بعضی مواقع هست؛ از همه جا میبری، کلاً از همه کس ناامید میشی؛ نه که نشون بدیا، اتفاقاً خیلی پرانرژی، خیلی باقدرت، خیلی شاد و شنگول و خیلی خوشحال به نظر می‌رسی... اما خب بالاخره درونت یه چیز دیگس... دورترین و نزدیکترین‌هات... خوب که دورتا نگاه میکنی، میبینی هیچ کس نیست؛ حتی یه نفر...

اون وقته که یه نگاه به بالای سرت میکنی، و خودشا شکر می‌کنی که حداقل یکیا برای خودت نگه داشتی...

پ.ن: وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ ﴿ بقره ۱۸۶﴾

و هنگامى كه بندگان من، از تو درباره من سؤال كنند، (بگو:) من نزدیكم! دعاى دعا كننده را، به هنگامى كه مرا می‏خواند، پاسخ مى‏گویم!