي ديگران تعريف كنم . مباحثم را به سمت تشويق دانش آموزان و جوانان امروزي سوق دهم .همچنين در گروه هاي جمعي سخنراني مي كنم . من شرح حال مصيبت هاي عيسي هستم براي جوانان . و خودم را براي مشيت الهي و آنچه كه او مي خواهد و آنچه كه به او منجر مي شود قرار داده ام .
رؤيا ها و اهدافي كه در سر دارم را دنبال مي كنم . مي خواهم بهترين گواه عشق و اميد خداوند باشم.
ويك سخنور الهام بخش در خدمت مسيحيان و غير مسيحيان .
در صدد هستم كه در سن 25 سالگي به استقلال مالي برسم و با سرمايه گذاري هاي جدي به توليد ماشيني بپردازم كه بتوانم با آن رانندگي كنم . نوشتن چندين كتاب پر فروش از ديگر رؤيا هاي من است و اميدوارم در پايان امسال اولين نوشته ام را با عنوان " بدون دست ، بدون پا، بدون دلهره " به اتمام برسانم .

 
 

ahmadak_110@yahoo.com

سوغات عراق و افغانستان ...

اين سوغاتي هاي آقای بوش از عراق و افغانستان رو ببینید و خود قضاوت کنید

اين نتيجه دموكراسي كه جناب مستر پرزيدنت ازش دم ميزنه و وعده اون رو به جهان ميده

 

 

gwmorteza@yahoo.com

تحقیقات شگفت انگیز سال 2008
که دنیا را متحول خواهند کرد

مجله Popular Science فهرستی از شگفتیهای علمی سال 2008 منتشر کرده است که در صورت تحقق دنیا را دچار تحولاتی عظیم خواهند کرد.
مجله علمی Popular Science با ارائه فهرستی به بررسی خدماتی که دانشمندان و محققان در سال 2008 به جامعه بشری عرضه می کنند پرداخته است که در ادامه به شرح آنها پرداخته شده است :

بوزون هیگز
تمام دانشمندان و فیزیکدانان به دنبال این ماده هستند، حتی اگر بدانند که هیچ کس تاکنون موفق نشده است آن را به دست آورد. این ماده "بوزون هیگز " ( Higgs Boson) است که در یکی از شگفت انگیزترین تئوریهای فیزیک که یک "مدل استاندارد" است، یکبار برای همیشه توضیح می دهد که چرا اشیاء جرم دارند. امسال در "مرکز تحقیقات سرن اروپا " (CERN) که مقر آن در ژنو سوئیس است، دانشمندان بزرگترین آزمایشی که تاکنون در این خصوص انجام شده و احتراق شتاب دهنده LHC نام دارد را انجام خواهند داد .
در حقیقت در تابستان امسال دو پروتون با سرعت برابر با سرعت نور (در حدود 300 هزار کیلومتر بر ثانیه) به یکدیگر برخورد می کنند و ذرات ریزاتمی بی نهایتی را خواهند ساخت که یک "مینی بیگ بنگ" را می سازند .
فیزیکدانان "سرن" در شرایطی می خواهند این تحقیقات را انجام دهند که هیچکس نمی داند زمانی که LHC وارد عمل می شود، دقیقا چه اتفاقی خواهد افتاد .

چشم مدوزا
در تابستان گذشته تعداد زیادی ستاره دریایی (مدوزا) به سواحل دریایی مناطق مختلف دنیا از ژاپن تا اروپا حمله کردند. این رویداد بیشتر شبیه به سناریوی فیلمهای علمی تخیلی بود اما واقعیت داشت و خسارتهای زیادی به خصوص به بسیاری از مناطق جنوب شرق آسیا وارد کرد. این جمعیت انبوه ستاره های دریایی که برابر با میلیونها نمونه بودند، دانشمندان ژاپنی را بر آن داشت که مراکز تحقیقاتی جدیدی را در سال 2008 برای بررسی این گونه بی مهره راه اندازی کنند. در حقیقت گرم شدن جهانی زمین علت حمله این تعداد زیاد ستاره های دریایی بود .

آمیختگی اتمی
یکی از بزرگترین امیدهای بشر در 20 سال آینده دستیابی به یک منبع انرژی پاک و نامحدود است که تنها در دو واژه خلاصه می شود: آمیختگی اتمی .
پروژه ITER که با همکاری جامعه بین المللی از آمریکا تا روسیه انجام می شود از دهه 70 به تکامل خود ادامه می دهد و از سال 2006 فرانسه میزبانی فاز پایانی آن را به عهده گرفته است. در حقیقت فرانسه ساختمان اولین راکتورگرمایی را در نزدیکی "کاداراش" در استان Aix-en ساخته است. در تابستان سال جاری قرار است اطلاعات جدیدی در خصوص پیشرفت این پروژه از کره جنوبی برسد. در واقع کره جنوبی با استفاده از "ابر هدایتگر توکامک کره " انرژی را از آمیختگی یک پلاسما در دمای بیش از 10 میلیون درجه تولید خواهد کرد. درصورتی که این آزمایش با موفقیت انجام شود، راه پروژه ITER سریعتر بازخواهد شد چرا که فناوری استفاده شده در این راکتور آسیایی همان فناوری است که باید در این پروژه فرانسوی مورد استفاده قرار گیرد .

چشمهای ماهواره ها
در سال 2008 تمایل برای کاوشهای فضایی و استفاده انسانی از فضا اعلام خواهد شد و این درحالی است که قدرتهای جدید تحقیقات گسترده ای را درباره ستارگان آغاز می کنند. در حقیقت در این سال هند، Chandrayaan-1 را پرتاب خواهد کرد . Chandrayaan-1 یک وسیله خودکار برای کاوشهای ماه است و "اسا"، آژانس فضایی اروپا هم پاسخ هند را با پرتاب "پلانک" که ماهواره ای برای انجام تحقیقات تعیین سن هستی است، خواهد داد .
همچنین در این عرصه و پس از پرتاب SkyMed ، سیستم کنترل ماهواره ای روی مدیترانه، در ماه آوریل ماهواره GeoEye-1 در مدار قرار خواهد گرفت. این ماهواره که دارای یک سیستم بسیار پیشرفته است می تواند مسیر حرکت سکه ای را که از فضا به زمین پرتاب شده است ردیابی کند و تصویر آن را با برنامه ای مشابه برنامه GoogleMaps نشان دهد .

شبکه همچنان می تازد
برای معتادان اینترنت، سال 2008 سالی خوش به شمار می رود. در حقیقت این کاربران شیفته شبکه به زودی می توانند در خطوط پرواز و در مترو از رایانه و تلفن همراه خود استفاده کنند. به طوری که شرکت هواپیمایی "آلاسکا ایرلاینز" پس از "آمریکن ایرلاینز" و شرکت هواپیمایی "ویرجین" برای اولین بار از ماه ژانویه امکان استفاده از اینترنت و تلفن همراه را در هواپیماهای خود فراهم کرد .

همچنین کاربران اینترنت می توانند به زودی در تونلهای خطوط متروی ابر شهر نیویورک به اینترنت از طریق شبکه بی سیم متصل شوند .
در این میان بسامدهای جدید اتصالات بی سیم "وای- مکس" با باند 700 مگاهرتز که در روزهای آینده به مناقصه گذاشته می شوند، می توانند تعداد کانالهای تلویزونی را در این کشور از 52 به 69 کانال برسانند و همچنین یک ضربان بسیار بزرگ را به شبکه و توسعه فناوری اینترنت وارد کنند .

به سوی منابع اکولوژیکی و سبز
سال جاری بیش از سالهای گذشته سبز خواهد بود. به طوری که سوختهای زیستی و قوانین مرتبط با حفظ محیط زیست در این سال حضور روبه رشدی را پشت سر خواهند گذاشت. تعداد زباله های قابل بازگشت به چرخه طبیعت در آمریکا در 15 سال گذشته دوبرابر شده است این درحالی است که سوختهای زیستی و مقرون به صرفه در بسیاری از نقاط دنیا تولید خود را در سال جاری آغاز می کنند . همچنین نسل جدید کتابهای الکترونیکی (e-papers) راه جدیدی را به سوی کاهش مصرف کاغذ باز خواهند کرد و این کاهش منجر به کاهش قطع درختان جنگلی می شود .

عصر دفاع زیستی
در عصر مبارزه با حتی علم نیز به زمانهای جنگ سرد بازمی گردد به طوری که وزارت امنیت داخلی در واشنگتن 450 میلیون دلار را برای ساخت یک موسسه بسیار پیشرفته تحقیقاتی درمقابله با خطرات بیولوژیکی اختصاص داده است. در حقیقت امروزه در آمریکا امنیت زیستی حتی تبدیل به یک واژه رایج در شعارهای تبلیغاتی نامزدهای ورود به کاخ سفید شده است .

عدد ریسک پذیری
تیمی از ریاضیدانان دانشگاه آلبرتا در کانادا پس از 18 سال تحقیق و یاری گرفتن از یک ابررایانه پیشرفته موفق شدند معمای "بازی داما" را حل کنند و توانستند تعداد ممکن ترکیباتی را که با آنها مهره ها روی صفحه بازی حرکت می کنند محاسبه کنند و نشان دهند که 500 میلیارد میلیارد احتمال برای نوع حرکت مهره ها وجود دارد. هدف این دانشمندان در سال جاری محاسبه احتمال حرکتها در بازیهای دیگر است .

برق بی سیم
شاید استفاده از تلفن همراه بدون اینکه هرگز نیاز به شارژ دوباره آن باشد و یا روشن کردن یک رایانه شخصی بدون نیاز به جریان برق برای بسیاری از مردم یک رویا باشد، اما برای گروهی از دانشمندان موسسه تکنولوژی ماساچوست (ام آی تی) بوستن واقعیت است. در حقیقت این دانشمندان در سال گذشته استفاده از جریان الکتریسیته ای را آزمایش کردند که به روشی بی سیم منتقل می شود. این چالش اکنون از مرحله آزمایشگاهی به مرحله تجاری رسیده است و به نظر می رسد در سال جاری ابزارهایی وارد بازار شوند که از این سیستم برق بی سیم برخوردارند .

 

 

 

بخوانید

 

Mobin_s2004@yahoo.com



شانگهاي، چين

 



 

 


Mobin_s2004@yahoo.com

تصاویر زیبایی از زمستان و برف
ویژه نامه ورود آيت الله خمینی به ایران
 تصاویر جالبی از موش ها
کسی راز اینو میدونه؟!
سايت اختصاصی طراح لوگوی گوگل
نظرسنجي اينترنتي از مردم درباره انتخابات آینده مجلس
تبلیغات جالب
مد شده!
مستندي در مورد نگهداري سگ در منزل

 

 

Mobin_s2004@yahoo.com

قرارداد يك ميليوني و حقوق ماهيانه 30 هزار يورويي براي كلمنته

سخنگوي فدراسيون فوتبال گفت: بنا بر توافق اوليه، قرارداد خاوير كلمنته يك ميليون همراه 30 هزار يورو به صورت ماهيانه است كه حقوق و مبلغ قرارداد دو دستيار وي، جداگانه خواهد بود.
به گزارش خبرگزاري فارس، مهدي تاج در جريان ديدار دوستانه تيم ملي ايران و كاستاريكا در ورزشگاه آزادي حضور داشت.
وي درباره شرايط سرمربي جديد تيم ملي اظهار داشت: خاوير كلمنته با عقد قراردادي 3 ‌ساله، به طور رسمي سرمربي تيم ملي ايران است. وي در ديدار برابر تيم ملي سوريه، اولين مسابقه ايران در مرحله مقدماتي جام جهاني 2010، اين تيم را به عنوان سرمربي ياري خواهد كرد.
وي افزود: براي جلوگيري از برروز شايعات، به زودي اصل مبلغ قرارداد كلمنته را منتشر خواهيم كرد؛ اما بنا بر توافقات اوليه، قرارداد وي يك ميليون يورو همراه 30 هزار يورو ماهيانه است. علاوه بر اين، با توجه به حضور دو دستيار، حقوق و مبلغ قرارداد آنها جداگانه اعلام خواهد شد.
نايب رئيس اول فدراسيون عنوان كرد: مسابقه دوستانه تيم ملي ايران با بازيكنان خارجي به طور كلي منتفي است؛ اما براي حضور قدرتمندانه برابر سوريه در 17 بهمن ماه، همه شرايط از جمله چمن ورزشگاه آزادي به شرايط ايده‌آل خواهد رسيد.

تيم ملي ايران در مقابل كاستاريكا متوقف شد

تيم ملي فوتبال ايران در ديداري دوستانه در ورزشگاه آزادي مقابل كاستاريكا با تساوي بدون گل متوقف شد.
به گزارش فارس، اين ديدار تداركاتي در ورزشگاه خالي از تماشاگر آزادي برگزار شد.
فهد المرزوقي داور مسابقه به ويكتور نونس از كاستاريكا اخطار داد.
تيم ايران بدون سرمربي در اين ديدار به ميدان رفت و منصور ابراهيم زاده به عنوان يكي از مربيان هدايت اين تيم را بر عهده داشت.
به دليل يخ زدگي لوله هاي آب و غيرقابل استفاده بودن سرويس‌هاي بهداشتي ورزشگاه، اين بازي بدون حضور تماشاگران برگزار شد.
خاوير كلمنته سرمربي اسپانيايي تيم ملي ايران قرار است روز شنبه به ايران بيايد.
تيم ايران روز 17 بهمن ماه نخستين ديدار خود را در مسابقات مقدماتي جام جهاني 2010 برابر سوريه در ورزشگاه آزادي انجام خواهد داد.
تيم ايران در سه ديدار تداركاتي اخير خود موفق به گلزني نشده است.
اين تيم دو بر صفر به هانزاروستوك باخت و مقابل تيم ملي قطر نيز به تساوي بدون گل رسيد.
تركيب تيم ملي فوتبال ايران: عباس محمدي، هادي عقيلي، جلال حسيني، حسين كعبي، عليرضا نيكبخت واحدي (از دقيقه 89 مرتضي اسدي)، مازيار زارع، ايمان مبعلي(از دقيقه 84مجتبي جباري) علي كريمي، مهرزاده معدنچي (از دقيقه 45 ميلاد مي‌داودي) جواد كاظميان (از دقيقه 57 مسعود شجاعي) علي سامره (از دقيقه 58 محسن خليلي)

 



 

Mobin_s2004@yahoo.com

بخش اول

مطالب ارسالی نویسندگان ثابت

 «وبلاگ یادداشت های یک خبر نگار »

 

نمکدون
alimerikhi@yahoo.com

 

 

حديث روزانه
arash_new2001@yahoo.com

حضرت امام حسين (عليه السلام) فرمودند:

 يَا ابْنَ آدَم! اُذْكُرْ مَصْرَعَكَ وَ مَضْجَعَكَ بَيْنَ يَدَي اللهِ، تَشْهَدُ جَوارِحُكَ عَلَيْكَ يَوْمَ تَزِلُّ فيهِ الْأقْدام.

اى فرزند آدم، بياد آور لحظات مرگ و خواب گاه خود را در قبر، همچنين بياد آور كه در پيشگاه خداوند قرار خواهى گرفت و اعضاء و جوارحت بر عليه تو شهادت خواهند داد، در آن روزى كه قدم ها لرزان و لغزان مى باشد.

نهج الشّهادة: ص 38.

 

 

يک لبخند
toraj_fal@yahoo.com

زنی نزد قاضی رفت و گفت : ای قاضی عادل ، شوی من حق مرا تباه می سازد و مرا از حلال خدائی محروم و امساک میکند ، در حالی که من زنی جوان هستم و او باید در موقع ازدواج این فکر را میکرد .
شوهر رو به قاضی کرده و گفت : یا قاضی این زن زیاده خواه است ، در حالی که من حق او را بجا آورده و آنچه در توان داشته ام ، کوتاهی نکرده ام مگر نه اینست که باید به فکر سالهای پیری نیز بود .
قاضی از زن پرسید : ای زن تو دردت چیست ؟ آنگونه که من از فحوای کلام شویت فهمیده ام ، شبی نیست که او به تو سری نزند و احوال پرست نباشد ؟
زن گفت : ای قاضی عادل شبها دراز است و صبح نمی شود و من نیز زنی جوان باشم ، باشد که او نزدیک صبح نیز احوالی از من پرسد .
شوهر در جواب گفت : نه قاضی من نمی توانم چنین توانائی به خرج دهم و سالی بعد از تاب و توان افتم .
قاضی گفت : مرا حالی عجب افتاده است هیچ دعوی نباشد که بر من عرضه کنند و چیزی از من نستانند ، باشد آن پرسش احوال دم صبح را من به گردن میگیرم تا جدائی و مفارقت در بین شما حادث نشود ، چه کنم دیگر که من مردی رحم دلم و در فکر کار نیک کردن دائما باشم !!!!


مردی دیگری را دید که بر خر کند روی نشسته ، گفتش : به کجا چنین خرامان ؟
گفت : به نماز جمعه شوم . مرد گفت : وای بر تو که امروز سه شنبه است .
دیگرمرد گفت : اگر این خر، مرا روز شنبه هم به مسجد رساند نیکبخت باشم !

 

 

ترجمه اخبار ترکيه
uzakyol@gmail.com

زن آمریکایی فرزند یکماهه اش را در اجاق
میکروفر سوزاند!

زن مست آمریکایی فرزند 4 هفته ای اش را در مایکروفر انداخت، سوزاند و ادعا می کند که چیزی را بخاطر نمی آورد!
نوزاد بر اثر شدت سوختگی ها درگذشت. این مادر 27 ساله که در سال 2005 فرزندش را با داغ کردن در مایکروفر کشته بود در دادگاه ادعا کرد چیزی نمی داند. وکیل این زن اهل دایتون آمریکا ادعا می کند زن بی گناه است.
طبق گزارش پلیس، زن در ساعات آخر شب در حالی که مست بود بخانه برگشت. در ساعت 2 و سی دقیقه بامداد نوزدا شروع به گریه کرد و مادر، در مایکروفر شیر گرم کرد. زیر بچه را عوض کرد و دوباره خوابید.
همسایه این زن گفته است "این مادر 27 ساله اعتراف کرده است اگر مست نبود بچه اش را در مایکروویو نمی انداخت!"

ملیت ترکیه

 

 

پرسش از اسلام
zahra4066@yahoo.com

شبهه:

نذر كردن براي قبور، مانند عمل مشركين در مقابل بت بوده و شرك است!


 

پاسخ:
در منطق قرآن بزرگترين گناه و زشت‌ترين عمل شرك است. «أن الشرك لظلمٌ عظيم»؛[1] آيا مي‌توان هر عملي را كه مورد پسند ما نباشد شرك به حساب آورد؟ آيا اگر كسي براي قبور نذري نمايد عمل مشركانه انجام داده است. براي پاسخ دقيق و منطقي ابتدا بايد نذر را تعريف كرد وانگهي نسبت فوق را مورد ارزيابي قرار داد.
الجزيري در تعريف نذر مي‌گويد: «نذر آن است كه مكلف چيزي را كه شارع بر او واجب نكرده است برخود واجب گرداند».[2]
امام خميني(ره) در تعريف نذر فرموده است:«نذر عبارت از التزام به عملي است كه براي تقرب به خداوند و به صورت مخصوص انجام مي‌شود.»[3]
پس نذر عملي است كه بايد مقصد اصلي و نهائي آن خداوند باشد اگر كسي نذر كند و براي خداوند قصد نكند نذر او باطل است.[4]
آيا نذر براي قبور و مجاورين و زائرين قبور، نذر مشروع است يا باطل؟ براي يافتن پاسخ صحيح بايد ميان غايت و مقصد اصلي نذور و جهت منفعت و انتفاع آن تمايز قائل شويم. در اين كه نذر بايد براي خداوند و كسب رضايت و قربت او باشد، ‌ترديدي نيست. آيا مي‌توان به جهت انتفاع نذر اشاره كرد كه مثلاً ثواب ختم قرآن هديه براي صاحبان قبور باشد و پرواضح است كه اصلاً اخلالي در نذر وارد نمي‌كند. زيرا با منطق قرآن و سنت نبوي سازگاري دارد: قرآن مي‌فرمايد: «إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ وَ الْعامِلِينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَه قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقابِ وَ الْغارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ»؛[5] روشن است كه صدقه يك عمل عبادي است بدون نيت اخلاص به خداوند باطل است. اما خداوند مي‌فرمايد كه صدقات مخصوص فقرا و مساكين است يعني منفعت و مورد مصرف آن نيازمندان و درماندگان‌اند. در جاي ديگر قرآن مي‌گويد: «فقولي أني نذرت للرحمن صوما فلن اكلّم اليوم أنسيّا»؛[6] صدقه مانند نذر بايد به نيت اخلاص و تقرب به خداوند انجام شود. اما اگر مورد مصرف و جهت انتفاع آن براي غير خداوند باشد خللي بر آن وارد نمي‌كند.
مطابق حديثي از سعد بن عباده نقل شده است كه روزي او از رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ پرسش مي‌كند كه مادرش مرده است كدام صدقه فضيلت بيشتري دارد تا براي مادرش انجام بدهد؟ قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ: الماء قال: ‌فحفرَ بئراً و قال هذا لأم سعد.»[7] پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: آب، پس سعد بن عباده چاهي را حفر كرد و گفت اين براي مادر سعد است. روشن است كه در صدقه غايت و مقصد اصلي خداوند است، ‌اما ثواب ناشي از صدقه را براي مادرش اختصاص داده است. و اگر اين كار، شرك باشد، چطور، مطابق سفارش پيامبر اسلام است و صحابي گران قدري مانند سعد بن عباده، آن را انجام داده است؟
صدقه و نذر هر دو عمل عبادي است؛ يعني قصد قربت و تقرب به خداوند، از شرايط اصلي آنها است. بنابراين اگر در قرآن، صدقه را براي فقرا و ... اختصاص داده است، براي تعييني جهت انتفاع صدقه است. و الا غايت و مقصد صدقه فقط خداوند متعال است. اگر در حديث منقول از سعد بن عباده، حفر چاه به عنوان صدقه براي مادرش اختصاص داده شده است، صرفاً جهت اهداي ثواب صدقه براي مادرش است. در نذر نيز همين وضعيت موجود است. يعني ميان «لامي» كه براي «غايت» است با لامي كه براي «انتفاع» است، بايد فرق گذاشت. نذر، براي قبور، در واقع بيانگر جهت انتفاع است. ولي غايت و مقصد اصلي خداوند متعال است. وقتي قصد يك مسلمان از نذر در كنار قبور، اين باشد كه ثوابي براي آنها عائد و واصل شود، نه تنها عمل مشركانه نيست، بلكه عمل موحّدانه است. به همين جهت «العزامي» در رد شبهه ابن تيميه، گفته است: اگر كسي از واقعيت كار نذركنندگان در كنار قبور‌، جويا شوند، مي‌يابند كه آنان از ذبح و نذرشان در كنار قبور انبياء و اولياء، جز پرداخت صدقه از طرف اموات و اهداي ثواب براي آنان، مقصد و هدفي ديگر ندارند. و روشن است كه اهل سنت، اجماع و اتفاق نظر دارند كه صدقه دادن زندگان، براي مردگان قائده و نفعي دارد.»[8]
بر اساس رواياتي از طريق اهل سنت، هر نذري كه براي اصنام و اوثان نباشد،‌ نذر مشروع و لازم الوفا است:,
الف: زني به حضور پيامبر اسلام رسيد و پرسيد كه من نذر كردم كه در مكان كذائي گوسفندي را ذبح كنم. (آن مكان جايگاهي بود كه در دوران جاهليت براي قرباني اختصاص داده شده بود). پيامبر اسلام فرمود: آيا آن جا مكان قرباني براي «صنم» بود؟!
زن گفت: نه، پيامبر فرمود: آيا براي «وثن» بود؟! زن گفت: نه. پيامبر اسلام فرمود: پس به نذرت وفا كن![9]
ب: «ميمونه دخترم كردم» مي‌گويد: پدرم از پيامبر اسلام پرسيد: من نذر كردم اگر خداوند به من فرزند پسر عطا كند، پنجاه تا گوسفند بر سر قلّه «بوّانه» ذبح كنم. (نذر من چطور است؟) پيامبر اسلام فرمود: آيا در «بوانه» آثاري از بتان موجود است؟ پدرم گفت: نه. پيامبر فرمود: به آنچه كه بر خداوند نذر كرده‌اي وفا كن!...».[10]
روشن است كه مطابق اين دو حديث جايگاه نذر دخالت در صحت و سقم نذر ندارد، هر مكاني كه خالي از «صنم» و «وثن» باشد نذر در آن صحيح است. پس نذر در كنار قبور در صورتي كه واجد ساير شرايط باشد اشكالي ندارد. حتي مطابق روايت عمرو بن شعيب اگر جايگاهي باشد كه در جاهليت محل اقدام و كار جاهليت براي نذر و قرباني بوده است، ‌نيز اشكال ندارد كه انسان براي خداوند نذري را انجام بدهد، بنابراين نذر در كنار قبور مؤمنين هيچ محذوري ندارد. و بر اساس هنجارهاي حاكم در ميان مسلمين، عمل آنان بايد حمل بر صحت شود. زيرا تمايز جوهره اصلي عمل مشركانه و مؤمنانه، در قصد و نيت نهفته است. چه اينكه «انما الأعمال بالنيات».[11]
لذا، خالدي دانشمند مشهور اهل سنت، مي‌گويد: نذر در كنار قبور تابع نيت و قصد ناذرين است. اگر قصدشان از نذر ،‌تقرب به خداوند باشد، و ثواب آن نذر براي اموات اهدا كنند و منافع آن را براي مجاورين و زائرين قبور، اختصاص دهند؛ عمل‌شان مشروع و مطلوب است.
اما اگر قصدشان از نذر، تقرب به خداوند نباشد، بلكه اموات را مستقلا مقصد و غايت نذر قرار داده‌اند، چنين نذري نادرست است. و هيچ كس چنين نذري را جائز نمي‌داند».[12]
بسيار روشن است كه نمي‌توان به دليل مشاكلت و مشابهت ظاهري اعمال مسلمين، با اعمال و افعال دوران جاهليت، حكم به بطلان و يا اينكه افراط گونه حكم به شرك داد. اگر نذر در كنار قبور، مشابه نذر مشركان در پيش بتان است، طواف دور خانه خداوند و نيز استلام حجر الاسود، هم مشابه، كار بت پرستان در مقابل اصنام و اوثان است. روي اين حساب، به بهانه مشاكلت ظاهري اعمال، بزرگترين عمل عبادي اسلام، يعني حج را، عمل مشركانه بايد تلقي كنيم.[13]
پس روشن مي‌شود كه با تشابه ظاهري نمي‌توان، دو چيز را به حكم واحد محكوم كنيم. نيت و قصد در واقع جوهر اصلي تفاوت عمل مخلصانه و موحدانه از عمل مشركانه و ملحدانه به شمار مي‌آيد.
بنابراين نذر براي قبور اگر مقصد و غايت‌اش تقرب به خداوند باشد، سازگار با كتاب و سنت است و عمل مشروع و صحيح است. زيرا در اين نذر، مقصد و غايت اصلي خداوند است. اما ثواب آن را براي اهل قبور نثار مي‌كند و نيز منافع از آن را براي مجاورين و زائرين قبور منظور مي‌كند.
براي مطالعه بيشتر مراجعه شود به: الف. بحوث في الملل و النحل، ايت الله جعفر سبحاني، ج 4، ص 291 تا 298، نشر مركز مديريت حوزه علميه قم، چ اول، سال 1411 ق.
ب. از همان نويسنده، آيين وهابيت، نشر انتشارات اسلامي، چ دوم، سال نشر 1380.
ج. الشيخ سليمان بن عبدالوهاب، الصواعق الالهيه في الرد علي الوهابيه، ص 76 ـ 82، چ اول، سال 1418 ، مكتبه حرا، تحقيق بسام عميقه.

------------------------------
[1] . لقمان، 13.
[2] . الجزيري،‌ عبدالرحمن، الفقه علي مذاهب اربعه، چ هفتم، نشر دار احياء التراث العربي، سال نشر 1406، ج 2، ص 139.
[3] . امام خميني، تحرير الوسيله، ج 2، ص 116، مؤسسه مطبوعاتي اسماعيليان.
[4] . الجزيري، الفقه علي مذاهب اربعه، چ هفتم، نشر دار احياء التراث العربي، سال نشر 1406، ج 2، ص 139؛ و نيز مراجعه شود به تحرير الوسيله، ج 2، ص 116.
[5] . توبه، 68.
[6] . مريم، 28.
[7] . السجستاني، ابو داود سليمان ابن الاشعث، (202 ـ 275)، سنن ابي داود و ج 2، ص 130، شماره حديث 1681، نشر دار احياء التراث العربي.
[8] . العزامي القضاعي، شيخ سلامه الشافعي، فرقان القرآن، ص 133، نشر دار احياء التراث العربي.
[9] . ابوداود سليمان بن الاشعث السجستاني، متوفي 275 ق، سنن ابن ماجه، ج 2، نشر دار الفكر، چ اول، بيروت، سال نشر 1410، كتاب النذر، ص 103، شماره حديث 3312.
[10] . همان، ش 3313 و 3314.
[11] . البخاري،‌ج 1، ص 5، نشر دار المعرفه، بيروت.
[12] . الخالدي، سيد الشيخ داود افندي النقشبندي، صلح للاخوان، چاپ بمبئي، سال نشر 1306 ق، ص 105.
[13] . السبحاني الشيخ الجعفر، الوهابيه في الميزان، نشر موسسه نشر اسلامي، بي‌تا، ص 191.

 

 

فردوسي طوسي
baran432002@yahoo.no

قدرت با آز گره خورده است و زمانی که آز از راه می رسد درنگ نمیکند . به همان میزان که فرهنگ وآشتی و مهر و مدارا با درنگ همراه است؛ آز و جنگ و دشمنی درنگ را جایز نمی شمارد
نسازد درنگ اندر این کار هیچ
که خوار آید آسایش اندر بسیچ
پس برادران ، برای ربودن سهم بیشتری از قدرت دست به کار شدند و برای رسیدن به آن پرده در پرده خیانت و توطئه شدند
رسیدند پس یک بدیگر فراز
سخن راندند آشکارا و راز
ایرج نماد آن نیمۀ کشته شدۀ ما است. ایرج آن پارۀ عاشق ما است.
ایرج چهرۀ عرفانی ماست. او نماد مهر و مدارا ،آشتی و آرامش است.
اما بازی قانون خودش را دارد. بازی قدرت است. و در این میانه ما با این نماد، با ایرج، بیگانه! ما این نقش را نمی شناسیم. ما تنها گاهی، ماسک یا صورتک آن را بر چهره می زنیم. ما با خودمان نیز در مهر و مدارا نیستسم. ما خودزنی و خودآزاری را می ستاییم.
ایرج مهر می جوید و سور. برادران اما جنگ می جویند و شور
بگویم که ای نامداران من
چنان چون گرامی تن و جان من
مگیرید خشم و مدارید کین
نه زیباست کین از خداوند دین
و پدر در پاسخ این مهرجویی ایرج به او می گوید:
بدو گفت شاه: ای خردمند پور
برادر همی رزم جوید تو سور؟

ادامه دارد ...

 

 

مصحف
hamed.1360@yahoo.com

هر روز چند آيه قرآن بخوانيم

« براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و براي مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روي آيه کليک کنيد »

سوره: سورة الكهف آيات: 110 محل نزول: مکه
 
 
فَلَمَّا جَاوَزَا قَالَ لِفَتَاهُ آتِنَا غَدَاءنَا لَقَدْ لَقِينَا مِن سَفَرِنَا هَذَا نَصَبًا 62 قَالَ أَرَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنَا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَمَا أَنسَانِيهُ إِلَّا الشَّيْطَانُ أَنْ أَذْكُرَهُ وَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَبًا 63 قَالَ ذَلِكَ مَا كُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلَى آثَارِهِمَا قَصَصًا 64 فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا 65 قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا 66 قَالَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا 67 وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا 68 قَالَ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ صَابِرًا وَلَا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا 69 قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلَا تَسْأَلْنِي عَن شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْرًا 70 فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا رَكِبَا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَهَا قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا إِمْرًا 71 قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا 72 قَالَ لَا تُؤَاخِذْنِي بِمَا نَسِيتُ وَلَا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْرًا 73 فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا لَقِيَا غُلَامًا فَقَتَلَهُ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَّقَدْ جِئْتَ شَيْئًا نُّكْرًا 74

 

ترجمه فارسي مکارم

هنگامى كه از آن جا گذشتند، (موسى) به يار همسفرش گفت: «غذاى ما را بياور، كه سخت از اين سفر خسته شده‏ايم!» «62» گفت: «به خاطر دارى هنگامى كه ما (براى استراحت) به كنار آن صخره پناه برديم، من (در آن جا) فراموش كردم جريان ماهى را بازگو كنم -و فقط شيطان بود كه آن را از خاطر من برد- و ماهى بطرز شگفت‏آورى راه خود را در دريا پيش گرفت!» «63» (موسى) گفت: «آن همان بود كه ما مى‏خواستيم!» سپس از همان راه بازگشتند، در حالى كه پى‏جويى مى‏كردند «64» (در آن جا) بنده‏اى از بندگان ما را يافتند كه رحمت (و موهبت عظيمى) از سوى خود به او داده، و علم فراوانى از نزد خود به او آموخته بوديم «65» موسى به او گفت: «آيا از تو پيروى كنم تا از آنچه به تو تعليم داده شده و مايه رشد و صلاح است، به من بياموزى؟» «66» گفت: «تو هرگز نمى‏توانى با من شكيبايى كنى! «67» و چگونه مى‏توانى در برابر چيزى كه از رموزش آگاه نيستى شكيبا باشى؟! «68» (موسى) گفت: «به خواست خدا مرا شكيبا خواهى يافت; و در هيچ كارى مخالفت فرمان تو نخواهم كرد!» «69» (خضر) گفت: «پس اگر مى‏خواهى بدنبال من بيايى، از هيچ چيز مپرس تا خودم (به موقع) آن را براى تو بازگو كنم» «70» آن دو به راه افتادند; تا آن كه سوار كشتى شدند، (خضر) كشتى را سوراخ كرد (موسى) گفت: ; آن را سوراخ كردى كه اهلش را غرق كنى؟! راستى كه چه كار بدى انجام دادى!» «71» گفت: «آيا نگفتم تو هرگز نمى‏توانى با من شكيبايى كنى؟!» «72» (موسى) گفت: «مرا بخاطر اين فراموشكاريم مؤاخذه مكن و از اين كارم بر من سخت مگير! «73» باز به راه خود ادامه دادند، تا اينكه نوجوانى را ديدند; و او آن نوجوان را كشت (موسى) گفت: انسان پاكى را، بى آنكه قتلى كرده باشد، كشتى؟! براستى كار زشتى انجام دادى! «74»

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید


توضيح:
هر روز مي خواهيم يک صفحه از قرآن را با هم بخوانيم (به همراه معني آن) هر روز چند دقيقه وقت مي ذاريم، بعد از يه مدت مي بينيم کل قرآن را ختم کرده ايم، به همين راحتي.
فرمايش امام صادق (عليه السلام) هم که يادمون هست: «قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.»
بيائيم فعلا حداقل با يک صفحه در روز شروع کنيم!
ياعلي مدد ... التماس دعا

 

 

بخش دوم

ديگر مطالب ارسالی

اعضا محترم گروه مي توانند مطالبشان را به آدرس
 Mobin_s2004@yahoo.com
بفرستند تا با نام خودشان در اين ستون نوشته شود.

 

fany1950@yahoo.fr

زنان در افغانستان
http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=8611020677


كوهپيمايي در آبيدر سنندج
http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=8611070201


يخ زدگي درياچه زريوار در كردستان
http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=8611010624

 

 

ahmadak_110@yahoo.com

شیر مرغ....

به دنبال گران شدن تخم مرغ

گاو

گاوها ترجيح مي‌دن به جاي شير و گوشت، تخم‌مرغ توليد كنن

به اون چشای معصومش نگاه کنین که چه ملتمسانه نگاه میکنه

 

 

shahyad_m_18@yahoo.com

يك داستان كوتاه

مدت زيادي از تولد برادر ساكي كوچولو نگذشته بود . ساكي مدام اصرار مي كرد به پدر و مادرش كه با نوزاد جديد تنهايش بگذارند
پدر و مادر مي ترسيدند ساكي هم مثل بيشتر بچه هاي چهار پنج ساله به برادرش حسودي كند و بخواهد به او آسيبي برساند . اين بود كه جوابشان هميشه نه بود . اما در رفتار ساكي هيچ نشاني از حسادت ديده نمي شد ، با نوزاد مهربان بود و اصرارش هم براي تنها ماندن با او روز به روز بيشتر مي شد ،‌ بالاخره پدر و مادرش تصميم گرفتند موافقت كنند .
ساكي با خوشحالي به اتاق نوزاد رفت و در را پشت سرش بست . امالاي در باز مانده بود و پدر و مادر كنجكاوش مي توانستند مخفيانه نگاه كنند و بشنوند . آنها ساكي كوچولو را ديدند كه آهسته به طرف برادر كوچكترش رفت. صورتش را روي صورت او گذاشت و به آرامي گفت : ني ني كوچولو ، به من بگو خدا چه جوريه ؟ من داره يادم ميره !

 

 

gwmorteza@yahoo.com

ترتيب شب و روز

پروردگار هستی در سوره مبارک الرحمن آیه 17 در قرآن مجید و در سوره زخرف آیه 38 اشاره به وجود دو مشرق و دو مغرب می کند:

رب المشرقين ورب المغربين
پروردگار دو مشرق و دو مغرب.

حتى إذا جاءنا قال يليت بيني وبينك بعد المشرقين فبئس القرين
هنگامي که او نزد ما بيايد، خواهد گفت: "آه، کاش ميان من و تو به اندازه دو مشرق فاصله بود. چه همزاد بيچاره کننده اي"!

اشاره به و جود دو مشرق و دو مغرب در آیه های فوق نشانه آن است که، بر خلاف مفروضات آمیخه با خرافات زمان پیامبر اسلام، زمین مسطح نیست بلکه کروی شکل است. اگر این آیه را بهمراه آیه 30 سوره مبارک النازرات مطالعه کنیم کروی (تخم مرغی شکل) بودن زمین و ترتیب شب و روز(دو مشرق و دو مغرب) در نیمکرههای آن کاملا مشخص می گردد:

والأرض بعد ذلك دحيها
او زمين را تخم مرغي شكل ساخت.

 

 

salarilaleh@yahoo.com

ماجراي جالب وصال پدر و دختري
پس از 40 سال دوري

دختر ويتنامي پس از سالها دوري از پدرش، وي را در حالي يافت كه مدتها از حضورش به عنوان خدمتكار در منزل او مي‌گذشت
به گزارش گروه «حوادث» ايسنا «تران‌تي‌خام» دختر 40 ساله براي پيدا كردن پدرش كه هرگز او را نديده بود، به تايوان سفر كرد و در اين كشور به عنوان خدمتكار همسر سالخورده مردي، در منزل وي مشغول به كار شد، اما پس از مدتي آن جا را ترك گفت.
تران، درحالي منزل اين زوج ميانسال را ترك كرد كه حلقه طلا و عكسي از جواني‌هاي پدرش را كه تنها يادگارهاي همسر اولش (مادر تران) از او بودند، ‌در منزل زوج سالخورده جا گذاشت. پس از آن، پدر تران به طور اتفاقي به اين يادگارها دست يافت و با ديدن عكس خود، فهميد دختري داشته كه هرگز او را نديده است.
او اين يادگاري‌ها را در سال 1967 در هنگ‌كنگ به نخستين همسر خود، مادر تران داد. اين زن جوان درحاليكه تران را باردار بود، مجبور شد براي مراقبت از مادرش به وطنش بازگردد و به ناچار از همسرش جدا شد. تران نيز مدتي بعد به دنيا آمد؛ اما دو سال مادرش درگذشت و تران پس از آن نزد خاله‌اش بزرگ شد.
پدر تران پس از يافتن دخترش در مصاحبه‌اي با شبكه تلويزيوني «تي وي بي اس» تايوان، درحالي كه اشك مي‌ريخت، گفت: زندگي درست مثل رمان‌، فراز و نشيب‌هايي دارد. من هرگز نمي‌توانستم تصور كنم صاحب فرزند دختري هستم.
به گفته گزارشگر اين شبكه تلويزيوني،‌ ديدن اين پدر و دختر در حالي كه يكديگر را پيدا كرده بودند، بسيار تماشايي بود

 

.

alirezamajidi@gmail.com

گوگل افیون توده‌هاست!

حرف‌های یکی از استادان مشهور دانشگاه برایتون به نام خانم تارا باربازون، اخیرا بازتاب زیادی در رسانه‌های مختلف، از روزنامه‌ها (+ و +) گرفته تا وبلاگ‌های آی‌تی پیدا کرده است.
این استاد 39 ساله متولد استرالیا که متخصص مطالعات رسانه‌ای است و تحصیلاتی زمینه‌ای در ادبیات و تاریخ هم دارد، از اتکای بیش از اندازه دانشجویانش به گوگل و ویکی‌پدیا به خشم آمده است، طوری که دانشجویانش را از به کارگیری آنها منع کرده است. او به دانشجویانش فهرستی از منابع مطالعاتی می‌دهد و از آنها انتظار دارد که کار نهایی خود را با استناد به آنها انجام دهند.
او عقیده دارد که «خیلی از دانش‌آموزان از مغزشان به اندازه کافی استفاده نمی‌کنند. ما باید تحلیل و پژوهش را به جایگاه باارزشش برگردانیم. بسیاری از دانشجویان وقتی از آنها خواسته می‌شود تحقیقی انجام دهند بلافاصله سراغ اینترنت می‌روند و اولین چیزهایی را که در جستجوها پیدا می‌کنند، تکار می کنند.»
او می‌گوید که هزاران دانشجوی دانشگاه های برایتون و ساسکس با تکیه بر نتایج جستجوهای اینترنتی، تنها کارهای پیش و پا افتاده و یا در حد متوسطی ارائه می‌کنند. «دانشجوها برای یادگیری چگونگی جستجو در گوگل به دانشگاه نیامده‌اند، همه آنها این کار را قبل از ورود به دانشگاه می‌دانستند.
دانشجویان باید پرسش‌گری، بحث، چالش و مباحثه را فرابگیرند نه اینکه فکت‌های ویکی‌پدیا و یا محصول سیستم رتبه‌بندی گوگل را به عنوان حقیقت مسلم بپذیرند.»
این استاد 39 ساله متولد استرالیا، به عنوان یک «معاند دیجیتال» شناخته‌شده است، او 8 کتاب منتشر کرده است که مشهورترین آنها «شوکران دیجیتال: آموزش دیجیتال و مسموم کردن آموزش» نام دارد.
روز پنجشنبه این خانم استاد قصد دارد مقاله گشایشی یک نشست در مورد رسانه‌ها را به همین مطلب اختصاص دهد. او به پدیده استفاده بی حدو حصر دانشگاهیان از گوگل، ‌لقب «دانشگاه گوگل» داده است.
اما آیا شما فکر می‌کنید منع استفاده از گوگل و ویکی‌پیدا در دانشگاه‌ها مشکلی را حل کند؟!
- باید در نظر داشت که جامعه دانشگاهی ایران با جامعه دانشگاهی غرب تفاوت بسیار دارد، بسیاری از دانشجویان ما جستجوگرهای اینترنتی و یا حتی کپی‌کارهای خوبی هم نیستند، اگر قبول ندارید سری به کافی‌نت‌ها بزنید و ببینید روزانه چند مشتری دانشجو برای پیدا کردن مقاله دارند! به عبارت دیگر غرب با مشکل دیجیتالی شدن تحقیقات و کارهای دانشجویی روبرو و ما در نقطه مقابل، باید نسل دانشجو را به استفاده از اینترنت ترغیب کنیم. صحبت در این مورد بسیار است.
- بی‌شک اتکای بیش از حد به اینترنت، بعد از مدتی ذهن کاربر را کم‌عمق می‌کند، اینترنت خیلی زود و به صورت نامحسوس، ذهن انسان را
audiovisual می‌کند. هر کاربری قادر نیست سایت‌های بی‌اعتبار را از سایت‌ها دارای اعتبار تمیز دهد، به خصوص وقتی که در حال جستجوی مطلبی باشد که تحصیلات قبلی در آن نداشته باشد.
- اما در نقطه مقابل استفاده نکردن از اینترنت، خطای بزرگی است. چون باعث از دست دادن یک کتابخانه آنلاین بزرگ می‌شود.
- و البته راه‌های گریز از منع و مچ‌گیری خانم باربازون بسیار است و من بعید می‌دانم دانشجویان این استاد، این راه‌های گریز را بلد نباشند!

وب‌سایت خانم باربازون

 

 

saberghodsi@yahoo.com

نان فرقه سازي

آقا نان فرقه سازي اونقدر خوبه كه من هم دارم كم كم وسوسه مي شم برم يه فرقه بزنم.

از جمله فرقه هاي كوچك صوفيه مي توان به فرقه مهدويه اشراقيه گمناميه ملامتيه(كي ميره اين همه راهو)اشاره كرد.

اين فرقه خودشون رو دنباله رو شخصي بنام درویش سید علی مبدأ مي رسانند.سيد علي مبدا را اهل دزفول به خوبي مي شناسند.آنقدر در وقت عصبانيت فحش ركيك مي داد كه مشهور بود به كفري

در سايت اين فرقه مطالبي است كه براي خواندن بد نيست.با هم ببينيم

 

شهر سمنان در بیست و پنجم آبان ماه یکهزار و سیصد و یازده به انوار وجود این اَبر مرد منوّر گردید.حضرت هدایت علیشاه از همان عنفوان جوانی قدم در وادی طلب نهاده و به عرفان و مردان حق گرویدند و از محضر استادان بنام بهره ها بردند و از سلسله ها و دوده های متعددی اجازه دستگیری و ارشاد دریافت نمودند و سرانجام با اراده حضرت ولیعصر وبه دلیل استعداد ذاتی و باطنی و توانایی ارشاد که از وجنات آن بزرگوار عیان بوده پس از هفت سال به محضر ختم عرفان و کامل عارفان ،حضرت درویش سید علی مبدأ تهرانی -بنیانگذارخانقاه مهدویه اشراقیه گمنامیه ملامتیه- که از اوتاد حضرت ولیعصرمیباشند مشرف گردیده و پس از اخذ اجازه دستگیری و ارشاد از آن حضرت به دریافت منصب خلافت و اجازه جلوس بر مسند هدایت مفتخر گردیدند

در اين مطلب چند مساله است

۱-اصلا خود سيد علي مبدا مشكل سند قطبيت داشت وآخر عمري توبه كرد حال چطور آقاي هدايت عليشاه قطب شده اند خدا عالم است

۲-دوم اينكه نوشته اند از محضر استادان بنام بهره ها بردند و از سلسله ها و دوده های متعددی اجازه دستگیری و ارشاد دریافت نمودند

اين مطلب منو ياد جواد نوربخش انداخت.كه پيش همه سران فرقه ها رفت تا نوني در بياره اخرش هم موفق شد.در حاليكه هر چند همه فرقه هاي صوفيه باطل هستند ولي خودشون ادعا دارند فقط يك قطب حقه ويك فرقه مسير اصلي رو ميره.

در ادامه مطلب نوشته اند كه:

چنان از آدمیان گریزانند که در کنجی از عالم ،خلوت اختیار فرموده و به انجام اموری که از جانب حق به ایشان محول گردیده مشغولند.افزون بر دو میلیون مرید خالص و مخلص در سراسر جهان دست بر ریسمان هدایت این حضرت برافراشته و فیض میگیرند.لیکن بجهت ذیق اوقات حضرتشان ومسؤولیتهای بسیاری که ازدرگاه  الغایب بدیشان محول گردیده،تولیت دستگیری و ارشاد مریدان و عاشقان حضرت بقیةالله را به مشایخ صدیقشان در کشورهای مختلف دنیا و شهرستانهای ایران واگذار فرموده اند که روحاً و جاناً به دم مسیحائی پیر بزرگوارشان در مسیر هدایت طالبان و عاشقان غوث الفقراء از نثار جان فروگذار نمی كنند

اين قسمت را بدون شرح مي گذارم كه بخوانيد وبخنديد.فرقه اي با چند مريد، مليوني مي شود.شايد اينهم از اثرات قرص اكس درويشي باشد.

 

 

baroone_eshgh63@yahoo.com

به نام خدا
موسی مندلسون، پدر بزرگ آهنگساز شهیر آلمانی، انسانی زشت و عجیب الخلقه بود. قدّی بسیار كوتاه و قوزی بد شكل بر پشت داشت .
موسی روزی در هامبورگ با تاجری آشنا شد كه دختری بسیار دوست داشتنی به نام فرومتژه داشت. موسی در كمال ناامیدی، عاشق آن دختر شد، ولی فرمتژه از ظاهر و هیكل از شكل افتاده او منزجر بود .
زمانی كه قرار شد موسی به شهر خود بازگردد، آخرین شجاعتش را به كار گرفت تا به اتاق دختر برود و از آخرین فرصت برای گفتگو با او استفاده كند. دختر حقیقتاً از زیبایی به فرشته ها شباهت داشت، ولی ابداً به او نگاه نكرد و قلب موسی از اندوه به درد آمد. موسی پس از آن كه تلاش فراوان كرد تا صحبت كند، با شرمساری پرسید :
- آیا می دانید كه عقد ازدواج انسانها در آسمان بسته می شود؟
دختر در حالی كه هنوز به كف اتاق نگاه می كرد گفت :
- بله، شما چه عقیده ای دارید؟
- من معتقدم كه خداوند در لحظه تولد هر پسری مقرر می كند كه او با كدام دختر ازدواج كند. هنگامی كه من به دنیا آمدم، عروس آینده ام را به من نشان دادند، ولی خداوند به من گفت :
» همسر تو گوژپشت خواهد بود .«
درست همان جا و همان موقع من از ته دل فریاد برآوردم و گفتم :
«اوه خداوندا! گوژپشت بودن برای یك زن فاجعه است. لطفاً آن قوز را به من بده و هر چی زیبایی است به او عطا كن .«
فرومتژه سرش را بلند كرد و خیره به او نگریست و از تصور چنین واقعه ای بر خود لرزید .
او سالهای سال همسر فداكار موسی مندلسون بود .
قربون خودم ، ممله

 

 

behrooztavakkoli28@yahoo.com

خاطرات یک مرده (6)

«گینَ سورمَ چَکیب سَن
اِولَر ییخان گوزلَرَ یار
گِتمه....گِتمه....گَل گوزَل یار»
گِتمه.....گِـتمه....گَل»
« باز هم سرمه کشیدی به جشمهای
خانه خراب کن ات...یار
نرو....نرو بیا یار زیبا....نرو....نرو...بیا»
قطعه ای از یک ترانه قدیمی آذری»
فکر نمی کنم یادت باشه خانومی؟
می نشستی روی چهار پایه جلوی کنسول با آینه بزرگ و من هم صندلی کوچک تاشو را باز می کردم کنارت جوری که بتوانم صورتت را در آینه ببینم .
می نشستم در حالیکه یک کتاب در دستم بود و خیره می شدم به کارهایت . یادت نیست خانومی می دانم؟ چون حواس ات به من نبود فکر می کردی دارم کتاب
می خونم لوازم آرایش ات را از داخل کیف خالی می کردی روی کنسول . سرت را می بردی جلو نگاهی به صورتت
می انداختی .
درب تمام ماتیک ها را باز می کردی
می چیدی روی کنسول و به رنگ همه نگاهی می انداختی ماتیک عنابی رنگ ات را برمی داشتی، با ظرافت تمام لب های خوشگل و صورتی رنگ ات را رنگ عنابی می زدی، بعد مدادی را بر داشته دور
لب های عنابی را مداد می کشیدی . وای خدای من چه خوشگل بودند لب هایت همیشه می گفتم: خانومی رنگ صورتی
لب هات طبیعی و زیباست. می خندیدی رنگ عنابی را دوست داشتی . به لب های رنگین ات در آینه نگاه می کردی بعد
لب ها را یک به یک می کشیدی داخل دهان و می مکیدی . با نوک انگشت گوشه
لب هایت را پاک می کردی و ماتیک را
می انداختی روی کنسول و درب ریمل را باز می کردی فوتی می کردی به سر میله ریمل و باز هم با ظرافت به چشمان زیبایت ریمل می کشیدی، به آن دو چشم خانه خراب کن، یادت هست خانومی؟
می پرسیدم چرا سرمه نمی کشی؟ جواب می دادی: چی می گی مرد سرمه برای چشم بچه ها خوبه، مامانم بچه که بودم برام سرمه می کشید، حالا دیگه زمونش تموم شده .راست می گفتی خانومی زمون سرمه و زمون من با هم تموم شده...اما تو خانومی هنوز هم خوشگل موندی.
یادت هست؟ می خواستم پا به پای هم پیر شویم، اما بهت گفته بودم بگذار به پایت پیر شوم تو همیشه جوان بمون ... می خندیدی تو هم پا به پای من پیر شدی اما هنوز هم همان طور مثل روز اول خوشگل موندی . هنوز هم اون دوتا چشمِ خونه خراب کن ات می تونه خونه خیلی ها را خراب کنه . منظورم را که می فهمی خانومی خونه دل های زیادی را هنوز اون دوتا چشم خوشگل می تونه خراب کنه.... نکنه؟؟؟؟ زبونم لال به
حرف های خواهر کوچیکترت گوش کنی درسته که هنوز خوشگل موندی اما دلم نمی خواد وقتی اومدی طبقه دوم این قبر دو طبقه یه گردن کلفت بیاد سر قبرت و برات حلوا و خرما بیاره؟ حواست باشه خانومی اونوقت من راست راستی میمیرم....ها تو که می دونی از اون خواهرت خوشم نمیاد. از اون که همیشه «چشم وزغی» صداش می کردم، تو هم می خندیدی و می گفتی «وای... نگو تو رو خدا خواهرم خوشگله.... اما خانومی این تو بودی که برای من خوشگلترین بودی....یادت هست؟
شب عروسی یادت هست؟ بغ کرده بود یه گوشه نشسته بود . تو می رقصیدی اون یواشکی گریه می کرد. نگفته بودم بهت خانومی چند دفعه که من سر کوچه ایستاده بودم که تو بیایی و ببینمت با همین خواهرت اومدی زل زده بود به چشم های من جلوی همه دوستام یواشکی جوری که تو نفهمیدی یه تیکه کاغذ گذاشت کف دستم و آویزون شد به بازوی تو و با هم رفتید . الان می گم بهت خانومی شماره تلفن داده بود شماره دوستش بود من تلفن نزدم خانومی...بخدا
بعداٌ فهمیدم رفته بوده خونه دوستش تا شب منتظر تلفن من بوده . یادت هست خانومی؟ وقتی با مادر و بابام اومدیم خونه شما برای خواستگاری تو خواهرت که فهمید من برای تو اومدم از حرصش
تو نفهمیدی خانومی یه لگد زد به پام و یه نیشگون هم از بازوم گرفت که آخ ام در اومد اما چیزی نگفتم . حالا گوش کن خانومی مبادا به حرف هاش گوش کنی بری شوهر کنی اونوقت من راست راستی میمیرم .گفتم که دلم نمیخواد خواهرت بیاد سر قبر من چون زیر لبی فحش میده .
خب چیکار باید می کردم من فقط عاشق تو بودم...خانومی تو که خودت خوب
می دونستی و میدونی . می دونم
می خواد تو بری زن برادر شوهرش بشی که پول داره بنگاهی داره ...ببینم اگه خدای نکرده تو زودتر از من مرده بودی . همین چشم وزغی....خواهرت رو می گم.
می رفت خواهر شوهرش رو که دختر مقبولی هم هست واسه من لقمه بگیره؟...هان؟
اما حالا که من مردم و تو موندی می خواد واسه برادر شوهر گردن کلفت اش تو رو لقمه بگیره... اما تو گوش نکن من منتظرم بیای این بالا طبقه دوم این قبر که خودت برامون خریدی . از همین حالا گفته باشم اگه شوهر کنی سر پیری وقتی اومدی این جا نمی برمت تو قبرستون تا بگردیم . شوهرت را هم میگم مرده های دیگه
بزنند ش . برند شب ها تو خوابش بترسوننش تا سکته کنه مثل من حالا ببین . میدونم تو نه از من می ترسی نه از دوستای مرده من میدونم همیشه دلت
می خواد بیام به خوابت . باشه خانومی میام حتما میام....
توکلی

 

 

mastoor_313@yahoo.com

آشنایی با نزار القطری
(+فایل صوتی)

دو سال قبل، محمود کریمی با نوحه نوستالژیک‌اش ـ که از خاطرات کودکی می‌گفت و زبان حال همه آنهایی بود که روزی با چادر مادرشان، تکیه علم کرده بودند و یاد محرم کرده بودند و بالای سر تکیه کودکانه‌شان زده بودند «عباس، علمدار حسین» ـ توانست از باقی مداحان پیشی بگیرد.
سال گذشته هم مجید بنی‌فاطمه نوحه «عمو عباس» را خواند که «آ»یش را می‌کشید و تحریر می‌داد و زبان حال کودکان امام حسین(ع) با عموی نام‌آورشان بود. این نوحه هم به چنان محبوبیتی رسید که بلافاصله خوانندگان زیرزمینی هم آن را اجرا کردند و حتی زنگ موبایلش هم به بازار آمد.
در چنین فضایی بود که هم خود مداحان و هم عزاداران به انتظار نوحه برتر و به یادماندنی‌تر امسال نشسته بودند و حدس اینکه چه کسی پدیده خواهد شد، از چند هفته قبل به سرگرمی جوان‌های اهل این مجالس تبدیل شده بود اما اتفاقی که در عمل افتاد، خارج از حدس همه بود؛ «نوحه سال» امسال را هیچ‌کدام از مداحان ایرانی و وطنی نخواندند.
شب 22 دی‌ماه/ کربلا؛ هیچ‌کدام از زائرانی که در حسینیه حائری ـ جایی بسیار نزدیک به حرم امام حسین(ع)- جمع شده‌ و به عزاداری پرداخته‌اند، نمی‌دانند دوربینی که گوشه حسینیه است، متعلق به صداوسیمای ایران است و بعدا تصویر هیچ‌کدامشان را- که به سر و تن برهنه می‌کوبند- نمی‌تواند پخش بکند. دوربین شبکه3 روی مداح مجلس زوم کرده بود که در لابه‌لای نوحه عربی‌اش، بیت‌هایی هم به زبان فارسی می‌خواند و در بین بخش‌های روضه به سینه‌زن‌ها «علی رأسی، علی رأسی» (به سر بزنید) می‌گفت.
این نوحه عربی- فارسی بلافاصله به ساختمان جام‌جم تهران رسید و فقط با فاصله 2 شب از اصل ماجرا ـ ساعت 10 شب 24دی‌ماه ـ از شبکه 3 پخش شد. معجزه بلافاصله اتفاق افتاد؛ از همان شب، همه ـ چه بینندگان و چه مسئولان تأمین برنامه شبکه‌های دیگر ـ سراغ همین نوحه فارسی ـ عربی را می‌گرفتند.
اما این نوحه، در واقع نوحه (به معنای مرسوم بین ما) هم نبود. مداحی که از 2 روز بعد اسمش زیرنویس شد؛ «الحاج نزار القطری»، در واقع رجزی را از زبان امام حسین(ع) می‌خواند. این رجز و شعر از خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا خطاب به لشکر کوفیان گرفته شده بود و مضمونی حماسی داشت.
مضمون حماسی نوحه ـ اجرای پانتومیک نزار القطری ـ به لحن فارسی نابلدش ـ که همیشه برای ما شیرین است ـ در کنار پخش گسترده تلویزیونی همین یک نوحه ـ آن هم در ماه محرمی که سرمای بی‌سابقه مشتریان عزاداری‌های تلویزیونی را بیشتر از هرسال کرده بود ـ باعث گل کردن آن شد. بلافاصله نسخه‌های ضبط شده نوحه به سایت‌ها و وبلاگ‌های فارسی راه‌پیدا کرد و در پاساژ مهستان هم سی‌دی‌های حاوی همین یک قطعه نوحه تا 5 هزار تومان خرید و فروش می‌شد؛ نوحه‌ای از مداحی که تا به حال نمی‌شناختیم.
نزار القطری البته در خارج از ایران چندان ناشناخته نیست؛ او در عراق، کویت و قطرچهره‌ای بسیار معروف و محبوب است.
«نزار فضل الله روانی» 34 سال پیش در قطر به دنیا آمد. خانواده او هنوز هم در قطر و در محله شیعه‌نشین زندگی می‌کنند. نزار بعد از پایان تحصیلات اولیه، برای آموختن علوم دینی به نجف آمد و در درس آیت‌الله سیستانی هم شرکت کرد. او 5 سال هم در انگلیس برنامه‌ریزی تلویزیونی خواند. از 6 سال پیش در کویت اجرای برنامه کودک را به عهده گرفت. نزار ـ که خودش 2 فرزند، کوثر (4 ساله) و حسین (3 ساله) دارد ـ از آن تاریخ به بعد یک عموی تلویزیونی شد و چهره محبوب بچه‌های عرب.
اما معروفیت نزار وقتی به اوج رسید که 3 سال پیش یک پسربچه 7 ساله به اسم «سجاد» را که از نوعی سرطان رنج می‌برد و در سفری به مدینه در کنار قبر حضرت ام‌البنین(س)، به طرز معجزه‌آسا شفا گرفته بود، به برنامه‌اش آورد و با مدارک پزشکی قبلی و فعلی سجاد، ماجرای شفای او را به بینندگان نشان داد.
این ماجرا باعث 2 اتفاق شد؛ اول اینکه نزار برنامه‌اش در تلویزیون دولتی کویت را از دست داد و دوم هم اینکه نزار خودش هم مثل بینندگان متحول شد؛ قصیده‌ای در مدح حضرت ام‌البنین سرود و شروع به مداحی برای ائمه(ع) کرد.
نزار به دعوت شیعیان کربلا، به این شهر آمد و از همین جا زبان فارسی را یاد گرفت. اگر توی اینترنت بگردید، نوحه‌های بسیاری از نزار پیدا می‌کنید که عربی- فارسی یا عربی- انگلیسی هستند. امروز نزار ساکن کربلاست.
او در کنار مداحی، همچنان علاقه اصلی‌اش- یعنی برنامه‌سازی کودک- را هم دنبال می‌کند. سال گذشته او یک سریال 14قسمتی به اسم «قطار سریع» ساخت که با 2 عروسک به اسم‌های فرح و مرح، به شهرهای مذهبی شیعیان می‌رفتند و برای همین سریال به ایران و مشهد هم آمد.
این سریال- که از تلویزیون عراق و شبکه المنار لبنان پخش شد- آن‌قدر طرفدار داشت که نزار را به فکر ادامه ساخت برنامه با این دو شخصیت عروسکی هم بیندازد. قرار است او سریال جدیدی با عنوان «خاطرات روزانه (یومیات) فرح و مرح» هم بسازد که احتمالا پخش آن طبق برنامه از 13 رجب آینده شروع خواهد شد و خود نزار در این سریال، پدر فرح و مرح خواهد بود.

این هم اثر زیبای دیگری از او با نام  "یا رب": کليک کنيد

 

 

setayesh_new@yahoo.com

Some of the Best Moments in Life:
بهترين لحظات زندگي

* To fall in love.
عاشق شدن

* To laugh until it hurts your stomach.
انقدر بخنديد که دلتون درد بگيره

* To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اينکه از مسافرت برگشتيد ببينيد هزار تا ايميل داريد

* To go for a vacation to some pretty place.
به يه حاي خوشگل بريد براي مسافرت

* To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقتون از راديو گوش بديد

* To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بريد و به صداي بارش بارون گوش بديد

* To leave the! shower and find that the towel is warm.
از حموم که اومديد بيرون ببينيد حو لتون گرمه !

* To clear your last exam.
آخرين امتحانتون رو پاک کنيد

* To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.
يه کسي که معمولا" زياد نميبيننش ولي دلتون مي خواد ببينيد بهتون تلفن کنه
• To find money in a pant that you haven't used since last year .
توي يه شلواري که تو سال گذشته ازش استفاده نمي کرديد پول پيدا کنيد

* To laugh at yourself looking at mirror, making faces.:)))
براي خودتون تو آينه شکل در بياريد و بهش بخنديد

* Calls at midnight that last for hours.:))
تلفن نيمه شب داشته باشيد که ساعتها هم طول بکشه

* To laugh without a reason.
بدون دليل بخنديد

* To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفي بشنويد که يه نفر داره از شما تعريف مي کنه

* To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of
hours.
از خواب پاشيد و ببينيد که چند ساعت ديگه هم مي تونيد بخوابيد

* To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگي رو گوش کنيد که شخص خاصي رو به ياد شما مي ياره

* To be part of a team.
عضو يک تيم باشيد

* To watch the sunset from the hill top.
از بالاي تپه به غروب خورشيد نگاه کنيد

* To make new friends.
دوستاي جديد پيدا کنيد

* To feel butterflies! in the stomach every time that you see that person.
وقتي "اونو" ميبينيد دلتون هري بريزه پايين !

* To pass time with your best friends.
لحظات خوبي رو با دوستانتون سپري کنيد

* To see people that you like, feeling happy.
کساني رو که دوستشون داريد رو خوشحال ببينيد

* To use a sweater of the person that you like and find that it still
smells of their perfume.
پليورش رو بپوشيد و ببينيد هنوزم بوي عطرش رو ميده

* See an old friend again and to feel that the things have not changed.
يه دوست قديمي رو دوباره ببينيد و ببينيد که فرقي نکرده

* To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنيد

* To have somebody tell you that he/she loves you.
يکي رو داشته باشيدکه بدونيد دوستتون داره

* To laugh .......laugh........and laugh ...... remembering stupid things
done with stupid friends.
يادتون بياد که دوستاي احمقتون چه کار هاي احمقانه اي کردند و بخنديد و بخنيد و ....... بازم بخنديد

These are the best moments of life....
اينها بهترين لحظه هاي زندگي هستند

Let us learn to cherish them.
قدرشون رو بدونيم

"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگي يک مشکل نيست که حلش کرد بلکه يه هديه است که بايد ازش لذت برد.

 

 

poorchesta@gmail.com

فلسطین، تکنولوژی و پرسش!

با درود فراوان بر گردآورندگان و تهیه کنندگان روزانه و نیزسپاس از زحمات آقای مبین محترم، و نیز درودی بیکران بر خوانندگان گرامی روزانه، ایرانیان بزرگی که همیشه با سربلندی از میهن خویش یاد کرده اند سخنان خودرا آغاز میکنم. در یک روزنامهء اینترنتی، بسیار ایدهء خوبی است که انسانها بتوانند ایده(نظر) و نگرشهای خودرا آزادانه بیان کنند. برای اینکار از مبین عزیز دوباره(مجدداً) سپاسگذارم. البته همیشه هستند کسانی که ادب گفتاری و نوشتاری را بجا نمی آورند، اما خوشبختانه درصد آنها بسیار اندک است و تودهء بیشتر خوانندگان و نویسندگان ارزشمند روزانه از دانش و خرد بالائی برخوردار هستند. در این میان گاه سخنانی بدور از خرد و یا منطق بیان میگردد که این کار انسان را وامیدارد تا قلم بدست گرفته و کمی هشیارانه چند نمونه از گرفتاریها و بدبختیهای خودمان را یادآوری کنیم و مانند همیشه من چند پرسش دارم که برادران و سروران خردپیشه و اندیشه گر پر توان(پتانسیل) که اینهمه برادران فلسطینی و غزه را برروی سر حلوا حلوا مینمایند، اظهار لطف نموده و پاسخ دهند. مانند همیشه باید خواهش کنم که پاسخ خودرا بر مبنای خرد و دانش بیان فرمائید. از فرستادن نامه های مستقیم(راست) به اینجانب با توجه به سن و سال بنده، هراسی نیست، دشنام و ناسزا هم رای و ایده مرا تغییر(جابجا) نمیدهد. از کوزه همان برون تراود که دروست. اما سخنان من به دو بخش و در پایان هر بخش یک پرسش گردآوری شده است. تا آنجا که توان داشته ام کوششم بر این بوده است که پارسی نویسی را بجا آورم.
بخش یک و پرسش یک) بد نیست از جناب آقای فلسطین و مردمان غزه آغاز کنیم. دوستان گرانمایهء برادر دوست، یا در آن زمان(جنگ ایران و عراق) بدنیا نیامده بودند و یا اینکه آگاهی از رویدادهای تلخ آن زمان ندارند اما بنده در سال 1365 هجری شمسی زمانیکه دانشجو بودم به جبهه رفته و دست برقضا مسئول گروهان هم بودم. همین یک نکته بسنده است که بدانید عراقی های موش خور سوسمار خور و به گفتهء آقای احسان بهرام غفاری سرور بنده، "ملخ خور" چگونه به مردم بی سرپرست و بیگناه و هموطنان حضرتعالی تجاوز مینمودند. به دختر 8 ساله و یا پسر 10 ساله تجاوز میکردند. اینجا یک نکته را جهت آگاهی برادری که از گفتن ملخ خور به تازی ها نگران شده بودند و به آقای احسان خان اعتراض کردند، باید بعرض مبارکشان برسانم که فردوسی طوسی هم در زمان خود گفته است، ز شیر شتر خوردن و سوسمار ... عرب را بدانجا رسیده است کار .... که تاج و تخت کیانی کند آرزو ... تفو بر تو ای چرخ گردون تفو! بنابراین نخست تکلیف خورا با ابوالقاسم فردوسی که آنهارا سوسمار خور معرفی نموده(شناسانده) روشن بفرمائید و سپس به آقای احسان بهرام غفاری اعتراض کنید. اما درمورد حمله و یورش این حیوانات کثیف عراقی در زمان جنگ و کارهائی را که آنها برسر مردم بیگناه و بدون هیچ جرمی میآوردند کمی بیاندیشید! اگر شما ندیدید من خودم این صحنه هارابا دوچشم خودم دیدم. به هویزه و سوسنگرد حمله ور شدند، به خرمشهر یورش کردند و به زنان بیگناه جلوی همسرانشان تجاوز مینمودند! دورازجون، بلانسبت، زبانم لال، روم به دیوار! تصور چنین صحنه هائی هم موبراندام انسان راست میکند! شگفتی (تعجب)ندارد. ما وقتی سنگر عراقی ها را میگرفتیم آنجا پر بود از نوشابه های الکلی و برای همین هم آنچنان میکردند که گفتنش آدمی را به خشم میآورد. آن شکنجه های زمان شاه در زندان و اعدامهای انقلابیون و غیره پیشکشتان! همین یه مورد جنگ ایران و عراق که به کدامین دلیل و جرم این قرمساق صدام حسین به ایران یورش آورد(بای ذنب قتلت؟). اکنون این پرسش بیان میگردد (البته این پرسش اصلی این بخش نیست!) که در آنزمان و در آن هنگام جهان اسلام کجا تشریف داشتند و کی دلش به حال ما سوخت و کدامین کشورمسلمان به ما کمک مالی کرد؟ که ما از بامداد تا شامگاه به یاد فلسطینیان عزیزتر از برادر، خواب و خوراک و کار و زندگیمان را ول کردیم وفلسطین فلسطین میکنیم. آقای بزرگوار، یه سری به بیرون بزن. آماری از اعتیاد بگیر، بد نیست قیمتی از هروئین و تریاک هم بگیری، نحوهء برخورد دولت با قاچاقچیان را بررسی کن، پولهائی که از این مملکت به بیرون فرستاده میشود را (ارقام بر پایهء چند صد میلیارد است!) فقط اعدادش را بر روی کاغذ بنویس!، و ... همین دوسه مورد آن اندازه بسنده است که دودستی برسر خود بکوبیم. اینهمه بدبختی و گرفتاری برای مردمی که مدعی فرهنگ دوهزار و پانصدساله بودند و روزی امپراطوریهای بزرگ دنیارو در جیبشان قرار میدادند آن اندازه بسنده است که به فکر(اندیشه) خودمان باشیم نه فلسطین!آقای 70 ساله ای که برای خرج فرزندش در دانشگاه آزاد اسلامی باید تا 10 و یا 12 شب در بیابان مسافرکشی کند و سرش را ببرند و ماشینش را بدزدند، رواست که پول مملکت خودش را به خودش بدهیم و نه خرج ملت لبنان و فلسطین کنیم. چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است. آن اندازه دل پری از همین یک مقوله، نه تنها من بلکه همهء هموطنان من دارند که هرچه بگویم کم است، اما با یک پرسش این بخش را به پایان میرسانم. ما امروز فلسطین فلسطین میکنیم دل میسوزانیم و پول خرج تازیها میکنیم. پولی که برای زخمهای مملکت خودمان بیشتر واجب است. پرسش این است که در آیندهء نزدیک، اگر اعراب با اسرائیل صلح کردند و حتی زمینهایشان را پس گرفتند و قربون و صدقهء هم رفتند، همانگونه که ما با عراق کردیم و حضرت طارق عزیز به ایران تشریف آوردند، من میخواهم بدانم شما پس از فلسطین به دنبال چه کشوری هستید؟ اینهمه فحش خواهر و مادر به اسرائیل و صهیونیسم میدهید، اگر با فلسطینیان سازش کردند، جای ما به جز خفت و خواری و شرمندگی، در کجای این جهان است؟ بهتر نیست چاره ای برای بدبختیهای گریبانگیر مملکت خودمان بیابیم؟ شما آقا جان ممکن است آبروی اسلام را زمانی برده اید که به جای آنکه جلوی ناحقی های مردمی در مملکت را بگیرید، برای غزه دل میسوزانید وگرنه آبروی اسلام آنزمان که به دنیا نیامده بودید و در شهرهای مرزی کودکان و هموطنانت را تجاوز کرده و سپس میکشتند، به شدت رفته بود! نگران نباشید، آبروی اسلام در قرصهای اکس و کرک و هزاران کوفت و زهرمار، که مثه تقل و نبات تهیه آن آسان است، خودفروشی دختران ایرانی برای تازیهای سوسمارخور و بیرون رفتن پولهای این مملکت، پاک رفته است!
بخش دو و پرسش دو) دین و آئین هرکس با توجه به دانش و خرد او برگزیده میشود. میشه گفت دین در بیان بسیار ساده، جلوگیری از گناه میکندوبه راه راست هدایت میکند و سپاس از آفریدگار. بسیار روشن است که در هیچ کتاب آسمانی پیرامون دانشهای امروزی، برای نمونه نانو تکنولوژی و یا راه دور نمیرویم همین اینترنت و کامپیوترو خلاصه(کوتاه) دانشهای بی پایان چیزی یافت نمیشود. آنچه که هست معنویت و راست کرداری را در کتابهای آسمانی میشود پیدا کرد وگرنه در همین قرآن کریم هیچگاه فرمولهای ماکس پلانک و انتگرال و غیره چیزی یافت نمیگردد، چون ماهیت آن فرای دانش است. خوب است بدانیم که از نظر دانش و رشد آن در جامعهء امروزی و دنیای گستردهء جامعه اطلاعاتی(Information Society) سهم ماچیست؟ همهء دانشهای بکار گرفته شده بدست مارا آمریکائیها و اروپائیها و ژاپونیها و غیره پیدا(کشف) کردند و ما کاربری از آنها هستیم. بارها و بارها دوستانی گرانقدر به این اشاره کرده اند که غربیها میخواهند اسلام و قرآن را از ما بگیرند و هشیار باشیم. اگر باورها و اعتقادات ما آن اندازه سست و وارفته است که بیگانه بتواند ایدهء مارا از ما بگیرد، همان بهتر که بگیرد. اما اگر باوری محکم داشته باشیم، پرسش این است که چگونه میشود یک کشوری مانند آمریکا که به گفتهء جهانیان ابرقدرت است، و همهء دانشهارا از سلاحهای اتمی که دراوت 1945 برسر مردم بیگناه ژاپن فرو ریخت(63 سال پیش! و ژاپن تسلیم شد!) تا همین اینترنت ساده و کامپیوترو غیره در اختیار دارد، به دنبال کدام دانش پنهان در دست ماجهان سومی هاست، که بندهء حقیر(کوچک) از آن آگاهی ندارم؟ آنها را دشمن خود کرده ایم و مدام بهشان فحش و ناسزا میدهیم، پرچمشان را آتش میزنیم، و تمامی فن آوریهای روز آنها را بکار میگیریم، آیا این مسخره نیست؟ برق، رادیو، تلویزیون، هواپیما، قطار و هزاران هزار دستاوردغربی را بکار گرفتیم و به سازندگان آنها فحش و ناسزا میدهیم، آیا این مسخره نیست؟ اسرائیل پدرسگ را در فلان جا میفرستیم و از فلان جا بیرون میآوریم، اما برای ساختن فرودگاه امام خمینی یهو سرو کله اش پیدا میشود! کدامیک از تکنولوژیهای روز، مال ما بوده؟ آمریکا در سال 1356 هجری شمسی هنگامیکه شرکت هواپیمائی PAN AMERICAN در حال ورشکستگی بود، شاه ایران سهام آنرا خرید و پیش از انقلاب نزدیک به 4.5 میلیارد دلار به ما بدهکار بود، که هنوز هم هست. البته که در تمامیه نواحی بدنش عروسی است وقتیکه بفهمد ما به او فحش میدهیم. البته که با دمش گردو میشکند وقتیکه ما با او ارتباطی نداریم و مانند اینها. پرسش این است که این دشمن پست فطرت بی هویت بی پدرومادر آمریکا، با آنهمه تکنولوژی که دردست دارد و جهان را گرفته است، بدنبال چی چی ما میگردد؟ ما چی داریم که اگر آمریکا بدست بیاره ما بدبخت میشیم و او خوشبخت؟ داستان ما بسان نوجوان 17 و یا 18 ساله ایست که با پدر خود قهر کرده و مدام شکایت پدرش را به مادرش میکند، اما از مادرش میخواهد که پول تو جیبیش را از پدرش بگیرد! ما هم از بانک جهانی پول قرض میکنیم و سودش را میدهیم و به قرض دهنده فحش میدهیم. به نظر من این سخنان مرغ پخته را در میان پلو به خنده وامیدارد!
در پایان باید دو نکته را بعرض خوانندگان برسانم. یکی آنکه آقای احسان خان سخنی دربارهء گوسفند و وانت بیان نموده اند که از قضا قلم پرتوان ایشان درددل ما هم بود، اما موجبات تکدر خاطردوستی دیگرگردید و به اعتراض فرمودند آدم به زائر خانهء خدا گوسفند نمیگوید. بسیار ساده اندیشی است. مزید بر اطلاع نه تنها گوسفند بلکه همهء آسمان و زمین و گیاه و غیره مشغول تسبیح خداوند هستند، گوسفند و زیارت که جای خود دارد. اما نمیدانم نوشتن گوسفند برای رئیس جمهور از سوی خوانندهء سادهء منتقدنویسی چون آقا احسان زشت تر است یا بیان بزغاله در پشت تریبون آنهم از زبان رئیس جمهور؟ این هم برای خود پرسشی است! نکتهء دوم اینکه امروز که شماره 884 روزانه را دیدم و از مقالهء " نحوهء ورود و شکل گیری گروههای شیطان پرستی در ایران" در آن نبود، بسیار خوشحال شدم. پاسخهای بسیارسودمندو زیبائی را دوستان گرامی بویژه آقای احسان بهرام غفاری به این نوشتهء سراسر نادرست(غلط) داده بودند که جای سخن سرائی بنده نیست.

به امید فردائی بهتر برای ایران.
پورچستا

 

 

 

جالب

 

 Ãتکنولوژي روزانه

مانیتور SonyDrive XEL-1 سونی
با تکنولوژی OLED 


شرکت سونی مانیتور جدید خود را که تنها 3 میلیمتر قطر دارد در روز اول دسامبر 2007 معرفی کرد. این مانیتور 11 اینچ با داشتن تکنولوژی OLED(که نسبت به LCD مزایای بسیاری دارد از جمله مصرف بسیار پایین انرژی ) توانسته است نسبت contrast یک به یک ملیون (1,000,000 : 1) داشته باشد. این محصول دارای دو Speaker با قدرت یک وات است و قابلیت اتصال از طریق Usb, HDMI و Ethernet را دارد. قیمت SonyDrive XEL-1 تقریبا 1740$ است یعنی 160$ به ازای هر اینچ!!!
منبع

فایلهای عکاسی خود را بلوتوث کنید



 

اگر شما هم علاقمند به عکاسی و شکار لحظه ها باشید همیشه به دنبال یک دوربین خوب عکاسی هستید. همیشه دغدغه خاطرتون این هست که دوربین عکاسیتون را ارتقا بدهید تا اینکه قادر باشید بهترین عکس ها را با بهترین وضوح ممکن داشته باشید. ولی این روزها کمتر کسی هست که در هر مکان با خودش یک دوربین دیجیتال بر دارد ولی ناچارا همه موبایلهایشان را با خودشان بر می دارند. گوشی همراه شما با هر مدل و مارکی که باشد حتما یک لنز برای عکاسی و فیلمبردای دارد اما شاید حافظه آن برای مقاصد شما کافی نباشد. باز هم دغدغه دیگه! همیشه باید به کامپیوتر شخصی خود نزدیک باشید تا فایلها را به آنجا منتقل کرده و حافظه گوشی خود را خالی کنید. اما در یک اقدام جالب شرکت KODAK توانست پورت USB را وارد بازار کند که می تواند فایلهای عکاسی شما را با کمک تکنولوژی بلوتوث به pc شما منتقل سازد. دیگر لازم نیست به دنبال کابل برای انتقال از گوشی به سیستم باشید . تنها کافیست که سیستم شما دارای تکنولوژی بلو توث نیز باشد. آنوقت می توانید لذت عکاسی را با تمام وجود احساس کنید.
منبع
 

 

 

 

 

 Ãکتاب روزانه


معرفت شناسى افلاطون


نويسنده: سيد محمد انتظام

معرفی کتاب:
معرفت شناسى همواره يكى از مهمترين مباحث فلسفى به شمار رفته است. توجه فيلسوفان از آغاز تدوين فلسفه تاكنون به معرفت شناسى متفاوت بوده است، در اين ميان افلاطون يكى از برجسته ترين شخصيتهايى است كه معرفت شناسى دغدغه اصلى و اساسى او بوده است. و انديشه هاى بديع و ژرفى را از طريق روش «ديالكتيك » پيرامون چيستى معرفت و ويژگيها و واقع نمايى آن ارائه نموده. اما با توجه به اين كه افلاطون مباحث گوناگونى را در معرفت شناسى مطرح نموده ابتدا بايد عناصر و سازه هاى مختلف تفكر افلاطونى را در هر يك از مباحث فلسفى به دست آورد و سپس، با تركيب آنها ساختمان فكرى او را در آن خصوص نشان داد. براساس اين روش، سازه هاى معرفت شناسى افلاطون به ترتيب عبارتند از:
1- ادراك حسى و نقد آن
2- عقيده و پندار
3- رياضيات
4- شناخت ايده ها و نيز آثار آنها و بيان روابط آنها با يكديگر و با اشياء محسوس
5- يادآورى
6- ديالكتيك
در اين نوشتار پيوند منطقى بين اين مراحل در گذر از هر مرحله به مرحله بعدى آشكار گرديده است.
فهرست مطالب کتاب به شرح زیر است:

● ادراك حسى Sens Perception

● پندار و عقيدهopinion

● رياضيات Mathematics

● معرفت راستين

● يادآورى Recollection

● ديالكتيك


دانلود کتاب:

لينک دانلود  (نسخه الکترونيکي با حجم کمتر از يک مگابايت)

براي دانلود، روي لينکهاي بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد.
 

 

 

 

 

 

Ãطنز روزانه


یک عاشقانه آرام: بیا گردو بخور!



 

روز/داخلی/کتابخانه دانشکده:
نازیلا مددپور در حاشیه جزوه اش قلبی را با یک تیر رسم می کند و کنارش می نویسد: I Love U, Masood . در همان لحظه مسعود فردمنش وارد کتابخانه می شود و کنار میز نازیلا رد می شود.

نازیلا: اِاِ ... ببخشید آقای فردمنش ... سلام.

مسعود با صدای نازیلا برگشته و کناز میز او می رود.

مسعود: علیک سلام! ... من می شناسم شما رو؟
نازیلا: ما همرسته ای و همدوره ای هستیم. من نازیلا هستم. نازیلا مددپور. به جا آوردید؟
مسعود: نه متاسفانه. خُب امرتون؟
نازیلا: چیز خاصی نبود. نه اینکه امتحانها نزدیکه، داشتم درس می خوندم. یه سوالی پیش اومد واسم. می شه از شما بپرسم؟
مسعود: بله ... خواهش می کنم.

نازیلا جزوه اش را جلوی او می گذارد و جایی از جزوه را به او نشان می دهد که قلب را کشیده است.

نازیلا: من اینجا رو درست متوجه نمی شم.
مسعود: آهان ... ببینید اینجا منظورش اینه که باید اول گشتاور رو حساب کنیم بعدش با در نظر گرفتن علامت اون بیایم قضاوت کنیم که ...
نازیلا: آهان ... پس منظورش اینه. ببخشید شما بلدید انگلیسی بخونید؟
مسعود: خُب ... بله. چطور؟
نازیلا: می شه بگید اینجا چی نوشته؟
مسعود: نوشته، مسعود عاشقتم ... چه جالب! اسم من هم مسعوده. این جزوه واسه کیه؟
نازیلا: مال منه.
مسعود: اسم شوهرتون مسعوده؟ ... سلام بنده رو بهشون برسونید... واقعا چه حسن تصادفی!
نازیلا: من مجردم... هنوز ازدواج نکردم.
مسعود: اِاِ ... خوب کاری کردید. چه عجله ایه. با خیال راحت درستون رو بخونید. بعد ایشالا یه مورد خوب پیدا می شه. چه حوصله ای دارید از الآن بیافتید به شوهر داری و خونه داری و فردا هم که نق نق بچه و تا آرنج دستتون تو کثافت بچه.
نازیلا: ولی من قصد دارم ازدواج کنم.
مسعود: پس اینطور. آهان... عجب خنگی هستم من. اسم نامزدتون مسعوده... خیره ایشالا. به پای هم پیر شید.
نازیلا: نخیر... من از یه پسری خوشم میآد که اسمش مسعوده.
مسعود: من می شناسمش؟ البته ببخشید فضولی می کنم ها. شاید کمکی از دستم بر بیاد.
نازیلا: شما می تونید بهم کمک کنید. لطف کنید یه کم آب هویج بخورید که من رو بهتر ببینید، یه کم هم گردو که از این خنگ بازی ها خلاص شید... ببخشید مزاحم شدم... خداحافظ.

نازیلا جزوه و کتابش را جمع می کند و از کتابخانه با عصبانیت خارج می شود.

مسعود: خداحافظ... ولی خانم ممدپور من به هویج آلرژی دارم. (با خودش صحبت می کند) مسعود کدوم خریه دیگه؟ ما تو رشته امون دیگه مسعود نداریم. دختره پاک خل شده. تو توهمه.


روز/خارجی/پارک:(پنج سال بعد)
یک دختر 3 ساله در حال بازی در پارک است. مسعود و نازیلا کنار هم نشسته اند و به بازی دخترک نگاه می کنند.

نازیلا: آرزو، یه کم آروم تر دخترم. می خوری زمین پات اوف می شه ها.
مسعود: امروز داشتم کتابها و جزوه های دانشگاه رو مرتب می کردم، بذارم تو انباری. می دونی چی دیدم؟
نازیلا: چی دیدی؟
مسعود: جزوه فیزیکت رو دیدم. گوشه اش نوشته بودی: I Love U, Masood. یادت افتاد؟
نازیلا: آره ... اون روز تو کتابخونه. عجب خری بودم من!
مسعود: این مسعود که عاشقش بودی حالا کی بود؟ اون موقع که نفهمیدم. آخه تو دانشکده یکی من، مسعود بودم. یکی هم استاد آرمایشگاه مدار. نکُنه؟ ...
نازیلا: بیا بابا. بگیر اینها رو. یه کم گردو بخور، واست خوبه.


شب/داخلی/رستوران:(35 سال بعد)
فارغ التحصیلان هم دوره نازیلا و مسعود دور هم در یک رستوران جمع شده اند و یاد گذشته را زنده می کنند. همه دور میز غذا نشسته اند و بعد از غذا مشغول خوردن دسر هستند.

مسعود: ببین زن، ساسان تابنده چقدر پیر شده؟
نازیلا: آره خُب. مثل تو. ماها مثلا 60 سالمونه الآن.
مسعود: چی گفتی؟ ... بلندتر بگو زن. نمی شنوم... ساسان رو می گم. پیرمرد خرفت عجب بد نگاه می کنه بهت.

یکی از حضار به نام مرتضی بلند می شود.

مرتضی: از اینکه همه تون تشریف آوردید، متشکرم. از دوره 45 نفره ما، الآن فقط 32 نفر زنده موندن که از اون ها هم 27 نفرشون الآن اینجا ان. برای یادبود من یه تقدیرنامه هایی رو آماده کردم که می خوام بهتون بدم. اولین نفر تقدیرنامه مسعود تابنده است.

حضار همه کف می زنند. مسعود بلند می شود که تقدیرنامه را بگیرد.

مرتضی: مسعود فردمنش نه. مسعود تابنده یا همون ساسان خودمون.

حضار می خندند و مجدد کف می زنند.

مسعود: پس اینطور. بالاخره پیداش کردم. پس اون I Love U, Masood همین آقا ساسان خودمونه. نازیلا خاک تو اون سرت. تو عاشق این پیر مرد خرفت بودی.

مسعود بلند می شود تا یقه تابنده را بگیرد که نازیلا جلو او را می گیرد.

نازیلا: زشته، خجالت بکش. شصت سالته... بابا خره من عاشق تو بودم. اون مسعود تو بودی.

مسعود لبخند بزرگی بر لبانش ظاهر می شود. کمی دندانهای مصنوعی اش را جابجا می کند و با وقار می نشیند.

مسعود: عزیزم، می شه یه کم گردو بهم بدی؟


روز/خارجی/قبرستان:(هفت ماه بعد)
نازیلا را به خاک سپرده اند و مسعود کنار قبر او زیر یک درخت تنومند و بزرگ ایستاده و اشک می ریزد. روی سنگ قبر نازیلا نوشته اند: «همرشته ای، همدوره ای، همکلاسی و همسر عزیزم، نازیلا. I Love U,Nazila. به یاد تو. مسعود فردمنش نه مسعود تابنده یا همون ساسان خودمون.»
یک عدد گردو از درخت جدا شده و می خورد فرق سر مسعود. گردو می افتد روی قبر نازیلا و کنار اسمش آرام می گیرد.

The End

حامد تأمّلی
 

 

 

 

 

 

 Ãزندگي روزانه

کار، مُد، سلامتی، خانواده، رموز موفقیت و ... (مردمان)

نكاتي پيرامون
حسادت ورزي در روابط


شک و تردید منطقی در مقایسه با بد گمانی و سوء ظن
گاهی اوقات حسادت، تجلی ترسـها و تزلزل های بـاطنی ماست و در برخی موارد دیگر شاید واقعـاً مــسئله ای در جریان است و شک و تردید ما بی پایه و اساس نیست. خـیـانت در زنـدگی عـاطـفی شـامـل نـمـونه های متفاوتی است:علاقه نابهنگام ظاهری بـه شخصدیـگر، جــذب انرژی پر اندازه فرد دیگری شـدن (که در تـمام حـالات زنـدگـی وجـود نـدارد و مقطـعی و گــذراست)، تماس های تلفنی مشکوک و غیبت های مکرر. چه شما با یک چنین شرایطی مواجه شوید یا نه قبل از اینکه دست به هر نوع اقدام مقتضی بزنید باید از حقیقت کلیه امور اطمینان خاطر حاصل کنید.
برای شروع بحث و گفتگو پیرامون مسائل اینچنینی باید وقت مناسبی را پیدا کنید. هیچ یک از شما دو نفر نباید احساس اضطراب و تشویش داشته باشد؛ با مهیا شدن زمان مناسب، می توانید به راحتی در مورد دیده ها و شنیده های خود با او صحبت کنید. از او بخواهید که صادقانه نظر خود را با شما در میان بگذارد و به شما بگوید که احساس می کند رابطه در چه مسیری قرار گرفته و به کجا خواهد رفت. اگر او به راستی در حال خیانت کردن به شما باشد این امکان وجود دارد که از همان ابتدا حالت تدافعی به خود بگیرد و بگوید که احساسات شما چیزی جز فکر و خیال بی پایه و اساس نیست. سعی کنید تا جایی که می توانید اجازه ندهید بحث از مسیر اصلی خود منحرف شود و به سوی مجادله و مشاجره های بی ارزش و بی اعتبار کشیده شود. تمام حواس خود را بر روی رابطه و اینکه چگونه با کمک یکدیگر می توانید کاری برای بهبود آن انجام دهید، متمرکز کنید.
شاید برای موفقیت در این راه نیاز به کمک های خارجی نیز پیدا کنید که در اینصورت به راحتی می توانید از مشاور و دفاتر روان درمانی بهره بگیرید. با راهکارهایی که در این مراکز به شما آموزش داده می شود به درستی روش های یک گفتگوی مسالمت آمیز را یاد می گیرید و می توانید بحث را طوری دنبال کنید که به بیراهه کشیده نشود. در تمام مراحل واقع بین باشید و چشم های خود را بر روی حقیقت نبندید؛ ممکن است برای احیای یک رابطه سالم نیاز باشد که هر دوی شما تغییراتی اساسی در روند اخلاق و رفتار خود بدهید.


قدرت متقاعد ساختن شخصی
مانند تمام چیزهای دیگر، اگر در متقاعد ساختن خود نیز اصل اعتدال و میانه روی را رعایت کنید به نتایج مفيدي دست پیدا خواهید کرد. به احتمال زیاد با چشمهای خود افراد بسیار زیادی را دیده اید که دیوانه وار "عاشق" کسانی هستند که چهره های بسیار معمولی دارند. جالب اینجاست که اینگونه افراد معشوقه های خود را به چشم جذاب ترین و زیباترین فرد روی کره زمین هم می بینند. اگر شما هم اینگونه بتوانید خودتان را متقاعد سازید، مطمئن باشید که تا پایان عمر زندگی شاد و سعادتمندی را در پیش رو خواهید داشت.
زمانیکه شما و یا شریک زندگی تان در حال سپری کردن دوران پر استرسی هستید و یا زمانیکه مضطرب و ناامید بوده و احساس نا امنی می کنید، خیلی خوب است که خودتان را با چیزهای دیگر متقاعد کنید و سعی کنید تا جایی که می توانید از مسائل و مشکلاتی که واقعا در حال اتفاق افتادن هستند کناره گیری کنید.
البته افراط و تفریط در این فرایند عواقب خاص خود را به همراه دارد؛ برخی افراد به طور کامل چشم هایشان را بر روی تمام حقایق می بندند و حتی از آشکارترین مشکلات زندگی نیز چشم پوشی می کنند و بالطبع همیشه جزء آخرین افرادی هستند که از ماجراهای اطراف با خبر می شوند. گروه دیگری نیز وجود دارند که بیش از اندازه گوش به زنگ هستند و زمانیکه حتی کوچکترین دلیلی برای شک و تردید وجود ندارد، نسبت به شریگ زندگی خود بد گمان شده و به او سوء ظن پیدا می کنند.
در هر دو حالت کسی که خودش را گول می زند لطمه خواهد دید؛ چه کسی که نسبت به کارهای شریک زندگی اش بی اهمیت است و چه کسی که شریک صادق و وفادار خود را با حسادت های بی موردش کلافه می سازد.


روش های کنترل حسادت
حسادت های غیر منطقی ریشه در احساست و عواطف درونی شخص دارند. البته ممکن است مربوط به قضایای خاصی که بین شما و شریک زندگیتان اتفاق افتاده نیز بشوند. اما شما تنها در صورتی قادر به فائق آمدن بر آنها هستید که با تزلزل ها و تشویش های درونی تان روبرو شوید و با آنها مقابله کنید.
گاهی اوقات استرس های خارجی ( موقعیت شغلی دشوار، جابجایی، مرگ نزدیکان) می تواند باعث به وجود آمدن اضطراب هایی در شما بشود که در نهایت خود را به صورت حس حسادت در شما بروز دهند. اما اگر احساس کردید که حس حسادت شما به یکباره بیش از اندازه معمول بالا رفته و هیچ دلیل مشخصی هم برای اثبات آن وجود ندارد بد نیست تعادل مواد شیمیایی بدن خود را آزمایش کنید. نمونه رایج در این باب خانم ها هستند که در زمان پیش قاعدگی و حین دوران حاملگی به دلیل تغییر هورمونی استرس و تشویش فراوانی را متحمل می شوند. درمان با دارو و یا روان درمانی می تواند به شما کمک کند تا به حس حسادت خود فائق آمده و از منبع تغذیه آن آگاه شوید.


کارگاه شخصی روابط
در یک ارتباط سالم احساساتی نظیر شک، حسادت، فریب و نیرنگ وجود ندارد. دو طرف به یکدیگر اعتماد کامل دارند و مطابق با اطمینان دو جانبه با یکدیگر برخورد میکنند. هر یک از آنها قوانین خاص خود را برای بقای رابطه وضع می کند و با کمال میل از آنها پیروی نموده و بر این باور است که ارتباط ارزش دارد تا برای حفظ آن تلاش کند.
البته ناگفته نماند که یک ارتباط سالم همواره با حس کنجکاوی و پرسش همراه است. هنگامیکه دو نفر به هم علاقمند هستند و عاشقانه یکدیگر را دوست می داند همیشه از اینکه بتوانند چیزهای جدیدی در مورد طرف مقابل خود کشف کنند خوشحال میشوند، حتی اگر مدت زمان بسیار زیادی باشد که در حال زندگی کردن با هم باشند. یاد گرفتن چیزهای جدید در مورد یکدیگر -"کارگاه شخصی روابطه" بودن- جزئی از فرایند رو به جلو برای قبول و احترام گذاشتن به یکدیگر است.


ریشه های حسادت
حسادت یک احساس ناخوشایند است که ریشه آن در احساس ناامنی و تزلزل نهفته است. چه دلیلی برای بروز حسادت وجود داشته باشد چه نداشته باشد به هر حال فرد حسود با استرس و تشویش روبروست و حتی به مسائل بسیار جزئی که اصلا هیچ گونه ارتباطی با زندگیشان ندارد، غبطه می خورند! برای بسیاری از افراد حسادت به دلیل ترس از رها شدن و تنها ماندن به وجود می آید. این امر زمانی معنا پیدا می کند که از نظر اقتصادی، اجتماعی، جنسی، و احساسی و ... همسانی در یک رابطه وجود نداشته باشد. شخصی که قدرت کمتری دارد بی اختیار و ناآگاهانه از شک و تردید و یا حسادت استفاده می کند و تصور می کند که با این کار می تواند بر کمبودهای خود غلبه نموده و همطراز شریک زندگی خود شود.
مانند خشونت، حسادت نیز نمی تواند کاری از پیش برد و فقط رابطه بین دو نفر را تیره و تار می کند و باعث از بین رفتن صمیمیت هاست. اگر بتوانید منبع اصلی بروز حسادت را پیدا کرده و با آن مقابله کنید می توانید به ادامه رابطه خود امیدوار باشید.


حریم شخصی در روابط
همانطور که قبلا هم اشاره کردیم، فریب و نیرنگ در یک ارتباط سالم جایی ندارد؛ اما با این وجود باز هم نیاز نیست که شما همسرتان را در جریان جزء به جزء تمام کارهایتان قرار دهید و به طور کلی زندگی شخصی خود را فراموش کرده و با خلوت و تنهایی خود برای همیشه خداحافظی کنید.
به عنوان مثال اگر با شریک زندگی خود ارتباط جنسی برقرار می کنید، مسلما او باید بداند که آیا از قرص های ضد بارداری استفاده می کنید و یا اینکه مبتلا به بیماری های آمیزشی هستید یا خیر. اما لازم نیست حتما بداند که تا کنون شما با چند نفر همبستر شده اید. این کاملا منطقی است که دور این مسائل یک خط قرمز بکشید و حد و مرز خودتان را حفظ کنید. می توانید به راحتی در پاسخ به چنین پرسش هایی بگویید: "من راحت نیستم در مورد این مسائل صحبت کنم، هر چه بوده مربوط به گذشته است و دیگر تمام شده؛ حالا من با تو هستم و ترجیح می دهم که در مورد خودمان صحبت کنیم." اگر شما فکر ازدواج و یا باردار شدن از شریک زندگی فعلیتان را در سر می پرورانید باید بگوییم که حتما در پی کسب اطلاعاتی در مورد گذشته و خانواده او باشید. این امکان وجود دارد که شخص مورد نظر شما ازدواج قبلی داشته باشد، سابقه محکومیت کیفری در پرونده اش ثبت شده باشد، و یا اینکه اصلا در مورد هویت خود به شما دروغ گفته باشد.
هر چقدر که مدت زمان بیشتری از شروع یک رابطه می گذرد حد و مرزهای افراد مشخص تر شده و هر یک حدود شخصی خود را به روشنی درک می کند؛ مثلا خانم و آقا با هم توافق می کنند که e-mail یکدیگر را نخوانند و یا به یکدیگر اعتماد کنند که حرف های هم را قبول کنند در مورد چیزهایی که دانستن آنها هنوز برایشان زود است، پافشاری نکنند. نکته بسیار مهمی که در تمام این مراحل باید به آن توجه داشت این است که تمامی تصمیم ها باید با رضایت کامل هر دو طرف اتخاذ شود.


خیانت به چه امری اطلاق می شود؟
غیر ممکن است که بتوانید ارتباط شریک زندگی خود را با محیط خارج قطع نموده و تا پایان عمر او را در خانه حبس کنید. همانطور که می دانید انسان یک موجود اجتماعی است؛ هم شما و هم شریک زندگیتان در طول روز با افراد بسیار زیادی در ارتباط هستید و این نوع روابط روزمره اجتناب ناپذیر هستند. بنابراین باید علاج واقعه را قبل از وقوع شناسایی کنید. یکی از روش هایی که می توانید اضطراب و تشویش را از میان بردارید، وضع قوانین بنیادین برای شرایط متفاوت به شرح زیر است:
شاید احساس کنید که نیاز دارید برخی سوالات را از یکدیگر بپرسید،
-- از نظر فیزیکی بر روی چه نوع ارتباطی نام خیانت می گذارید؟ آیا بوسیدن دیگری خیانت محسوب می شود؟ در آغوش گرفتن و دست دادن چطور؟
-- چه مدت وقت برای هر یک از شما لازم است تا با دوستان و به دور از شریک خود باشد؟
-- در چه زمانی و چه مکانی می توانید با یک نفر جنس مخالف تنها باشید؟
-- زمانیکه یکی از شما دو نفر در سفر تجاری است به چه طریق با یکدیگر ارتباط برقرار می کنید؟
-- چه نوع فعالیت های اینترنی از نظر شما اشکال ندارد و شریکتان می تواند آنها را انجام دهد؟ چت روم؟ سایت های همسر یابی؟
قوانین هر کس فرق می کند و نمی توان گفت که فقط یک راه "صحیح" وجود دارد که همه ملزم به پیروی از آن هستند. برای مثال زیبا و آرش معتقدند که برقراری رابطه دوستي با افراد دیگر اشکال ندارد به شرط اینکه ارتباط صميمانه خودشان به همان صورت حفظ گردد. بیشتر زوج ها با یک چنین چیزی موافق نیستند اما این مسئله ای است که زوجین خودشان باید در مورد آن تصمیم نهایی را اتخاذ نمایند. اگر یکی از آنها بعدها ناراضی شد می توانند دوباره در مورد قانونگذاری های گذشته تجدید نظر کرده و به توافق مجدد دست پیدا کنند.


بازجویی و پرسش
گاهی اوقات اضطراب و حسادت خود را در غالب بازجویی آشکار می سازد. شخص مضطرب مانند یک بازپرس عمل کرده و شریک زندگی خود را تحت فشار شدید قرار داده و او را محاکمه می کند.
پیش از اینکه سوزن ها را داغ کنید، نور های روشن بر سر متهم خود بیندازید، و آماده برقراری جلسه بعدی محاکمه شوید به تاثیراتی که پرسش های شما می تواند برروی شریک زندگیتان داشته باشد فکر کنید. آیا مطرح کردن این سوالات کمکی به بهبود رابطه می کند؟ یا باعث می شود در مورد خودتان احساس بهتری پیدا کنید؟ پرسش و پاسخ بخش طبیعی هر گونه ارتباطی است، اما زمانیکه پرسش های شما تبدیل میشود به اتهام زدن و با مطرح کردن سوال قصد دارید تا مچ شریک خود را بگیرید، طبیعی است که طرف مقابل در برابر شما حالت تدافعی به خود می گیرد. در بسیاری از موارد دیده شده که طرفی که به هیچ وجه کار اشتباهی مرتکب نشده تحت تاثیر بیش از اندازه قرار می گیرد، نسبت به رابطه بی میل شده، احساس خود را به طرف دیگر از دست می دهد و موجبات خیانت کردن به راحتی فراهم می گردد. هر چه سوال ها بدتر و توهین آمیز تر باشند ترس و وحشت شدیدتری را به همراه خواهند داشت.
به همین دلیل همیشه اول سعی کنید که نگاهی به خودتان بیندازید. زمانیکه سوال می پرسید آیا هدف اصلی شما رسیدن به پاسخ مناسب است؟ آیا به دقت به پاسخ های او گوش می دهید؟ برای احساسات شریکتان ارزش قائل می شوید و به پیام های ناگفته ای که می توان از کلمات استنباط کرد توجه می کنید؟
یک تاکتیک بهتر این است که به جای اینکه بیایید و در مورد حقایق با هم بحث کنید از احساسات و عواطفتان سخن بگویید. مکالـمـه را بـا جـمله ای شبیه به این آغاز کنید: "احساست در مورد.........چگونه است؟" یا " من احساس می کنم که............" بدون اینکه بخواهید از فرصت استفاده کرده و سوال بعدی را در ذهنتان آماده کنید به پاسخ های طرف مقابل توجه کنید. سعی کنید از کوچکترین فرصت ها برای بدست آوردن شناخت بیشتر در مورد شریکتان استفاده کنید .
 

 

 

 

 

 

 

 Ãدانش روزانه


چطور
غم غربت را کم کنیم؟
 

روان‌شناسان می‌گویند غم غربت در ابتدای مهاجرت کاملا طبیعی است اما راه‌هایی وجود دارد که از این غم پیشگیری یا دوره آن را کوتاه‌تر کنیم.
سال اول دانشگاه بود. 5 نفر سال اولی با هم توی یک اتاق بودیم و تقریبا همه‌مان از یک استان دور آمده بودیم.
کسی که خانه‌اش از همه به دانشگاه نزدیک‌تر بود، 10 ساعت تا پدرو مادرش فاصله داشت و کسانی که دورتر بودند، فاصله‌شان به 15 ساعت هم می‌رسید. چند تا از بر و بچ که بیشتر به خانه و خانواده وابسته بودند، وقتی دلشان هوای خانه را می‌کرد کار جالبی می‌کردند؛ کاری که هیچ‌وقت یادم نمی‌رود؛ شب که می‌شد چراغ‌ها را خاموش می‌کردند، به یکی که صدایش غمگین‌تر بود می‌گفتند بخوان و هرکس می‌رفت روی تخت خودش، زیر پتوی خودش و می‌زد زیر گریه! «غم غربت» در روزهای اول مهاجرت بیداد می‌کرد اما کم‌کم، هم غم غربت کمتر شد و هم بچه‌ها دیگر توی اتاق گريه‌و‌زاري نکردند!
این آدمیزاد هم معلوم نیست چه‌جور موجودی است؛ اگر بگذاری در همین محیط آشنای خودش روزهایش را بگذراند، کم‌کم از روزمرگی حالش به هم می‌خورد و شروع می‌کند به شعاردادن که «آب هم اگر یک جا بماند می‌گندد»؛ حالا همین آدمیزاد را اگر از همین روزمرگی‌ها که گذشته و خاطره‌هایش را ساخته‌اند جدا کنی و بگذاری‌اش توی یک محیط جدید، چنان نوستالژی گذشته می‌گیردش که می‌دهد با خط خوش و جوهر طلا برایش بنویسند «به یاد یار و دیار آن‌چنان بگریم زار / که از جهان ره و رسم سفر بر اندازم».
حتی اگر آن‌قدر پوست‌کلفت باشد که مثل آن امیر دوره رودکی چندین و چند سال با غربت حال کند، یکدفعه یک شعر چنان دگرگونش می‌کند که کاروان راه می‌اندازد و هی از رودکی می‌خواهد که بخوان «بوی جوی مولیان آید همی!». اصلا مانایی یک دوبیتی مشهور نشان می‌دهد که غریبی یکی از غم‌های سه‌گانه همیشگی ما ایرانی‌هاست. نگویید شما تابه‌حال بيت «سه غم اومد به جونم هر سه یک‌بار/ غریبی و اسیری و غم یار...» را زیر لبتان زمزمه نکرده‌اید.
از طرف دیگر اصلا این آمیزاد مشتاق است که حالش گرفته باشد؛ حالا چه به بهانه قرارگرفتن در سن خاص (بحران 30 سالگی که یادتان هست؟) و چه به بهانه قرار‌گرفتن در مکان خاص. خلاصه اینکه این آدمیزاد، همیشه خدا، بین دوتاقطب فرار از محیط آشنا و نوستالژی به محیط آشنا گیر کرده بوده است و نشانه‌اش هم، همین ضرب‌المثل‌ها و بیت‌ها که ذکرش رفت.


هوای خانه چه دلگیر می‌شود گاهی
ظاهرا روان‌شناس‌ها قبلا با تحقیق درمورد غم غربت بیشتر حال می‌کرده‌اند. اواسط قرن هفدهم میلادی یک بابایی آمد واژه «نوستالژی» را ابداع کرد و این را انداخت توی دهان جماعت. بعدها روان‌شناس‌ها یک واژه اختصاصی‌تر برای غم و غصه اول مهاجرت در نظر گرفتند؛ "Home sick" که معناي تحت‌اللفظی‌اش می‌شود «بیماری خانه» و معنایش همان غم غربت است.
جالب است بدانید که فروید حتی اسهال و یبوست روزهای اول مسافرت را هم به اضطرابی که مکان جدید و خود سفر برای آدم به وجود می‌آورد ربط می‌داد. از 30 سال گذشته به اين طرف که مهاجرت‌ها خیلی گسترده‌تر و طولانی‌مدت‌تر شده‌اند و مخصوصا جهان‌سومی‌ها ترجیح می‌دهند کشورهایی کاملا دور از وطن و فرهنگ وطن را به عنوان مقصد انتخاب کنند، هم این بحث «غم غربت» دارد جدی‌تر دنبال می‌شود و هم بحث‌های جدی‌تری مثل بحران هویتی که نوجوانان نسل دوم مهاجرت با آن درگیر می‌شوند؛ بحران هویتی که دوبرابر شدیدتر از بحران هویت نوجوانان بومی است.
آنها، هم باید با بحران معمول نوجوانی کنار بیایند و هم باید با ارزش‌های جامعه پدری و ارزش‌های جامعه فعلی درگیر باشند.
از آنجا که همشهری جوان بین‌المللی نیست(!) و بیشتر ما در سطح کشور خودمان مهاجرت می‌کنیم و با همان «غم غربت» معمول باید کنار بیاییم، بی‌خیال بحران هویت در غربت می‌شویم. حالا بگذریم از اینکه توی همین مملکت خودمان هم گاهی آن‌قدر تفاوت فرهنگی بین 2 شهر کوچک و بزرگ، عمیق است که نوجوانان نسل دوم پدر و مادران مهاجر، کمی بیشتر بحران‌زده می‌شوند!


نگاه مردم بیگانه در دل غربت...
«غم غربت» یک حس طبیعی تنهایی و سردرگمی در موقعیت غربت است. حالا بعضی‌ها می‌گویند که این غربت کاری به مکان ندارد و آدم از کارهای روزمره که خلاص شد، توی ننوی خانه پدری هم که باشد «غم غربت» می‌آید سراغش. بعضی‌ها حتی معناهای ماوراء‌الطبیعی به این قضیه می‌دهند و آن را ربط می‌دهند به دوری بنی بشر از وطن اصلی‌اش که همانا بهشت باشد.
بعضی‌ها هم معنا‌های فلسفی به آن می‌دهند و می‌گویند این حیرت و سردرگمی که بعد از فراغت از روزمرگی پیش می‌آید، اتفاق مبارکی است و اصلا فلسفیدن و پرسش از چیستی و چرایی جهان از همین‌جا شروع می‌شود و خلاصه اینکه اگر این سردرگمی‌ها را جدی بگیرید کم‌کم‌اش می‌شوید «دریدا».
ادبیاتی‌ها هم دست از سر غم غربت بر نداشته‌اند. میلان کوندرا در کتاب زیبای «جهالت» غم غربت را با یک تحلیل زبان‌شناسانه به بی‌خبری ربط می‌دهد و می‌نویسد: «تو از من دوری و من از تو بی‌خبرم. کشورم از من دور است و نمی‌دانم آنجا چه خبر است».
اما متاسفانه ما روان‌شناسیم و می‌خواهیم غم غربت را در معمولی‌ترین معنایش در نظر بگیریم. در این معنا از نظر فیلسوفان چیپ و پیش پا افتاده، غم غربت وقتی سراغ آدم می‌آید که فرد از خانواده یا محیط همیشگی‌اش جدا می‌شود؛ حالا هرچه این جدایی همیشگی‌تر و دورتر باشد، احتمال بیشتری دارد كه غم غربت شدید‌تر بیاید سراغ آدم.
غم غربت ربطی به سن ندارد ولی خب، قبول کنید که هرچه آدمیزاد بزرگ‌تر بشود، سنگدل‌تر (شما بخوانید دل‌گنده‌تر و دانشجویان روان‌شناسی بخوانند تمایزیافته‌تر!) می‌شود؛ به همین خاطر است که کودکان دور از خانه، بیشتر از جوانان، و جوانان بیشتر از بزرگسالان غم غربت می‌آید سراغشان. جالب است بدانید که کودکان مثل بچه آدم غم غربتشان را با غمگینی نشان نمی‌دهند؛ آنها کارهایی می‌کنند که بیشتر جلب توجه کند.
مسلما مسئولین یک مدرسه شبانه‌روزی بیشتر به معده درد، گلودرد، سردرد و تهوع توجه می‌کنند تا به یک غم پیش پا افتاده. خب، کودکان هم در ناخودآگاه‌ترین شکلش همین نشانه‌ها را نشان می‌دهند و در خودآگاه‌ترین حالتش تمارض می‌کنند و نمی‌روند مدرسه؛ به همین راحتی!
اگر آن نظر اول - که گفتیم غم غربت را به فراغت از روزمرگی ربط می‌دهد - را با نظر دوم - که غم غربت را به جدایی فیزیکی ربط می‌دهد - ترکیب کنیم نتیجه‌اش این می‌شود که ما زمانی بیشتر احساس غربت می‌کنیم که هم در شهر غریبی زندگی کنیم و هم موقع استراحت‌مان باشد و تقریبا کاری برای انجام نداشته باشیم. اول صبحگاه و آخر شامگاه پیش از رفتن به خواب شیرین، بیشتر احتمال دارد که اشک غربت گوله گوله از چشم‌هایمان بریزد.
بعضی آدم‌ها هم هستند که به دلایل پیچیده روانکاوانه بیشتر مستعد غم غربتند. مثلا آدمي‌ که طلاق گرفته‌ یا کسی که در کودکی یک فقدان بزرگ مثل از دست دادن مادر را تجربه کرده‌، ممکن است نگاهش به جهان جور دیگری باشد؛ ممکن است فرض اولیه‌ او این شده باشد که کلا جهان و اهل جهان کمر بسته‌اند که چیزها و کسانی را از او بگیرند.
حالا که غربت دوباره در شکل یک «از دست دادن» ظاهر می‌شود، فرض اولیه او دوباره تایید می‌شود و خب، معلوم است که از آدم‌های دیگر غمگین‌تر می‌شود و ممکن است حتی غمگینی‌‌اش به افسردگی تبدیل شود.
بعضی‌ها هم بر عکس، کمتر غم غربت را تجربه می‌کنند؛ مثلا کسانی که خودشان غربت را انتخاب کرده‌اند و به اجبار دیگران یا شرایط مهاجرت نکرده‌اند یا کسانی که کلا شخصیت‌شان جوری شکل گرفته است که به تجربه‌های تازه اشتیاق بیشتری دارند.
همان‌طور که از اول متن هی داریم تکرار می‌کنیم، غم غربت طبیعی است و معمولا با خوگرفتن به محیط جدید از بین می‌رود یا در مواقع خیلی کمتری به سراغتان می‌آید.
اما ممکن است که همین غربت باعث شود یک افسردگی پایه‌ای‌تر در وجودتان زنده شود یا بدنتان شروع کند به پارازیت انداختن. این‌جور موقع‌ها بهتر است که سری به يك روان‌شناس یا پزشک بزنید.


غریبی و اسیری چاره داره...
همان‌طوری که شاعر شیرین‌سخن، قرن‌ها پیش‌تر از ما تشخیص داده است «غریبی و اسیری چاره دارد» و خدا به «غم یار و غم یار و غم یار» مبتلایتان نکند! ما نمی‌دانیم چاره‌هایی که در ذهن آن شاعر غلیان می‌کرده، چه بوده است اما چاره‌های مدرن غم غریبی اینها هستند:

1 نشانه‌های پیوستگی را با خودتان ببرید
همان‌طور که میلان کوندرا می‌گوید، هر چیزی می‌تواند نوستالژی شما را زنده کند؛ یک مزه، یک منظره، یک صدا و حتی یک بو. در مورد این آخری یعنی ربط بو و خاطره حتی پای عصب‌شناس‌ها هم به قضیه باز شده است و آنها فهمیده‌اند که به این خاطر بوی گذشته بدجوری خاطره‌ها را تحریک می‌کند که مرکز بویایی و مرکز تشکیل حافظه در مغز همسایه‌اند.
اینها را گفتیم که به اینجا برسیم که می‌توانید همین واقعیات را خودتان مدیریت کنید؛ یعنی به جای اینکه یکدفعه با رسیدن بوی گندم در مرکز تحقیقات کشاورزی کرج یاد گندمزارهای ولایت‌تان بیفتید، خودتان از اول نشانه‌هایی همیشگی از خانه را با خودتان داشته باشید.
آوردن یک قاب عکس، یک مجسمه، یک کتاب قدیمی، یک شیشه عطر، یا یک سفره کوچک از خانه پدری به خوابگاه یا خانه مجردی باعث می‌شود با گذشته احساس پیوستگی کنید، احساس نکنید که یکدفعه جدا افتاده‌اید و لااقل اشیايی فیزیکی شما را به گذشته‌تان وصل ‌کنند.


2 با یک نفر از غم غربت حرف بزنید
چه روان شناس‌ها بگویند و چه نگویند، همه عالم و آدم می‌دانند که حرف‌زدن درباره غصه‌ها، آدم را سبک كرده و هیجان‌ها را خالی می‌کند. اما مهم این است که با چه کسی از غم غربت حرف بزنیم. بدترین انتخاب کسانی هستند که هنوز در وطن حضور دارند.
تصور کنید شما در روزهای اول دانشگاه‌تان زنگ بزنید به مامان جانتان و با او از غربت بدجور دم غروب حرف بزنید؛ با این کارتان هم یک نفر دیگر را غصه‌دار می‌کنید و هم با صدای مادر که خواهش می‌کند پیشش برگردید، غم و غصه خودتان شدیدتر می‌شود.
بهتر است به جای این «بچه ننه» بازی‌ها، زنگ بزنید به یکی از نزدیکان‌تان که از شما باتجربه‌تر است و قبلا غم غربت را پشت‌سر گذاشته؛ مثلا خواهر و برادر بزرگ‌تری که قبلا دانشگاه را در یک شهر دور گذرانده‌اند یا اینکه دارند سال‌های آخر را می‌گذرانند.
اگر هم هیچ‌کس را پیدا نکردید، در مرکز مشاوره دانشگاه و مراکز مشاوره سطح شهر همیشه به روی شما باز است؛ رو‌به‌روی یک متخصص می‌نشینید که هم شما را از طبیعی‌بودن غم غربت مطمئن می‌کند، هم خودتان خالی می‌شوید و هم دست خالی بر نمی‌گردید؛ یعنی دیگر دلتان پر نیست اما دست‌تان پر است!


3 به غربت یک‌جور دیگر نگاه کنید
تصور کنید که شما تا آخر عمرتان در همان شهر خودتان می‌ماندید. از بالا به این کره خاکی نگاه کنید و خودتان را تصور کنید که فوق فوقش دارید در دورترین خیابان‌های شهر خودتان ورجه ورجه می‌کنید. حالا یک خط بکشید از شهر خودتان به یک شهر دیگر. آن آدم کوچولو را از این خط عبور دهید و وارد شهر جدید کنید؛ یک عالمه آدم جدید، جای جدید، هنجارها و نابهنجاری‌های جدید، رسم و سنت‌های جدید و خلاصه یک دنیای جدید.
حالا فکر کنید آن آدمی که تا آخر عمرش توی شهر خودش می‌ماند داناتر، بالغ‌تر و برای ادامه زندگی آماده‌تر است یا شمایی که از این خط فرضی گذشته‌اید و دنیای دیگري را تجربه کرده‌اید؟ زود درمورد مکان جدید قضاوت نکنید و با تمام بدی‌ها و خوبی‌هایش آشنا شوید. شاید بدی‌های فراوان روزهای اول به ناآشنایی شما برگردد وگرنه «چیزهایی هم هست» به قول سهراب.


4 صبور باشید
البته غم غربت اگر هیچ کاری انجام ندهید، به خودی خود حل نمی‌شود. اگر شما تا ابد توی اتاق خودتان بمانید، تا ابد غم غربت رهایتان نمی‌کند. یکدفعه وسط امتحان‌های میان‌ترم یا وقتی تازه دارد کارتان می‌گیرد، «بوی جوی مولیان» نزند زیر دماغ مبارک‌تان و بروید خانه؛ ببینید کی سرتان خلوت‌تر است که به خانه بروید.
وقتی هم زنگ می‌زنید به اعضای محترم خانواده، از حال و احوال خودشان بپرسید و از حال و احوال خودتان – البته غیر از غم غربت- بگویید. این‌طوري حس مي‌کنید در جریان کارهای ولایت قرار دارید و یک جورهایی انگار در آنجا حضور دارید. خلاصه آن «بی‌خبری» میلان کوندرایی باعث غم غربت‌تان نمی‌شود.


5 دوستان جدیدی پیدا کنید
این یکی به همین سادگی‌ها هم نیست. برای اینکه دوستان محترم توزرد در نیایند، بهتر است آنها را به واسطه یک جای دیگر بشناسید؛ یعنی یکدفعه در اتوبوس طرح دوستی با یک نفر نریزید. شرکت در کلاس‌هایی که به آنها علاقه دارید، هم سرگرم‌تان می‌کند و هم شما را با یک عالمه آدم آشنا می‌کند که هم با شما علایق مشترک دارند و هم ممکن است همدم و همراه شما باشند در غم غربت.
 

 

 

 

 

 

Ãاس.ام.اس روزانه

روزهاي فرد هفته منتظر ما باشيد
roozane_sms@yahoo.com

1149- من سلام بی جوابی بوده ام / طرح وهم اندود خوابی بوده ام / چون که راه ز آغاز شب آغاز گشت / لاجرم، رحم همه در شب گذشت (7161-0911)

1150- ميگن لبخند ربطی با مرگ نداره،ولی تو بخند تا من برات بميرم!!! (5202-0912)

1151- من از عمرم چه فهميدم، نفهميدم چه فهميدم، همان اندازه فهميدم که فهميدم نفهميدم...... (قسمتی از دفتره خاطرات آقاي خنگ ) (0892-0915)

1152- سرمايه ي آدمی 1 نفس است و آن 1 نفس از براي 1 هم نفس است! اگر نفسی با نفسی هم نفس است ان 1 نفس از براي 1 امر بس است. نفسم دوست دارم. (0892-0915)

1153- بوس تنها تصادفيه که پليس نداره و بغل هم تنها پارکينگيه که جريمه نداره پس بيا بريم پارکينگ با هم تصادف کنيم (0892-0915)

1154- نگاهم در نگاهت کرد برخورد.....خدا مرگت دهد حالم بهم خورد (6094-0915)

1155- در چهره ي تو مهر و صفا موج مي زند، اي شهره در وفا و صفا ! مي پرستمت. (0892-0915)

1156- مطبوع رسمك بالقلب وأسمك على لساني ياربي نبقى للابد واحد يعز الثاني
تصويرت روی قلبم و اسمت روی زبانم نوشته شده، ای خدا کاری بکن تا ابد عزيز هم باشيم. (2911-0916)

1157- ای که از بين دو چشمم خواب شيرين را ربودی \\\ ای که صبح روز جمعه خسته و زارم نمودی\\\بيش از اين زجرم نده،شايد که من قدری بخوابم\\\شايد از دست مساگت بنده آسوده بمانم!!!(از دل نوشتهيه شخصی!) (5270-0911)

1158- تا كه بوديم نبوديم كسى/كشت ما را غم بى هم نفسى / تا كه خفتيم همه بيدار شدند/تا كه مرديم همگى يارشدند/ قدرآن شيشه بدانيد كه هست/نه درآن موقع كه افتاد و شكست. (3933-0913)

1159- در نگاه کسی که پرواز را نميفهمد هر چه اوج بگيری کوچکتر خواهی شد. (1507-0932)

1160- گفتم مرا چقدر دوست داری گفت به اندازه ي شکفه هاي بهاری طفلي راست ميگفت چون شکوفه هاي بهاری مهمون چند روزن (1507-0932)


شماره براي ارسال مسيج : 09125698059

 

 

 

 

 

اول بهمن

Mobin_s2004@yahoo.com

Mobin_s2004@yahoo.com

 

1 بهمن / 21 ژانويه / 12 محرم

Mobin_s2004@yahoo.com
1 بهمن ماه هجري خورشيدي
Mobin_s2004@yahoo.com
ترس دولت روسيه از نادر شاه:
بدون جنگ از همه دعاوي خود گذشت و از همان راهي كه آمده بود باز گشت

نادر شاه

21 ژانويه سال 1732دولت روسيه طبق يادداشتي كه در رشت به نماينده دولت ايران تسليم شد مفاد قرارداد سال 1724 خود با دولت عثماني را كه به امضاي پتر يكم و سلطان عثماني رسيده بود كان لم يكن و بلااثر اعلام داشت. طبق اين قرارداد كه با ظهور نادر و از ترس او لغو شد، دولتين روسيه و عثماني با سوء استفاده از ضعف ايران به سبب جنگ داخلي (تصرف اصفهان به دست قندهاري ها) توافق كرده بودند كه سراسر غرب ايران ــ از گرجستان تا خوزستان ــ به عثماني و نواحي ساحلي شمال ايران ــ از حاجي طرخان تا استراباد ــ به روسيه تعلق داشته باشد. پتر يكم تزار روسيه چند روز پس از امضاي اين قرار داد درگذشته بود.
     در سال 1724 دولت عثماني هنگامي كه شنيد كه پتر يكم امپراتور روسيه با 45 هزار سرباز و صدها توپ در حاجي طرخان مستقر شده و قصد راندن به جنوب و رساندن خود به آبهاي اصطلاحا گرم اقيانوس هند را دارد كه هدف نهايي اوست پيشنهاد انعقاد آن قرارداد را داده بود كه ميان دو كشور برسر ايران كه اوضاع مبهمي داشت درگيري روي ندهد و به علاوه، روسها طمع به غرب ايران نكنند. پتر يکم با اين پيشنهاد موافقت كرده بود.
     جانشينان پتر پس از اطلاع از ظهور نادر و قلع و قمع قندهاري ها و عقب راندن عثماني و بركنار كردن طهماسب دوم شاه صفوي، حساب كار خود را كردند و ضمن لغو يكجانبه قراردادي كه باعثماني امضاء كرده بودند از همه دعاوي خود دست برداشتند و دستور بازگشت نيروها را صادر كردند.
     باوجود لغو اين قرار داد و باز گرداندن نيروها، روسيه در بيرون بردن باقيمانده واحدهاي نظامي خود از بادكوبه (باكو) تعلل مي ورزيد كه نادر دو سال بعد عازم داغستان شد و روسها با شنيدن اين خبر به واحدهاي باقيمانده در دژ بادكوبه دستور تخليه و بازگشت فوري دادند و شتاب در اين كار به قدري زياد بود كه سربازان روس تعدادي از توپهاي خود را برجاي گذارده بودند.
     اسناد آرشيو «سن پترز بورگ» نشان مي دهد كه به تزار وقت روسيه (جانشين پتر يکم) گزارش كرده بودند كه اگر نادر از منطقه دربند قفقاز عبور كند به تصرف روسيه قانع نخواهد شد و تا اروپاي مركزي پيش خواهد راند.

 

وقايع ابتدای انقلاب و دفاع مقدس در چنين روزي

01/11/63
بركناري سرتيپ اسماعيل نعيمي معاون فرمانده كل نيروهاي مسلح عراق.

01/11/66
ورود موشكهاي كروز امريكايي به خليج فارس.

اعضاي دائمي شوراي امنيت در زمينه چهارچوب تحريم فروش اسلحه به ايران به توافق رسيدند.
ايجاد تاسيسات نظامي در اطراف خليج فارس از سوي امريكا. (اين تاسيسات پس از 6 سال به اتمام رسيده است)

بحرين، مقر واحد كشتيهاي نيروهاي دريايي امريكا.
واگذاري سه پايگاه از جانب عمان به امريكا و اجاره به آمريكا جهت ايجاد انبار ذخاير خود.

خروج بخشي از ناوگان دريايي و مين‌روب‌هاي فرانسوي از خليج فارس

 

درگذشت محدث گرانقدر شيخ عباس قمي

1 بهمن 1319 - حاج شيخ عباس قمي محدث فاضل و عالم بزرگوار شيعه درگذشت. وي در سال 1316 شمسي براي تكميل تحصيلات خود راهي نجف اشرف شد و چون بيشتر به علم حديث علاقمند بود از محضر پرفيض علامه حاج ميرزا حسين نوري بهره‏مند شد. حاج شيخ عباس قمي بيشتر ايام ملازم و همراه علامه نوري بود. از حاج شيخ عباس قمي آثار ارزشمندي بيادگار مانده است كه از آن ميان منتهي الآمال و مفتاح الجنان را مي‏توان برشمرد.

 

 اعدام انقلابى حسنعلى منصور

1 بهمن 1343 - حسن علي منصور نخست‏ وزير  به دست محمد بخارايي از اعضاي فداييان اسلام هدف گلوله قرار گرفت. منصورعامل اجراي كاپيتولاسيون و از مهره هاي فعال اِمريكا در ايران بود. او علاوه بر تصويب كردن قانون مصونيت سياسي مستشاران اِمريكايي در ايران، در تبعيد آيت الله خميني به تركيه نقش فعالي داشت. منصور در راه مجلس شوراي ملي و در زماني حامل لايحه مصوبه هئيت دولت مبني بر اعطاي هشتاد و پنج درصد امتياز نفت فلات قاره به شركتهاي نفتي بود هدف گلوله قرار گرفت و چند روز بعد هم از دنيا رفت.

Mobin_s2004@yahoo.com
21 ژانويه ميلادي
Mobin_s2004@yahoo.com
نخستين اتومبيل «اپل» ساخته شد

Adam Opel

21 ژانويه سال 1899 كارخانه «آدام اپلAdam Opel» آلمان نخستين دستگاه اتومبيل ساخت خود به نام «اپل» را به معرض تماشاي عمومي گذارد. اين كارخانه كه در 21 ژانويه سال 1863 در «روسل شايم» آلمان (نزديك فرانكفورت) تاسيس شده بود قبلا قفل، چرخ خياطي و دوچرخه توليد مي كرد. كمپاني جنرال موتورز آمريكا كارخانه اپل را در سال 1929 به مبلغ 33 ميليون دلار از خانواده آدام اپل (كه سالها قبل از آن فوت شده بود) خريداري كرد و با راه اندازي كارخانه «واكسهال» انگلستان به صورت جنرال موتور اروپا درآورد.
    «اپل» در دهه 1970 در ايران مونتاژ مي شد و در دو نوع با نام «شورلت ايران» به فروش مي رسيد!. پس از انقلاب، احتمالا همين نام سبب توقف توليد آن در ايران شد.

 

كنكورد در خطوط هوايي

هواپيماي تجاري فوق سرعت صوت «كنكورد» ساخت يك كنسرسيوم اروپايي كه توليد آن قبلا تكميل شده بود از 21 ژانويه 1976 در دو خط هوايي فعاليت مسافررساني خودرا آغاز كرد. فعاليت اين نوع هواپيما كه هردستگاه آن در آن زمان 46 ميليون دلار بها گذاري شده بود در 26 نوامبر 2003 پايان يافت و از خطوط هوايي برچيده شد. كنكورد در طول 27 سال پرواز تنها يك سقوط داشت. توپولف (تي يو ـ 144) دومين هواپيماي تجاري فوق سرعت صوت است كه در روسيه ساخته شده است.

 

شقّه شدن «پوگاچف» انقلابي معروف روسيه

پوگاچف در قفس آهنين

پوگاچف در قفس آهنين

بيست و يکم ژانويه سال 1775 (طبق تقويم ميلادي سابق: دهم ژانويه اين سال) «يمليان پوگاچفYemelyan Ivanovich Pugachev» قزاق انقلابي روسيه، به فرمان تزار وقت در مسكو چهار شقّه شد. وي كه از قزاقهاي ناحيه «دنDon» بود قبلا سروان ارتش تزار بود و در جنگ با عثماني و آلمان شركت كرده بود. پوگاچف در جريان يك ماموريت داخلي در منطقه ولگاVolga از مشاهده وضعيت رقت برانگيز سرفهاي منطقه (كشاورزاني كه با مزرعه بفروش مي رسيدند و به نوعي «برده» بودند) و نيز نبودن قانون و ضوابط رعايت حق و انصاف آزرده شد و برضد تزار وقت (كاترين دوم) كه پوگاچف تزارها را منشاء ظلم و فساد مي دانست دست به قيام زد و در اندك مدتي بيش از ده هزار هوادار مسلح به دست آورد و شهرستان «كازانKazan» را تصرف كرد ولي بعدا از ارتش تزار كه به فرماندهي دو ژنرال از دو سوي وي را مورد حمله قرار داده بودند شكست خورد و تني چند كه خودشان را در زمره ياران او جازده بودند تا بلكه به نوايي برسند وي را در 14 سپتامبر 1974 دستگير و به ژنرالهاي تزار تسليم كردند كه در يك قفس آهنين به مسكو منتقل و در اينجا در يك ميدان عمومي شقّه شد. پوشكين نويسنده نامدار روس در كتاب «دختر كاپيتان» جزئيات دستگيري و قتل پوگاچف را شرح داده است.

 

روزي كه لوئي16 گردن زده شد

لوئي شانزدهم

ساعت ده و سي دقيقه بامداد 21 ژانويه 1793 لويي شانزدهم كه سه روز پيش از آن در يك دادگاه انقلاب پاريس به اتهام خيانت به وطن (دعوت محرمانه از دولت هاي خارجي براي حمله نظامي به فرانسه و بازگرداندن او به سلطنت) به اعدام محكوم شده بود در برابر چشمان هزاران پاريسي با گيوتين گردن زده شد و سر او را دقايقي چند در برابر جمعيت گرفتند و جمعيت فرياد زنده باد جمهوري برآورد. لويي 16 پيش از قراردادن گردنش در دستگاه گيوتين، چند جمله خطاب به مردم بيان داشته بود، ولي طبّالان صداي طبلها را آن چنان بلند كردند كه جز اطرافيان، كسي متوجه حرفهاي او نشد. باوجود مخالفت لويي، جّلاد دستهاي اورا از پشت بست و گردنش را زير گيوتين قرار داد.
    

 

روزي که لنين درگذشت

آخرين عكس لنين و همسرش كه وصيتنامه خود را به او ديكته كرده بود

آخرين عكس لنين و همسرش كه وصيتنامه خود را به او ديكته كرده بود

 21 ژانويه 1924 لنين رهبر انقلاب بلشويکي اکتبر 1917، بنيادگذار روسيه شوروي و طراح سوسياليسم لنينيستي در پي يك سكته مغزي كه قبلا عارض او شده بود، پيش از آن كه نظام تازه اش هفت ساله شود درگذشت. سپس وارثان انقلاب بلشويکي (توده يي) روسيه، بدون توجه به وصيتنامه لنين، بر سر قدرت وارد يك جنگ شش ساله شدند كه فاتح اين جنگ استالين بود كه عقيده به استقرار سوسياليسم از راه خشونت و نيز صدور سوسياليسم به ساير كشورها داشت. حتي آن قسمت از وصيتنامه لنين كه در كنار مادرش دفن شود نه در يک ميدان شهر مسکو و در ساختماني اختصاصي، و «سن پترزبورگ» را به اسم او به «لنينگراد» تغيير نام ندهند و مقامات دولتي و حزبي همانند مردم معمولي (عوام الناس) زندگي ساده داشته باشند و از تجمل بپرهيزند رعايت نشد و ....

برخي ديگر از رويدادهاي 21 ژانويه

1824:   توماس جكسون ژنرال معروف كنفدراسيون آمريكا در طول جنگهاي داخلي اين كشور به دنيا آمد. وي كه به علت دلاوري هايش به «ستون وال» معروف شده بود در سال 1863 كشته شد. ويرجينيايي ها هجدم ژانويه هر سال را به عنوان روز «لي ـ جكسون» برگزار مي كنند. در طول جنگهاي داخلي آمريكا، ژنرال لي فرمانده كل نيروهاي كنفدراسيون بود.

1861:   سناتورهاي ايالات جنوبي آمريكا از جمله جفر سون ديويس كه بعدا رئيس كنفدراسيون آمريكا شد از عضويت سنا كناره گيري كردند كه مقدمه جنگ داخلي 4 ساله آمريكا شد.

1925:   نظام حكومتي آلباني واقع در ساحل درياي آدرياتيك جمهوري شد. اين سرزمين قبلا از متعلقات عثماني در اروپا و پيش از آن وابسته به امپراتوري روم بود.

1952:   در پي بسته شدن كنسولگري هاي انگلستان به تصميم دكتر مصدق در شهرهاي ايران ، مردم در سراسر كشور دست به شادماني زدند و اين روز را تعطيل عمومي اعلام كردند، زيرا كه خاطرات بدي از مداخله اين كنسولگري ها در امور وطن خود به ويژه پس از تقسيم ايران ميان روسيه و انگلستان داشتند.

2002:   جورج بوش رئيس جمهوري آمريكا ايران ، عراق و كره شمالي را « محور شرارت Axis of Evil»خواند.

Mobin_s2004@yahoo.com
12 محرم هجري قمري
Mobin_s2004@yahoo.com

 شهادت امام سجاد (ع)

12 محرم 95 - بنابر روايتهاي مشهور حضرت امام سجاد (ع) چهارمين پيشوا ي مسلمين جهان به دسيسه وليد بن عبد الملك به شهادت رسيدند . برخي از مورخان شهادت آن حضرت را در روزهاي 18.يا25 محرم ذكر كرده اند.امام سجاد (ع ) در حماسه عاشورا و وقايع پس از آن شاهد همه صحنه هاي شهادت ، اسارت ، و توهين به خاندان عصمت و طهارت بودند ،ايشان بعد از اين واقعه بزرگ اما مصيبت بار ، پيام آور حماسه سازان عاشوراي حسني به امت اسلام بودند و توطئه هاي بني اميه را براي محو حقايق كردند تاريخ با مجاهدتهاي امام سجاد (ع) چهره واقعي كربلا را باز شناخت . از امام سجاد (ع ) علاوه بر مجاهدتهاي بسيار شان براي حفظ اسلام ، مجموعه دعاهاي عرفاني آن حضرت به يادگار باقي است كه به نام صحيفه سجاديه مشهور و از كتب معتبر مسلمانان است .

 

 رسيدن کاروان اسيران كربلا به كوفه

12 محرم 61 - كاروان اسيران كربلا متشكل از زنان و دختران وكودكان خرد سال به فرمان ابن سعد به كوفه رسيد . در اين سفر كوتاه از كنار اجساد مطهر شهيدان كربلا عبور دادند و آنان با ديدن اين مناظر دلخراش بيتاب شدند ، اما صبر پيشه كردند . حضرت زينب (س) با بيان خصوصيات ظالمانه بني اميه و و شرح مقام شهيدان اسلام اين واقعه را نشانه سر افرازي اسيران خاندان پيامبر(ص) دانستند . مشاهده كوفه واهلش براي اهل بيت بسيلر غم انگيز و دردناك بود ، زيرا مولا علي (ع) بيشتر ايام خلافتشان رادر اين شهر سپري كرده بودند اما اكنون اهل بيت آن حضرت به اسيري وارد كوفه مي شدند . اين كاروان نزديك به يك ماه و نيم در كوفه ماندند و دو روزپيش از اربعين سالار شهيدان به طرف شام حركت داده شدند.

 

 

 

 

 Ãاطلاعات روزانه

 

آب و هوا

تهران

-6
3

اهواز

7
18

تبريز

-13
1

شيراز

1
12

مشهد

-16
-4

بندرعباس

11
21

کرمان

-3
6

اصفهان

-7
5

يزد

-7
3

کرمانشاه

-7
6

اراک

-12
-5

رشت

0
6

دبی

16
21


 

نرخ  ارز، سکه و طلا در بازار آزاد

1372 تومان
937 تومان
1845 تومان
870 تومان
250 تومان
257 تومان

يورو اروپا:
دلار آمريکا:
پوند انگليس:
يکصد ين ژاپن:
ريال عربستان:
درهم امارات:

210000 تومان
102500 تومان
53000 تومان
197000 تومان

يک بهار آزادی:
نيم بهار آزادی:
ربع بهار آزادی:
طرح جديد:


 

اوقات شرعی (به افق تهران)

اذان ظهر : 12.15

اذان مغرب : 17.29

اذان صبح فردا : 5.44

طلوع آفتاب فردا : 7.12

 

 

 

 

 

Ãهديه روزانه

دانلود مجلات و کتب خارجي

IEEE Spectrum
ماه ژانويه

جديدترين شماره از ماهنامه
IEEE Spectrum

تاریخ انتشار: ژانويه 2008
تعداد صفحات مجله: 92
حجم فایل: 8 مگابايت
رمز فايل: www.mobin-group.com

برای دانلود مستقيم مجله، اینجا را کلیک کنید


 

 

 

 

 

 

 Ãتکنولوژي روزانه

آغاز به ساخت بلند ترین چرخ و فلک جهان در چین


معمولا هر کسی با دیدن چرخ و فلک 114 متری شهر توکیو در ژاپن حیرت زده میشود. اما حالا وقت آن رسیده که شهر پکن در چین این کار را انجام دهد. از دیروز چینی ها عملیات ساخت بلندترین چرخ و فلک جهان را با هزینه 99 میلیون دلار آغاز کرده اند. ارتفاع این چرخ و فلک 207 متر خواهد بود و دارای 48 اتاقک است که هر یک قادر است 40 مسافر را با خود حمل کند. به این معنی که ظرفیت حمل این چرخ و فلک 1920 مسافر است. قرار است که این غول بلند قد تا سال 2009 راه اندازی شود. فکرش را بکنید چقدر زمان لازم است تا این همه مسافر سوار چرخ و فلک بشود...
منبع

کوچکترین موبایل نوکیا



 

رقابت در طراحی و ساخت گوشی های موبایل بیشتر در زمینه افزایش کیفیت و قابلیت های آن دیده می شود. اما انگار این بار نوکیا در یک اقدام جالب دیگر کوچکترین سایز گوشی تلفن همراه را با قابلیت هایی که حتی نمی توانید تصور کنید به بازار عرضه کرد. آنچه که در تصویر مشاهده می کنید ماکت یک گوشی نوکیا مدل 5200 است که تنها در بین دو انگشت شما جای می گیرد. مدل حقیقی این گوشی قادر به فعالیت در شبکه های CDMA , GSM خواهد بود.علاوه بر آن دارای 4 گیگا بایت حافظه داخلی و نیز امکاناتی نظیر رادیو, بلوتوث, و اینفرا رد می باشد.
 

 

 

 

 

 Ãکتاب روزانه


جريان شناسي چپ در ايران


نويسنده: حميد احمدي حاجيكلايي

معرفی کتاب:
تحولات داخلی روسيه در اوايل قرن بيستم كه بر پايه هاي انديشة سوسياليستي ایجاد شده بود و بدنبال آن، انقلاب 1917 روسيه، تأثيرات عميقي بر جنبش ها و رجال سياسي جهان بر جاي گذاشت. ایران نيز به دليل همجواري با روسيه و روابط سنتي ميان رجال سياسي و فرهنگي و دولتي با سياستمداران و انديشه ورزان روسي از اين حركت تأثير پذيرفت. اين تأثير پذيري تا ساليان متمادي در بخش اعظمي از گروههاي سياسي و فكري و حتي بخش هايي از جنبش ضد استبدادي در ايران جريان مي يابد، و عمدتاً جمعيت هايي با عناوين مختلف در طيف چپ متأثر از اين حركت تحت عناوين احزاب سوسياليستي و يا كمونيستي در ايران ايجاد مي گردد كه در بسياري تحولات ايران، داراي نقش بودند. به همين دليل، شناخت تاريخ معاصر ايران و آشنائي با بازيگران اين عرصه، نيازمند شناخت جريان هايي است كه در ايجاد تحولات معاصر ايران، ايفاي نقش نمودند.
نویسنده این نوشتار درصدد است تا به تبارشناسی جریان چپ در ایران از آغاز نهضت مشروطه تا اضمحلال حزب توده در ایران بپردازد و فعالیت های احزاب مختلف سوسیالیستی و مارکسیستی را در تاریخ معاصر ایران مورد ارزیابی قرار دهد.
فهرست مطالب کتاب به شرح زیر است:

● نخستين تماس ايرانيان با جنبش چپ

● نخستين گروههاي چپ در ايران

● از «انجمن هاي مخفي» تا حزب «اجتماعيون عاميون»

●رهبران حزب «سوسيال دموكراسي»

● مشروطيت و حزب «سوسيال دمكرات»

● سرانجام «حزب دمكرات»

● حزب سوسياليست

● حزب «عدالت»، نخستين حزب كمونيستي ايران

● حزب كمونيست ايران
حزب كمونيست ايران و حكومت رضاخان
حزب كمونيست ايران و توجه به روشنفكران

● گروه ماركسيستي 53 نفر

● حزب توده ايران
خط مشي حزب توده ايران
حزب توده و نهضت ملي شدن صنعت نفت
انشعاب در حزب توده
پي آمدهاي انشعاب در حزب توده ايران
سازمان ها و تشكيلات وابسته به حزب توده


دانلود کتاب:
لينک دانلود  (نسخه الکترونيکي با حجم کمتر از يک مگابايت)
براي دانلود، روي لينکهاي بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد.
 

 

 

 

 

 

 

 Ãزندگي روزانه

کار، مُد، سلامتی، خانواده، رموز موفقیت و ... (مردمان)

عشق حقيقي چيست؟
 

"عـشق یـعنی صبر و شـکیبایی، یعنی مهربانی؛ عشـق رنــگ حسد و مـباهات به خود نمی گیرد، تکبر و غرور نمیشناسد، گستاخانه عمل نمیکند، به سادگی خشمگین نمی شود، و اشتباهات را بـدست فراموشی میسپارد. عشق از بدیـها رنج میبـرد و با حقیقت شکوفـــا میشود. مامن امنی برای ماواست، با خود امید و اطمینان را به ارمغان می آورد و تا ابد جاودان باقی میماند، عشق هیچ گاه مغلوب نخواهد شد."

قطعه بالا خصوصیات یک عشق حقیقی را به تصویر کشیده است. این خصوصیات در روح عشق های الهی به چشم می خورد. ما هم باید سعی کنیم تا از این تعابیر در عشق های زمینی بهره بگیریم. مشکل اساسی که امروزه بیشتر افراد با آن روبرو هستند این است که در روابط احساسی خود به هیچ وجه به دنبال یافتن ویژگی های "دوست داشتن واقعی" نیستند. در عوض همه به دنبال خصوصیات ظاهری، شهرت و ثروت طرف مقابل هستند. همانطور که می دانید این گزینه ها به هیچ وجه جزء مفروضات یک عشق حقیقی نبوده و به مرور زمان در روابط رنگ می بازند؛ به همین دلیل نباید معیار اصلی انتخاب خود را بر پایه گزینه های زودگذر استوار سازیم.
"عشق الهی با عشق زمینی متفاوت است. خداوند به دنبال چیزهایی که انسانها از روابطشان انتظار دارند نیست. مردم فقط به ظواهر امور اهمیت میدهند؛ اما خداوند به دنبال پاکی و معصومیت موجود در قلب انسانهاست."
عشق صرفاً بیان احساسات نیست و تنها در مقام عمل و در سایه اعمال از خودگذشتگی است که معنا پیدا می کند. البته بیان احساسات جزء لاینفک عشق ورزی محسوب می شود اما نمی توان بر روی آن به عنوان تنها معیار عاشقی حساب باز کرد. از خود گذشتگی حقیقی همیشه ما را به سمت عملی کردن گفته هایمان هدایت می کند و از این طریق می توانیم به عشق حقیقی دست پیدا کنیم.
"سعی کنید تا جایی که می توانید با زبان و گفته هایتان عشق نورزید بلکه با حقیقت اعمالتان دوست داشتن خود را منعکس کنید."
سکس، عشق نیست! ما یاد گرفته ایم که دوست داشتن و برقراری رابطه جنسی مشابه هم هستند. اما این مطلب صحت ندارد. رابطه جنسی امری است برای تکمیل ازدواج های قرادادی و تنها زمانی زیباست که پا را فراتر از حد و مزر تعیین شده آن نگذاریم، در غیر اینصورت به امری نکوهیده تبدیل می شود.


سکس پیش از ازدواج
برقراری رابطه جنسی پیش از ازدواج در اکثر موارد چیزی جز رنج و ناامیدی را برای طرفین به همراه ندارد. در تمام کتابهای آسمانی به گونه ای به این مطلب اشاره شده است که وقتی دو نفر با هم ازدواج می کنند روح و جسم آنها یکی می شود و برقراری رابطه جنسی نیز حسن ختامی برای نمایش منتهاي این پیوند و انسجام است. زمانیکه دو نفر پس از برقراری رابطه جنسی ارتباط خود را با یکدیگر قطع می کنند درست مثل این است که جسم و روحشان را از وسط به دو نیم می کنند. به همین دلیل هم هست که نوجوانان و جوانان به افرادی که بدنشان را در اختیار آنها قرار میدهند وابسته شده و نسبت به آنها ضعیف و آسیب پذیر می شوند. به راحتی میتوان دریافت که سکس پیش از ازدواج منظر صبر و شکیبایی نیست، مهربان نبوده و از شما محافظت نمی کند و خلاصه در یک کلمه اصلا عشق نیست.


تشخیص عشق حقیقی
ما تنها زمانی می توانیم معنای عشق حقیقی را در یابیم که به آن رسیده و با تمام وجود آنرا حس کرده باشیم. اگر وارد یک رابطه شویم که تمام خصوصیات عشق حقیقی را داشته باشد و خودمان نیز احساس کنیم که تا پایان عمر تمایل به ادامه ارتباط را داریم بعد تازه آن موقع است که می توانیم بگوییم حقیقتاً "عاشق" هستیم. 3 نشانه که می تواند ما را به سمت چنین احساسی راهنمایی کند به قرار زیر است:
ما باید...
1) رفتارمان مطابق با فرامين الهی باشد.
2) کاملا با خودمان صادق باشیم.
3) توانایی درک تعهدی که با عشق به میان می آید را داشته باشیم.
 

 

 

 

 

 

 Ãدانش روزانه


چطور
یک وان‌دوگراف بسازیم؟  
 

وان دوگراف دستگاهی است که می‌تواند یک‌عالمه الکتریسیته ساکن تولید کند، درست مثل ابرها؛
به‌طوري كه وقتی دست‌تان را به آن می‌زنید، می‌توانید جرقه‌هایی مثل رعد و برق را در اتاق خودتان ببینید!


چی لازم دارم؟

یک کش پهن لاستیکی
سیم
میخ
یک آرمیچر کوچک مثل موتور بادبزن
یک تکه لوله PVC
یک سیخ چوبی
کیسه پلاستیکی
نوارچسب
قوطی نوشابه فلزی
بطری نوشابه پلاستیکی
2 باتری 3ولتی
یک ظرف ماست پلاستیکی کوچک
چه کار کنم؟

1 - وسط ظرف ماست را سوراخ کنید.
2 - آرمیچر را درست زیر سوراخ به ظرف بچسبانید.
3 - میخ را داغ کنید و با احتیاط 2 سوراخ برای عبور سیم‌های آرمیچر در دیواره ظرف درست کنید. سیم‌ها را از سوراخ‌ها رد کنید.
4 - سوراخ دیگری درست عمود بر محور موتور آرمیچر ايجاد كرده و از آن یک سیم آزاد بگذرانید که سیم زمین بشود.
5 - لوله PVC را روی ظرف بگذارید. بالای لوله یک تکه از سیخ چوبی را قرار دهید. دور سیخ را با نوارچسب بپیچید تا کلفت شود. حالا کش را دور سیخ بیندازید. سر دیگر کش را به محور آرمیچر بیندازید. همه چیز را با نوارچسب سفت کنید.
6 - حالا سر و ته بطری پلاستیکی را ببرید. لوله PVC باید در بطری جا شود. روی سر بطری هم قوطی نوشابه را بگذارید.
7 - انتهای بطری نزدیک به قوطی را سوراخ کنید؛ از آن یک سیم - که سرش را لخت کرده‌اید - بگذرانید و آن را به قوطی وصل کنید و با چسب محکم کنید.
8 - حالا سیم‌های بیرون‌آمده از ظرف ماست را به باتری‌ها وصل کنید. بعد از چند دقیقه همه چیز برای رعد و برق حاضر است؛ کافی است به قوطی دست بزنید.
 

 

 

 

 

 

 Ãستون آزاد

نحوه ورود و شكل گيري گروه هاي

شيطان پرستي در ايران

قسمت پنجم


4) موسيقي و شيطان‌پرستي
در بخش‌هاي گذشته اشاره كرديم كه نحله مورد مطالعه با استفاده از موسيقي نتوانست به نفوذ خود در اقصي نقاط جهان تحقق بخشد .
عمده اين اقدامات در فضاي تاسيس و فعاليت گروه متاليكا تاكنون دنبال شده است كه در ادامه به معرفي آن خواهيم پرداخت .
 


1. آشنايي با متاليكا
در سال 1981 يك نوازنده درام به نام " ‌لارس الريچ " با انتشار يك آگهي فراخوان تشكيل يك گروه هوي متال را اعلام و پس از مدتي موفق به جذب افراد مختلفي مي‌شود .
فعاليت اين گروه‌ها مانند ساير گروه هاي هوي متال به صورت غيرقانوني و زيرزميني در ظاهر و در باطن با حمايت سازمان‌هاي جاسوسي ايالات متحده آمريكا با شعارهاي اجتماعي و اعتراضي ادامه و گسترش مي‌يابد .
اين گروه چند سال بعد پيشنهادهاي Black metal را نيز ادامه داد و ضمن ارائه آثار مختلف زمينه را براي شكل‌گيري گروه هاي بعدي فراهم آورد .
* ارزش‌هاي القايي متاليكا :
متاليكا در حقيقت ضدارزش‌هايي را ارائه مي‌نمايد كه شامل " بازگشت به تاريكي "
(محور اصلي تفكرات شيطان‌پرستان ، بي‌رحمي و تجاوزات جنسي ، فحاشي ، هجوم و حمله به جامعه و فرهنگ عمومي آن) مي‌باشد .
خوانندگان اين گروه بر روي صحنه و در كليپ‌هاي خياباني دست به خوردن و آشاميدن ميوه‌هاي فاسد ، ‌ادرار ، مدفوع ، خون و مردار نموده و از كثيف‌ترين گروه‌هاي موسيقي جهان به حساب مي‌آيند .
همچنين گفتني است متاليكا از هم‌جنس بازي نيز دفاع مي‌نمايد و آلبومي را در سالروز مرگ " ‌كوئين " ، همجنس‌باز بنام آمريكايي منتشر كرد .
برخي آمارها حكايت از اين امر دارد كه تاكنون بيش از ده ميليون و دويست هزار كپي از آلبوم هاي اين گروه " موسيقي شيطاني " به فروش رسيده است .
براي آشنايي با افكار خوانندگان و اداره‌كنندگان گروه‌هاي متاليكا در ادامه برخي از اشعار ايشان با ترجمه آن ارائه مي‌شود :
Band: Nargaroth
Song:The Day Burzum Killed Mayhem
Album: Black Metal Ist Krieg (2001)
a year of misery ?
سال بدبختي ؟
Darkness fills the sky.
تاريكي آسمان را در برگرفت
I hear the warriors cry.
صداي گريه سلحشور را مي شنوم
The legend tells a story
افسانه‌ها داستاني را بيان مي كنند
From a Viking from the north,
از وايكينگي از شمال
Who met a Death Warrior
چه كسي سلحشور مرگ را ملاقات كرده؟
Black Metal was never really the same.
بلك متال هرگز يكسان نبود
The legend call it murder
افسانه‌ها آن را كشتار ناميدند
And the Viking had survived.
و وايكينگ نجات يافت
But the eyes of the Death Warrior
اما چشمان سلحشور مرگ
Never saw again the sun upon the sky.
هرگز خورشيد را بر فراز آسمان نديد
And the quintessence:
و در اصل:
Everyone recognized war,
همگان جنگ را تاييد كردند
That Black Metal isn't just Entertainment anymore.
بلك متال فقط يك سرگرمي نبود
I can still remember
هنوز هم مي توانم به ياد بياورم
My emotions so confused.
احساسات فوق العاده مغشوشم را
My soul was seeking answers.
روحم به دنبال پاسخ بود
No knife I let unused.
تيغه اي نبود كه بگذارم بي استفاده بماند
So many questions
سوالات بسيار زيادي
I had to satisfy.
مجبور بودم كه خرسند باشم
My soul was under torture,
روحم زير شكنجه بود
But I knew my way was right
اما من مي دانستم كه راه من درست است
I see a cemetery fall asleep under fog
قبرستاني را ديدم كه در زير مه به خواب رفته بود
And I know the old days will never come Again.
و من مي دانم كه روزهاي گذشته هرگز باز نمي گردند
1993, this year of misery was the knife
سالي از بد بختي كه همانند چاقويي
which split the Black Metal scene apart.
چشم انداز بلك متال را از هم جدا ساخت
Since that mighty day Black metal split his Way,
بعد از آن روز بزرگ بلك متال توسط او دو نيم شد
And the unity was never the same again.
و يگانگي هرگز به جود نيامد
Lies, rumors and hate. Moneymaking, sadness And shame
دروغ‌ها ، شايعات و نفرت. منافع، دلسردي و شرمساري.
And all this by, the Day as Burzum Killed Mayhem.
و همه اينها در روزي كه بارزام مايهم را كشت
Remember this day! Remember this way!
اين روز را به خاطر سپار، اين طريق را به خاطر سپار
That you never betray, what here leads you On your way!
تو هرگز تسليم نخواهي شد، كه در اينجا به راهي سوقت دهند
And I never will forget
و من هرگز فراموش نخواهم كرد
The day as this both warriors met.
روزي را كه اين دو سلحشور رودررو شدند
The blood was hot the moon was red
خون جوشان بود و ماه قرمز رنگ،
And Black Metal created his own grave.
و بلك متال براي خود قبري ايجاد كرد
And I dream from days before
و من رويايي ديدم از روز قبل
Black Metal Maniacs, no whore,
مجنونان بلك متال، هيچ فحشايي نبود
In the legions of war
در سپاه نبرد
The demons in our heads the law.
شياطين بر سر ما قانون،
So I summon you once again,
و من تو را بار دگر فرا خواندم
We should never forget the pain
ما هرگز نبايد رنج را از ياد ببريم
From older days in our veins
از روزگاران گذشته در شاهرگ ما
We now cut of that it can flow like rain.
تكه اي از آن هست كه همانند باران گردش كند
Arrghh, this was the legend from
اين افسانه اي بود از

2. دلايل استفاده از موسيقي
الف . جاذبه هاي مجازي و حاشيه‌اي موسيقي متاليكا مانند ايجاد فضا براي روابط آزاد دختران پسران
ب. ارزان و قابل دسترسي بودن موسيقي با توجه به ارتقاء‌تجهيزات فني تكثير و توزيع
ج . كاهش سطح حساسيت يا حساسيت زدايي از طريق نفوذ به خانواده‌ها ،شركت‌ها ،‌اتومبيل‌هاي شخصي ،رايانه‌هاي شخصي بالاخره گوشي‌هاي تلفن همراه

3. روند و روال
روند و روالي كه موسيقي متاليكا در گسترش مقوله شيطان‌پرستي تاكنون طي كرده است بسيار قابل توجه مي‌باشند .
ظهور يك خواننده جديد دقيقا به مثابه يك شيطان جديد همواره جمع تازه‌‌اي از علايق و عواطف اقشار مختلف مردم در كشورهاي جهان را (علي‌الخصوص جوانان) به خود جلب مي‌كند.
نقش موسيقي متال نقش حساس گسترش دامنه مخاطبين شيطان‌گرايي مي باشد . از سوي ديگر با گذشت زمان خوانندگان متاليكا همه روزه بيشتر تمايلات شيطاني خود را آشكار مي‌نمايند و بدين‌سان مي‌توان آنها را تنها عامل تبليغ شيطان‌گرايي معرفي كرد .

4. مرلين منسون
همانطور كه در بخش قبلي به آنها اشاره شد ، استفاده از موسيقي و به تبع آن ظهور خوانندگان جديد به مثابه شياطين نو ،ظرفيت‌هاي جديدي را در اختيار شيطان‌پرستان قرار داد .
"برايان هاگ وارنر" نام اصلي فردي است كه امروز به مرلين منسون يا به اختصار (MM) شهرت يافته است .
وي كه اكنون علاوه بر هواداران چندين هزار نفري در اقصي نقاط جهان به عنوان شيطان بزرگ شناخته و مورد پرستش قرار مي‌گيرد . مانند ساير افرادي كه از چهره‌هاي شاخص شيطان‌پرستي به حساب مي‌آيند دوران كودكي توام با سختي‌هاي فراوان مانند فقر و تنگدستي را سپري كرده‌است .
" برايان وارنر " يا (MM) تاكنون توانسته است نقش يك منجي را براي شيطان‌پرستي ايفا كند و اين افراد را از بن‌بست عزلت خارج كرده و مجددا به عرصه فعاليت‌هاي اجتماعي وارد سازد .
مرلين منسون نيز مانند ساير چهره‌هاي شناخته شده شيطانيسم چندين مرحله در طول عمرش يعني طي 38 سال گذشته ، براي مدت چند ماه يا چند هفته از نظر‌ها دور شده و پس از طي زمان موردنظر با ارائه يك كنسرت بزرگ و يا در چهره‌اي جديد و البته سخيف‌تر از گذشته ظاهر مي‌شود .
(لازم به ذكر است كه شيطان‌پرستان ادعا مي‌كنند كه در اين مدت به ملاقات شيطان و يا شياطين مي‌روند و دستوراتي را دريافت مي‌كنند.)
گفتني است طبق اطلاعات موجود زماني كه اين افراد " غيب " مي‌شوند ، جلساتي را با برخي مقامات بلندپايه امنيتي آمريكا و رژيم صهيونيستي برگزار مي‌نمايند و خواسته‌هايشان را مبني بر حمايت‌هاي مالي ، حقوقي و ... بيان و از حمايت ايشان برخوردار مي‌شوند .
تصوير فوق از فرد مذكور است كه قرباني ديگري و نمادي از شيطان يعني گربه را در دست دارد . (موجودي كه توسط وي بايد قرباني شود.)
با توجه به اهميت نقش (MM) در هدايت و جذب جوانان و نوجوانان ايراني به شيطان‌پرستي در آينده به خواست خداوند پژوهش كامل ارائه خواهد شد .

ادامه دارد ...

 

 

 

 

 

 

 Ãستون آزاد

آنچه باید در مورد
آنفلوآنزای پرندگان بدانید

آنفلوانزای مرغی بیماری مسری حیوانات است که توسط ویروس ایجاد می شود. این ویروس بطور طبیعی پرندگان و بصورت کمتر شایعی خوک ها را درگیر می نماید. این ویروس توانسته است انسان را نیز آلوده نمایداین بیماری بر روی اندام های مختلف داخلی تاثیر می گذارد و حتی میتواند در عرض 48 ساعت ، مرگ ومیر تا 100 درصد را ایجاد نماید.
یگانه آهی، کارشناس ارشد آموزش بهداشت و مریم رضا زاده، کارشناس مامایی در مقاله ای مشترک در خصوص آشنایی با بیماری آنفلوانزای پرندگان و نحوه انتقال آن به انسان آورده اند: ویروس های گونه H5 و H7 در ابتدا به فرم کمتر بیماریزا، پرندگان را درگیر می کنند و سپس وقتی ویروس در بین پرندگان شروع به رشد کرد، در عرض چند ماه به فرم بشدت بیماریزا تبدیل می گردد. به همین دلیل، حضور ویروس های گونه H5 و H7 ، حتی وقتی که نشانه های اولیه آلودگی بسیار خفیف باشد ، از اهمیت بسزایی برخورداراست.


آیا پرندگان مهاجر ویروس های بشدت بیماریزای آنفلوانزا را پراکنده می کنند؟
نقش پرندگان مهاجر، در پراکنده نمودن ویروس های بشدت بیماریزای آنفلوانزا بطور کامل شناخته نشده است. مرغ های دریایی وحشی به عنوان منبع طبیعی ویروس های آنفلوانزای نوع A در نظر گرفته می شوند. آنها احتمالا، قرن ها است که ویروس های آنفلوانزا را بدون آسیب رسانی واضح حمل می کرده اند.کما اینکه ، آنها به عنوان ناقل فرم کمتربیماریزای ویروس های گونه H5 و H7 نیز شناخته شده اند. شواهد قابل توجهی نشان می دهد که پرندگان مهاجر ، فرم کمتربیماریزای ویروس های گونه H5 و H7 را وارد گروه ماکیان می نمایند که این ویروس ها ، سپس به فرم بشدت بیماریزا تبدیل می گردند. وقایع اخیر ، این احتمال را بیشتر مطرح می نماید که پرندگان مهاجر بطور مستقیم ویروس H5N1 را به فرم بشدت بیماریزا پراکنده می کنند.


چه نکته قابل ذکری در رابطه با بروز اخیر بیماری در بین ماکیان وجود دارد؟
از نظر آماری ، بروز فرم بشدت بیماریزای آنفلوانزا که در اواسط سال 2003 در آسیای جنوب شرقی شروع شد، بزرگترین و شدیدترین است. تا قبل از این زمان ، هرگز سابقه نداشته است که چندین کشور بطور همزمان دچار این بیماری و از دست دادن تعداد بسیار زیادی از پرندگان شوند . عامل این بیماری (ویروس H5N1 ) ثابت کرده است که بطور مشخصی، بسیار قوی است. علیرغم مرگ و یا انهدام در حدود 150 میلیون پرنده ، این ویروس، در حال حاضر آندمیک ( بومی ) کشورهایی چون اندونزی، ویتنام، کامبوج، چین، تایلند و لائوس شناخته می شود. انتظار می رود که کنترل بیماری در پرندگان ، چندین سال طول بکشد.


کدام کشورها در حال حاضر تحت تاثیر شیوع بیماری پرندگان قرار گرفته اند؟
از اواسط دسامبر 2003 تا اوایل فوریه 2004 ، بیماری در 8 کشور آسیایی (کره ، ویتنام ، ژاپن ، تایلند ، کامبوج ، لائوس ، اندونزی و چین ) گزارش شده است. اکثر این کشورها هرگز در گذشته دچار این بیماری نشده بودند و چنین تجربه ای را نداشته اند.در اوائل اوت 2004 ، مالزی اولین همه گیری ویروس H5N1 را در این کشور گزارش نمود و نهمین کشور آسیایی آلوده شد. روسیه ، در اواخر جولای 2005 و بدنبال آن در اوائل اوت ، قزاقستان اولین همه گیری خود را اعلام نمودند.تقریبا در همین زمان ، مغولستان از یافتن پرندگان مهاجر مرده از ویروس H5N1 ، گزارش داد.
در اکتبر 2005 ، همه گیری در پرندگان ترکیه و رومانی مورد تائید قرار گرفت. همه گیری در پرندگان وحشی و اهلی در سایر مناطق در حال رسیدگی و بررسی است. مقامات آلمانی ، کشف یک مورد گربه خانگی مبتلا به ویروس H5N1 را در شمال جزیره روگن (Ruegen ) اعلام کردند. بیش از 100 مورد پرنده وحشی ، از اواسط فوریه در این جزیره مرده اند که نتایج آزمایشات در چندین مورد، ابتلا به ویروس H5N1 را تایید نموده است. دولتهای اروپایی، در پی روبرو شدن با روند افزایش قوهای مرده و خطر انتقال بیماری توسط پرندگان مهاجر از آفریقا ، مراقبت های بیشتری را اعمال می کنند.
سه کشور آلمان ، اتریش و ایران ، مواردی از آنفلوانزای پرندگان را در قوهای وحشی کشف و اعلام کرده اند. آلمان و اتریش ، سومین و چهارمین کشور از کشورهای اتحادیه اروپا هستند که سه روز بعد از ایتالیا و یونان ،آنفلوانزای پرندگان (H5N1 ) را گزارش نموده اند.


این بیماری چه گرفتاری هایی برای سلامت انسان دارد؟
اولین خطر عمده ، خطر آلودگی مستقیم است و آن هنگامی است که ویروس از پرندگان به انسان ها سرایت می کند و منجر به بیماری خیلی شدید می گردد . بر خلاف آنفلوانزای فصلی متداول که عفونت صرفا باعث ایجاد علائم تنفسی خفیف می شود ، بیماری حاصل از H5N1 با تخریب سریع و بسیار مرگبار توام است. پنومونی ویروسی اولیه و از کارافتادن اعضا مختلف بدن در این بیماری شایع است. در همه گیری جاری ، بیش از نیمی از افراد مبتلا به ویروس فوت کرده اند. عمدتا کودکان و نوجوانانی که قبلا سالم بوده اند ، گرفتار بیماری شده اند.
دومین خطر عمده که بسیار اهمیت دارد ، این است که چنانچه ویروس ، به اندازه کافی فرصت یابد به فرم بسیار مسری ، تغییر شکل می یابدو براحتی از فرد به فرد منتقل می شود. انتقال بيماري از انسان به انسان مي‌تواند نشانه‌اي از ايجاد جهش در ويروس باشد كه در اين صورت احتمال بروز همه‌گيري جهاني قوت مي‌يابد.


در کجا موارد آلودگی انسانی پیش آمده است؟
شواهد آزمایشگاهی در حال حاضر، موارد انسانی گزارش شده در کشورهای کامبوج ، اندونزی ، تایلند و ویتنام را تایید می نماید. هنگ کنگ ، دو همه گیری را در گذشته تجربه کرده است. در سال 1997 در اولین گزارش آلودگی انسانی با ویروس H5N1 ، 18 نفردچاربیماری شده بودند که از این تعداد ، 6 نفر از بین رفتند. در اوائل سال 2003 ، دو نفر به ویروس آلوده شدند که یکی از آنان فوت کرد.


چگونه افراد آلوده می شوند؟
در حال حاضر ، تماس مستقیم با پرندگان و یا سطوح و اشیاء آلوده به مدفوع پرندگان، بعنوان خطر اصلی آلودگی انسانی در نظر گرفته می شود.اغلب موارد انسانی ، در مناطق حومه شهر ها ویا در روستاها پیش آمده است ( در مناطقی که بسیاری از خانوارها، پرندگان کوچک را نگهداری می کنندو این پرندگان ، اغلب وارد خانه ها و یا محل بازی بچه ها در نواحی بیرون منزل می شوند). از آنجا که پرندگان آلوده مقادیر متنابهی ویروس را از طریق مدفوع ، دفع می نمایند ،آلودگی در چنین شرایطی به وفور صورت می گیرد.بعلاوه ، از آنجا که بسیاری از خانواده های آسیایی ، منبع درآمد و غذایشان از طریق این پرندگان تامین می گردد ، پرندگانی را که نشانه هایی از بیماری در آنها بوجود آمده را یا می خورند ویا می فروشند. این عادتی است که به سختی قابل تغییر است. به نظر می رسد که آلودگی در هنگام ذبح ، پر کندن پرندگان ، تکه کردن قطعات گوشت و یا مهیا کردن پرندگان برای پخت و پز پیش می آید.


آیا خوردن گوشت پرندگان و یا محصولات آنها بی خطر است؟
این ویروس از طریق غذای پخته منتقل نخواهد شد. تا بحال مستنداتی مبنی بر اینکه فردی از طریق مصرف غذا و یا محصولات کاملا پخته شده پرندگان ، آلوده شده باشد ، مشاهده نگردیده است ، حتی در مواردی که این محصولات آلوده به ویروس H5N1 بوده اند. در کشورهایی که در حال حاضر آلودگی را تجربه می کنند ، بایستی احتیاطات لازم صورت گیرد. در مناطق عاری از بیماری ، با پیروی از دستورات بهداشتی و پخت کامل غذا می توان از گوشت پرندگان و یا محصولات آنها استفاده نمود. لازم به ذکر است که این ویروس نسبت به حرارت بسیار حساس است. درجه حرارت معمولی که برای پخت و پز غذا بکار می رود (°70 در تمامی قسمت های غذا ) ویروس را از بین خواهد برد. مصرف کنندگان بایستی اطمینان حاصل نمایند که تمامی قسمت های گوشت پرندگان کاملا پخته ( گوشت صورتی نباشد ) و تخم مرغ نیز کاملا پخته باشد ( زرده نبایستی حالت مایع داشته باشد ) .
همچنین مصرف کنندگان بایستی توجه نمایند تا در هنگام تهیه و آماده سازی غذا ، گوشت خام پرندگان ویا محصولات آنها در تماس با محصولات وموادی که به صورت خام مصرف می شوند ، قرار نگیرند.
افراد مسئول تهیه غذا ، پس از جابجایی گوشت ویا محصولات خام پرندگان ، بایستی دستهایشان را بطور کامل بشویند و تمامی سطوحی را که با گوشت پرندگان در تماس قرار گرفته اند را تمیزو ضدعفونی کنند. بدین منظور استفاده از صابون و آب داغ کافی است. در مناطق آلوده ، نبایستی تخم مرغ خام به غذاهایی که مجددا تحت حرارت قرار نمی گیرند اضافه شود.


آیا ویروس براحتی به انسان سرایت می کند؟
اگر چه بیش از 100 مورد انسانی در همه گیری اخیر آلوده شده اند ، این رقم در مقایسه با تعداد پرندگان آلوده و در مقایسه با تعداد موارد فرصت در معرض خطر قرار گرفتن بخصوص درمناطقی که نگهداری پرندگان در حیاط خانه متداول است ناچیز به حساب می آید. . در حال حاضر مشخص نیست که چرا صرفا برخی از انسانها که در معرض آلودگی قرار می گیرند به بیماری مبتلا می شوند و سایرین آلوده نمی شوند.


چرا همه گیری جهانی یک واقعه ترسناک است؟
این یک رویداد قابل ملاحظه است که می تواند بسرعت تمام کشورها را آلوده نماید. با توجه به اینکه منشا آلودگی ، ویروسی است که به سرعت با عطسه و سرفه پراکنده می گردد ، همه گیری غیر قابل توقف است. در حقیقت بیماران آلوده می توانند ویروس را قبل از ظهور نشانه های بیماری ، دفع نمایند . بنابراین خطر انتشار بیماری از طریق "مسافران هوایی بدون نشانه" وجود دارد.
چنانچه فرض شود که در صورت وقوع همه گیری ، ویروس، بیماری را بطور خفیف ایجاد نماید در حدود 2 تا 7.4 میلیون مرگ ( پیش بینی بر اساس آمار همه گیری سال 1957 ) در جهان اتفاق می افتد. مسلما پیش بینی برای یک ویروس سمی تر ، بسیار بالاتر خواهد بود. همه گیری باعث فشار مقطعی بسیار زیادی به سیستم های بهداشتی- درمانی می شود زیرا موج عظیمی از افراد در پی یافتن درمان های طبی و یا بیمارستانی خواهند بود. همچنین عدم حضور گسترده کارکنان سرویس های ضروری مانند : نیروهای مجری قانون ، حمل و نقل و ارتباطات می تواند جامعه را مختل کند و بر روی سیستم های تجارت و بازرگانی تاثیر بگذارد.
از طرفی از آنجا که در تمامی کشورها ممکن است شرایط اضطراری پیش آید لذا امکان کمک کشور ها به یکدیگر ممکن است میسر نباشد.


تولید واکسن در چه موقعیتی است؟
واکسن موثر بر علیه ویروس همه گیر تا این لحظه وجود ندارد.واکسنی که همه ساله برای مقابله با آنفلوانزای فصلی تولید می شود ، قادر به مقابله با ویروس آنفلوانزای همه گیر نیست. اگر چه تهيه واکسن انساني آنفلوانزاي پرندگان در دنيا مراحل پاياني را مي گذراند ، هیچ واکسنی در حال حاضر برای تولید انبوه وجود ندارد و انتظار هم نمی رود که تا چند ماه پس از شیوع همه گیری ، میسر باشد زیرا واکسن بایستی کاملا با ویروس همه گیر تطابق داشته باشد، لذا تولید انبوه زمانی صورت می گیرد که همه گیری اعلام گردد. انتظار می رود ظرفیت تولید جهانی واکسن بسیار پایین تر از تقاضا در دوران همه گیری باشد. كشور ایران نیزآمادگي لازم براي آغاز کار و خريد فناوري توليد واکسن آنفلوانزاي پرندگان ويژه انسان را دارد که این امربه سازمان بهداشت جهاني اعلام شده است.


راهنمای سازمان بهداشت جهانی در رابطه با بهداشت جامعه
شیوع آنفلوانزای پرندگان با منشاء ویروسی H5 و H7 برای بخش کشاورزی اهمیت بسزایی دارد و می تواند عواقب اقتصادی قابل توجهی داشته باشد. همچنین شیوع این بیماری در رابطه با سلامت انسان اهمیت ویژه ای دارد. به همین دلیل سازمان بهداشت جهانی ، یکسری تدابیر پیشگیرانه را پیشنهاد می نماید تا در رابطه با آلودگی افراد در معرض خطر بیماری مدنظر قرار گیرد. امروزه اغلب موارد ابتلا به آنفلوانزای پرندگان از ویروس های نوع H5 و H7 بوده است. به دلایل متعدد ، ویروس بشدت بیماریزای H5N1 از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این ویروس موجب بیماری با شدت زیاد و مرگ و میر بالا می گردد.
ثابت شده است که کنترل این ویروس در پرندگان بسیار مشکل است و بصورت یک بیماری بومی در پاره ای از مناطق آسیای جنوب شرقی درآمده است.


محافظت از افرادی که به لحاظ موقعیت شغلی در معرض خطر هستند
افرادی که به لحاظ موقعیت شغلی در معرض خطر هستند بایستی از وسایل حفاظت شخصی استفاده نمایند:
استفاده از لباس های محافظت کننده (ترجیحا لباس هایی که بطور کامل بدن را بپوشاند ) و علاوه بر آن استفاده از روپوش آمپرمابل یا گان جراحی با آستین بلند,استفاده از دستکش پلاستیکی صنعتی (دستکش کار),استفاده از ماسک تنفسی N95 (NIOSH-Certified یا مشابه )و در صورت موجود نبودن استفاده از ماسک جراحی استاندارد کاملا چسبان,استفاده از عینک ایمنی و استفاده از چکمه های پلاستیکی یا پوششهای حفاظتی یکبار مصرف پا ضروری است.


مراقبت های بهداشتی
افرادی که به لحاظ موقعیت شغلی در معرض خطر هستند بایستی ازاولین نشانه های آلودگی با ویروس H5N1 آگاه باشند .اگر چه بایستی توجه داشته باشند که بسیاری از بیماریهای مشترک دیگر ، ممکن است نشانه های اولیه مشابه با این بیماری راداشته باشند.
نشانه های اولیه بیماری در اکثر بیماران آلوده به ویروس H5N1 ، تب 38 ° یابالاتربه همراه علائم تنفسی شبیه به آنفلوانزا شامل سرفه ، آبریزش بینی ، گلودرد و (در موارد غیر شایع ) تنگی نفس مشاهده می گردد. اسهال آبکی در مراحل اولیه بیماری وجود دارد و ممکن است علائم تنفسی تا یک هفته پیشرفت کند. ممکن است علائم گوارشی - روده ای ( درد شکمی ، استفراغ ) پیش بیاید و همچنین سردرد نیز گزارش شده است. اخیرا 2 بیمار با نشانه های آنسفالوپاتی ، اسهال و بدون علائم تنفسی گزارش شده است.